شنبه٬ ٣ بهمن ١٣٨٨ -٢٣ژانويه ٢٠١٠

    کارگر کمونيست  ١١٦

        اىميل: kargar_komonist@yahoo.com

 سايت:  http://www.wpiran.org/00-k-komonist/kk-index.htm

فشار بر جنبش كارگري انعكاسي از موقعيت جمهوري اسلامي
ناصر اصغري

سايت "خودروكار"، سايت فعالين كارگري ايران‌خودرو، در يادداشتي تحت عنوان "فضاي امنيتي در ايران‌خودرو" گفته است: "حراست ايران‌خودرو با همکاري وزارت اطلاعات و شوراي امنيت در داخل شرکت فضاي امنيتي را تشديد کرده و حتي يک گروه ويژه براي شناسائي کارگران مبارز و فعالين کارگري ايجاد کرده است." كارگران ايران‌خودرو، در چند سال اخير و مشخصا در يك سال گذشته، نبردهاي مهمي را با جمهوري اسلامي و مديريت دست نشانده آن به پيش برده و موفقيتهاي چشمگيري را نيز به نفع خود به ثبت رسانده اند. تشديد فضاي پليسي درون كارخانه ايران‌خودرو بدون شك ربط مستقيمي به اين موضوع دارد. منتها فضاي سياسي جامعه و جنب و جوش در جنبش كارگري جمهوري اسلامي را به تقلاهاي پوچ كشانده است كه به اين موضوع بي ربط نيست. همچنين انتظاري كه تقريبا كل جامعه از كارگران دارند تا بعنوان يك جنبش وارد عمل شوند نيز، در تقلاهاي رژيم بي تأثير نيست. پائين تر به اين سه مورد به اختصار مي پردازم.
اما منابع مختلفي، از جمله احمد توكلي وزير كار پيشين جمهوري اسلامي تاكنون در باره نگراني جمهوري اسلامي از رو به افزايش گرائيدن اعتصابات و اعتراضات كارگري خبر داده اند. اين نگراني جمهوري اسلامي را اگر به وضعيت كل جامعه ربط ندهند، به موقعيتي ربط مي دهند كه طبقه كارگر با قطع سوبسيدها (يارانه) قرار است در آن قرار بگيرد و به اين وضعيت معترض خواهد شد. حذف سوبسيدها فقط بر خشم و تصميم جنبش كارگري و كارگران از خلاص شدن از شر جمهوري اسلامي مي افزايد! اما نگراني اصلي جمهوري اسلامي و ريشه و ربط اصلي اين نگراني در همان موقعيت علي العموم كارگران است. حداقل ٣٠ سال است كه بار مفتخوري سران ريز و درشت حكومت اسلامي و گله حزب الله اش در ايران و خاورميانه و تروريستهايش در سراسر جهان بر دوش بخشي از جامعه و آنهم مهمترين و تعيين كننده ترين بخش آن يعني كارگران قرار دارد، كه جامعه‌اي به بزرگي جامعه ايران با ارزش اضافه حاصل از كار اين بخش گذران كرده و در عين حال اين بخش از جامعه شاهد فقيرتر شدن هر روزه خود بوده است. اما جمهوري اسلامي در اين سي سال حتي يك روز هم بدون اعتراض اين بخش از جامعه سر نكرده است. اين اعتراضات همانند درد زايمان مدت زمان بين دو اعتراض روز بروز كوتاه‌تر و اعتراضات تندتر و راديكالتر شده‌اند. به نظر من اينكه اعتراضات بر سر چه بوده، زياد تعيين كننده نيست. آنچه كه در اين جامعه مهم بوده، وجود اعتراض و آنهم وجود قدرتمند اعتراض بوده است. مفسرين و ناظرين زيادي خواسته اند اين اعتراضات را كوچك كنند و با مارك اينكه اين اعتراضات "تدافعي" هستند، خيال خود را راحت كنند. اما در جامعه اي كه كوتاه و بلندي ريش و رنگ لباس سياسي است، البته كه هر اعتراضي سياسي است. و مهمتر از آن وراي ماهيت سرمايه‌داري در ايران، يك رسالت هر روزه سيستم توليدي سرمايه‌داري اين است كه كارگر را با كمترين امكانات، به بيشترين كار و بيشترين توليد ارزش اضافه وادار كند. اين كاري است كه جمهوري اسلامي با بسيج گله حزب الله و لباس شخصي و پاسدار توانسته است كارگران را به آن وادار كند. كارگر مجبور است در برابر آن مقاومت كند؛ حال اين مقاومت ميتواند در چشم جامعه جنبه "تعرضي" داشته باشد و يا اينكه جنبه "تدافعي". مهم اين است كه جامعه مي بيند طبقه كارگر در برابر تعرض جمهوري اسلامي و با وجود توپ و تانك و بسيجي اش، دفاعي جانانه از خود مي كند!
اما اجازه بدهيد كه به دليل تشديد فضاي سركوب در ايران‌خودرو بپردازيم. گفتم كه اين موضوع سه دليل دارد.

اعتراضات كارگري در ايران‌خودرو
ايران‌خودرو بزرگترين مركز كارگري توليد خودرو در خاورميانه و يكي از بزرگترين اين مراكز در منطقه مي باشد. جمهوري اسلامي ايران‌خودرو را نيز همانند تمام مراكز مهم كارگري ديگر در ايران به قطعات كوچكتر و جدا از هم تقسيم كرده است. يك چنين وضعيتي به اتحاد و همبستگي كارگران ضربات سنگيني زده است. و هدف اصلي جمهوري اسلامي نيز همين بوده است يعني اينكه قدرت كارگران در متشكل شدن را با تكه تكه كردن آنها كاهش دهد. جمهوري اسلامي سعي كرده است كه همه كارگران بالاتر از ٢٥ سال را بازنشسته كند تا بلكه تجربه مبارزاتي فعالين و كارگران باتجربه به كارگران جوان تر منتقل نشود. كارگران ايران‌خودرو با اين وضعيت در حداقل يكي دو سال گذشته مبارزات قدرتمندي را به پيش برده‌اند. در زير فشار اعتراضات قدرتمند كارگري، رژيم مجبور شد مدير عامل منفور اين شركت را عوض كند. دستمزد كارگران ايران‌خودرو افزايش يافته است و به يكسري از مطالبات ديگر خود نيز دست يافته‌اند. كارگران ايران‌خودرو با امضاي خود از كارگران معدود مراكز كارگري بودند كه در يكي از اعتراضات خود از اعتراضات خياباني مردم بر عليه جمهوري اسلامي دفاع كردند. اين يكي از نكاتي است كه تشديد فشار بر كارگران ايران‌خودرو را مي تواند توضيح بدهد. راه حل مقابله با فشار دولت و پادوهايش در ايران‌خودرو همان تشديد اعتراض و پس زدن فضاي پليسي كارخانه است. اگر كارگران با كارت جمهوري اسلامي بازي كنند، مي بازند. نبايد مرعوب هارت و پورتهاي به نظر من دروغين جمهوري اسلامي شد. جمهوري اسلامي در موقعيتي بسيار ضعيفتر از آن است كه بتواند مانور بدهد و كارگران را مرعوب كند. مهم است كه فعالين كارگري اين موقعيت را دريابند و جلو بيايند.

جنب و جوش در جنبش كارگري
تشكيل شوراي موقت كارگران ذوب آهن اصفهان - حال عرض و طول اين تشكل هر چه باشد - يكي از مهمترين وقايع جنبش كارگري در اين مدت بوده است. اعتراض رانندگان كاميون شركت احياگستران اسپادان ذوب آهن اصفهان و موفقيتشان بدنبال آن مسئله مهمي است كه مي توان آن را در رابطه با تشكيل اين شورا توضيح داد كه روحيه كارگران را در مراكز كارگري ديگر در رابطه با تشكل پذيري تقويت مي كند. بهرحال با اين كار جنبش كارگري اعلام كرد كه نمي خواهد ناظر وقايع باشد و مي خواهد كه دخالتي در اين اوضاع داشته باشد.
ذوب آهن اصفهان يكي از مراكز مهم و بزرگ كارگري در ايران است. جمهوري اسلامي اين مركز كارگري را هم همانند ايران‌خودرو بين چندين پيمانكار تقسيم كرده و بخش عمده اي از كارگران آن را قراردادي كرده است. آتشي كه در ذوب آهن اصفهان و ايران‌خودرو روشن شده است، مي تواند و بايد تمام مراكز كارگري كوچك و بزرگ را فرا بگيرد. هر كارخانه و كارگاه و مدرسه و محله‌اي بايد شاهد سر برآوردن تشكل‌هاي كارگري و بيكاران و محلات باشد. تشديد فشار و پليسي كردن فضاي ايران‌خودرو در خدمت اين است كه از تشكل پذيري كارگران و ابراز وجود اجتماعي و سياسي آنها در هر سطحي كه ممكن باشد، جلوگيري بشود. راه حل مقابله با اين تاكتيك رژيم، برپايي تشكل كارگران ايران‌خودرو است. كارگران ايران‌خودرو تاكنون از طريق فعالين كارگري و جمعهاي فعالين كارگري مطالبات و اخبار خود را به گوش جامعه رسانده‌اند. اكنون وقت آن است كه كارگران ايران‌خودرو همانند كارگران ذوب آهن اصفهان شوراي خود را ايجاد كرده و به جامعه اين خبر مهم و ميمون را اعلام كنند.

انتظار جامعه از جنبش كارگري
بگذاريد همينجا حرفم را بدون پيچاندن و رو راست بگويم. فعالين كارگري كه بايد جنبش كارگري را هدايت كنند، از اين موقعيتي كه برايشان فراهم شده است، عقبند. همين فعالين كارگري در اول ماه مه ٨٨، در زير شديدترين فشارها و سرنيزه وحوش اسلامي، مهمترين واقعه جنبش كارگري چند سال اخير را به پيش بردند. مي دانم كه بخش اعظم فعالين كارگري‌اي كه اول ماه مه ٨٨ را سازمان دادند، زير فشار و قرار وثيقه و غيره قرار دارند. اما مگر جنبش كارگري ايران همين فعالين كارگري را دارد!؟ واضح است كه صدها برابر فعال جنبش كارگري جلوي صحنه هستند و نه از چشم كارگران و نه از چشم پادوهاي جمهوري اسلامي پوشيده مانده اند. منتها در قامتي كه مي تواند تعيين كننده باشد، هنوز ظاهر نشده اند. من از هيچكس نمي پذيرم كه ايران‌خودرو با اين عظمت و با اين فشاري كه بر آنها وارد ميشود، حداقل ٥٠ فعال و معتمد كارگري نداشته باشد كه بتواند بخش مهمي از كارگران را بسيج كند. مس سرچشمه را كسي نمي تواند بپذيرد كه بدون فعال كارگري است كه مي توانند سرنوشت كارگران را عوض كنند و يا انتظار جامعه را از خود برآورده كنند. نفت با آن عظمت و ابهتي كه دارد، هيچ كسي قبول نمي كند كه دهها فعال و معتمد قابل اتكا نداشته باشد. اگر خبازان سقز ده فعال شناخته شده كارگري دارد، چرا نبايد فعالين و معتمدين كارگران در ايران‌خودرو و پتروشيمي‌ها جلوي صحنه نباشند؟ اگر پرريس سنندج مي تواند رژيم را به زانو در آورد و رژيم آرزو داشته باشد فعالين كارگري آن را بدون دردسر دستگير كند، چه كسي مي تواند قبول كند كه ايران‌خودرو صد فعال كارگري زبده ندارد!؟

بهرحال جامعه در جوش و خروش است و انتظاري بجا از فعالين كارگري دارد. آن جامعه پر جنب و جوشي كه بي بي سي و سي ان ان و موسوي و كروبي بزور مي خواهند انقلابش را بدون رهبر جا بزنند، انتظار رهبري فعالين كارگري را مي كشد. ايران‌خودرو بايد يك نمونه باشد. بايد فضاي پليسي را بشكند و راه را به كارگران مس سرچشمه، تراكتور سازي، نفت، پتروشيمي، نساجي ها، سانديس، معلمان، پرستاران و غيره نشان بدهد. كارگران مي توانند و بايد اين فضا را بشكنند.

در خاتمه
تيتر اين نوشته از فشار بر جنبش كارگري علي العموم ميگويد. جنبش كارگري در اين دوره مورد يورش وحشيانه تر جمهوري اسلامي قرار گرفته است. مجيد حميدي و شريف ساعدپناه را اخيرا در سنندج در رابطه با مسائل كارگري دستگير كرده‌اند. يكي از اعضاي كميته هماهنگي براي كمك به ايجاد تشكلهاي مستقل كارگري را در اطراف سقز ترور كرده اند. رضا رخشان، يكي از اعضاي هيأت مديره سنديكاي كارگران نيشكر هفت تپه را دستگير و بعد از چند روزي با قرار وثيقه آزاد مي كنند. ٥ تن ديگر از اعضاي هيأت مديره همان سنديكا مدتي پيش روانه زندان شدند. مهدي فراخي را مدتهاست كه بلاتكليف در زندان نگه داشته اند. و دهها مورد اينچنيني ديگر را تشديد كرده اند. واضح است كه نمي توان در يك مطلب كوتاه كل اين وضعيت را به بحث گذاشت. اما فشار خرد كننده اي كه سراپاي جمهوري اسلامي را فراگرفته است، از بيكار سازي بخش اعظم كارگران در پروژه هاي مختلف در عسلويه، از تهديد اعتصاب و ناتمام ماندن بزرگترين پروژه جمهوري اسلامي در پالايشگاه ستاره خليج و غيره، مي توان وضعيت جمهوري اسلامي در مقابل جنبش كارگري را فقط حدس زد! جنبش كارگري از اين پوسته بايد بيرون بيايد. دنيائي نو و آزاد و افق بسيار روشني را مي تواند به كل جامعه تقديم كند.
٢٢ ژانويه ٢٠١٠