اگر همراه نیستید، سد راه نشوید
یاشار سهندی
حزب کمونیست کارگری سالیان طولانی است که بر این میکوبد که رژیم
رفتنی است و مردم حکم سرنگونی اش را به او ابلاغ کرده اند. اما بسیاری
ريشخند زدند و گفتند خاتمی آمد و کار ما هم به خاتمه رسیده است، باید
رفت و فکر دیگري کرد که این رژیم خیال سرنگون شدن ندارد. حزب کمونیست
کارگری اما گفت: ما با جنبش سرنگونی روبرو هستیم که ممکن است این رژیم
به حالتهای مختلفی از یک کودتا گرفته تا حمله نظامی و تا یک انقلاب
سرنگون شود. و بر این کوبید که انقلاب شکل مطلوب و متمدنانه سرنگونی
این رژیم سفاک است که این مطلوب کمونیستها و طبقه کارگر است و خود را
آماده ساخت که به پیشواز این انقلاب برود و نه تنها این بلکه"معمار این
انقلاب" باشد. و آستینها را بالا زد و تمام نشانه هایي که از وقوع یک
انقلاب خبر میدهد را رصد کرد و به خود جامعه نشان داد. برخی شانه بالا
انداختند و فرمودند:" جنبش سرنگونی شکست خورده و احمدی نژاد انگلیس را
تحقیر کرده، شیخ حسن نصر الله پوزه اسراییل را به خاک مالیده، جمهوری
اسلامی متعارف میشود پس دیگر برای کمونیستها وظیفه ای باقی نمی ماند.
اما حزب کمونیست کارگری بر اساس مشاهدات واقعی در سطح جامعه نشان میداد
و تاكيد ميكرد كه آتشفشان دارد فعال میشود. یک عده دیگر یادشان آمد حق
با آن برخی دیگر بوده است و حزبی که در تدارک یک انقلاب بود را بی تحرک
و رخوت زده اعلام کردند و گفتند طوری که باد میورزد و شاخه میجنبد این
رژیم قصد سرنگون شدن ندارد. و هر دو جریان همسرایی کردند امروز نه، اما
فردا، حتما دولت امریکا به رهبری بوش به ایران حمله میکند و سناریو
سیاه راه میافتد پس همه کارها را تعطیل کنیم، و به پیشواز سناریو سیاه
برویم! و تنها کاری که تعطیل نکردند و بسیار قاطعانه ادامه دادند و
میدهند این بوده که منصور حکمت را یک پدیده دگم و بی خاصیت معرفی کنند.
و اما عده اي دیگر مستقیم و غیر مستقیم این حزب را به استهزا گرفتند و
گفتند کارگران و حنبش کارگری مبارزاتش از سر بدبختی اش است و هزاران
اعتصاب کارگری را تدافعی دانستند. گفتند که افق سوسیالیسم شکل نگرفته و
سندیکا اوج مبارزه کارگران است. گفتند یک نفری تو جنبش کارگری است که
احتمالا مامور سیا است و دارد پول توزیع میکند تا جنبش را به فساد
بکشاند. یکعده دیگر گفتند چرا کارگران نامه اعتراضی اضافه دستمزد را به
مجلس یا فلان وزارت خانه ابلاغ میکنند. جنبش اعلام دستمزد از سوی
کارگران و طومار جمع کردن حول آن بی فایده است و کلا تشکل کارگری ساختن
بی معنا است!
اما حزب کمونیست کارگری به رهبری حمید تقوایی یک یک نشانه هایي که
از سوی جامعه بروز پیدا میکرد را بزرگ کرد و نشان داد که این جامعه به
سوی چپ چرخیده است و به سوی یک انقلاب پیش میرود. این حزب گفت: نگاه
کنید به شعارها و بیانیه ها و خواسته های مراسمات رسمی و غیر رسمی مردم
معترض. اعتصاب کارگران را حتی کوچکترین آنرا به همگان نشان داد تا نشان
دهد طبقه کارگر در حال تعرض است نه دفاع، اگر رژیم بساط اعدام علنی، و
لت و پار کردن جوانان در خیابان ها و کهریزک را راه انداخته، اگر رژیم
زنان را در خیابانها به شدت مورد ضرب و شتم قرار میدهد، این حرکات از
ترس شکل گیری یک انقلاب است نه از سر قدر قدرتی. زمانی که خطر حمله
نظامی بر بالای سر این جامعه میچرخید تاکید کرد که برای جلوگیری از
وقوع احتمالی سناریو سیاه فقط یک راه است و آن سرنگونی این دولت به ضرب
انقلاب مردم است. تاکید کرد اگر قرار است دنیا از شر تروریسم در هر دو
شکل آن خلاص شود عملي ترين و مناسب ترين راه از نظر مردم سرنگونی نظام
اسلامی در ایران به مدد انقلاب است. بر مبارزات مردم در روز جهانی
کودک، بر ١٦ آذرها، بر حرکت جوانان در میدان آریا شهر، بر مبارزه مردم
بر علیه اعدام، بر جشن آدم برفی ها، بر ٨ مارسها، بر همبستگی های بین
المللی با کارگران ایران، بر اول ماه مه ها انگشت گذاشت که رسما شعار
سوسیالیستی "ما کار میکنیم که زندگی کنیم / زندگی نمی کنیم که کار
کنیم" فریاد زده شد، بر آن شعار کارگران جهان متحدشوید در اول مه ، بر
آن بر هم زدن بساط انتخاباتی رفسنجانی در اول مه در استاديوم ورزشي، بر
آن تجمع کارگران در پاک لاله تهران در اول مه ٨٨ اشاره کرد که چگونه
اینها طلايه هاي انقلاب در حال شکل گیری است. چپ ما اما گیج سرانه
تاکید میکرد هیچ خبری نیست اگر هم هست بیفایده است. اما رژیم تا بن
دندان مسلح از ترس، پیشاپیش به پیشواز انقلاب میرفت و خودش را آماده
میساخت و مانور علیه مردم در خیابانها ترتیب میداد که بگوید هر حرکتی
را به شدت سرکوب میکند. متوسل به انرژی هسته ای و ماهواره امید و احمدی
نژاد و مرتضوی میخواست جلو شروع این حرکت را بگیرد و دیدیم که چه خیال
باطلی بود.
وقایع بعد از ٢٥ خرداد اتفاقات ابتدا به ساکن نبود. این حزب تاکید
کرد که این حرکت شروع انقلاب است نه پس گرفتن رای و آنرا برسمیت شناخت.
حمید تقوایی بدرستی تاکید میکرد انقلاب از این مراحل خواهد گذشت و چه
به سرعت گذشت. همه اشکالی که ممکن این بود این انقلاب بگیرد و حزب
کمونیست کارگری بر آن تاکید کرده بود یکی یکی دارد به وقوع میپیوندد.
از انقلاب زنانه، تا جنبش به شدت ضد مذهبی، از اینکه این انقلابی بر
علیه اعدام، تا اینکه این جنبش خلاصی فرهنگی است و تا اینکه این جنبش
در پی هویت انسانی است. از نسلی گفت که دیگر مسجد را نمی شناسد اما به
تکیه به اینترنت و فیس بوک همه خواست درونی اش را بیرون میریزد. خاطر
مان باید باشد چقدر در این سالها چپ های ما برای تحقیر مبارزات مردم
میفرمودند: این مبارزات "کی بوردی و پشت مانیتور" است، مجازی است اما
در بیرون خبری نیست که نیست. به ما يادآوري كردند كه "جنبش اصلاحات"
ادامه مي يابد و حكومت اسلامي "متعارف" ميشود. این حزب تنها و تنها
حزبي بود كه تاکید کرد اتفاقا این انعکاس مبارزات واقعی جاری در بطن
جامعه است. بعد از ٢٥ خرداد چپ ما گفت: دروغ است! این جنبش ارتجاعی
است، سبز است، ما "مردم" نداریم، انقلاب مردمی نداریم، ما هدفمان رهایی
انسان نیست، کارگران با پلاکارد حضور ندارند، خیابانها ترافیک بوده نه
تظاهرات، مبارزه ضد رژیمی به کارگر ربطی ندارد، دیکتاتور ستیزی شعار ما
نیست، مبارزات سرنگونی طلبانه است نه انقلاب، این دوره انقلابی است نه
انقلاب!( بی محتوا کردن مبحث مشهور منصور حکمت تحت عنوان "دولت در دوره
های انقلابی") در شمال خیابان انقلاب تهران جریان دارد نه در جنوب آن،
کسی شیشه بانکی را نشکسته پس توده های پایین دست جامعه حضور ندارند
بنابراین مرتجعانه است و ...این بود تا وقایع یکی بعد از دیگری آرام و
آرام لحن این چپ را عوض کرد ( البته هنوز جریانی با سماجت تاکید میکند
این جنبش ارتجاعی است، ما اما دعا میکنیم خداوند یک مقدار عقل به ایشان
عنایت فرماید!) دارند میپذیرند که این مبارزات ضد رژیمی مبارزات
کارگران نیز هست. به زبان می آورند که " موقعیت انقلابی" است اما هنوز
از خود انقلابي كه جلوي چشم همه جريان دارد سخن نميگويند. آنرا برسميت
نميشناسند. اما همين حد از اعتراف بخصوص بعد از مبارزات "شورانگیز
مردم" در ٦ دی روز بروز بیشتر دارد بیان میشود. اما برای اینکه خود را
از نفس نیانداخته باشند ضمنا میگویند:" شاید جنبش آزادیخواهانه کنونی
زود رخ داد و طبقه کارگر برای رهبری آن آماده نیست." یعنی اینکه باز به
زبان بی زبانی اعلام میکنند که کارگران نقشی ندارند و نباید زباد دلخو
ش بود.
ما بارها تاکید کردیم که کارگران بوسیله نمایندگان سیاسی خود که
کمونیستها باشند در این تحولات نقش اساسی داشتند بخصوص کمونیستهای
متشکل در حزب کمونیست کارگری. ایشان بودند که سالیان طولانی (سی سال
مداوم) بر خواستهای طبقه کارگر تاکید کردند و در عرصه های مختلف به
پیروزی رساندند. کمترین کارشان در عین بزرگی اقدامشان در زمانی که دنیا
را برداشته بود که کار کمونیسم تمام شد، کمونیستهای از این دست بودند
که پرچم طبقه کارگر را برافراشتند. خشت به خشت این جنبش را چیدند از
دستاوردهای آن محافظت کردند. اگر اکنون روزبروز جنبش انقلابی مردم
رادیکال میشود و "ساختار شکن" میشود به یمن حضور حزب بوده است. اگر هفت
ماه تلاش بی وقفه ضدانقلابی همه ارگانهای بورژوازی اعم از سرکوبگران در
خیابان و شکنجه گران و متجاوزین در زندانها و رسانه های مانند بی بی سی
و صدای امریکا نتواسته تاکنون این جنبش را خفه سازند بلکه هر روز
بالنده تر میشود به یمن جنبشي است كه اين حزب آنرا در تمام حياتش
نمايندگي كرده، هدايت كرده، و آنرا بزرگ كرده و جلوي چشم همگان گذاشته
است. اینها همه واقعیت جامعه ایران است اگر کسی ریگی به کفش نداشته
باشد تصدیق خواهد کرد که اگر نبود حزب کمونیست کارگری ایران، با اين چپ
سرگردان و بي افق و كم خاصيت و با اين طيفهاي راست توطئه گر و ضد بشر،
حرفی از همه آنچه برشمردم نبود. اگر چپ ما در خود این صداقت را نمی
بیند که این را اعتراف کند حق با حزب کمونیست کارگری بود حداقل اکنون
که ناباورانه دارد باور میکند که این انقلاب شورانگیز براه افتاده دیگر
تخم یاس و ناامیدی بر این جنبش نپراکند؛ به اندازه کافی بورژوازی
اینکار را میکند. سخنانی مانند اینکه " هنوز زود بود!" نشان از عدم
آمادگی خود نویسنده است نه کارگران نه مردم به جان آمده. اگر او خود را
کمونیست میداند اما نماینده سیاسی طبقه کارگر نمیداند مشکل خودش است نه
طبقه کارگر. مبارزه حاد طبقاتی در بطن جامعه جریان دارد مبارزه بین دو
طبقه کارگران و سرمایه داران، اکنون این مبارزه بر سر رهبری جنبش
انقلابی خود را به نمایش گذاشته است، یکی برای اینکه آنرا به سرانجام
برساند و دیگری برای آنکه آنرا سرکوب کند. و تا همینجا دسته اول پیروز
شدند. و میروند پرچم کارگران، پرچم انسانیت را سرافرازانه بر فراز قله
این انقلاب برافرازند.
خطاب من اما به این فعالین کارگری و کمونیستهای از این دست این است
که: اگر همراه نیستید و هنوز باور ندارید حداقل سد راه نشوید بایستید
کنار و شاهد این مبارزه باشید. اما مبصر بد اخلاق ما نباشید.*
|