قطعنامه در مورد خصلت طبقاتي انقلاب جاري
قطعنامه در مورد شرايط پيروزي انقلاب جاري و تعيين نظام آتي
قرار در مورد شعار جمهوري انساني
مصوب کنگره هفتم حزب کمونيست کارگري ايران
قطعنامه در مورد شرايط پيروزي انقلاب
جاري و تعيين نظام آتي
۱- مضمون واقعي و عيني جنبش حاضر از نظر هدف سياسي سرنگوني جمهوري
اسلامي و از لحاظ آرمان اجتماعي رهائي از فقر واستثمار و تبعيض طبقاتي،
رهائي زن، خلاصي فرهنگي جوانان، مدرنيسم و سکولاريسم، ممنوعيت اعدام و
شکنجه و پايان دادن به سرکوب و خفقان، و در يک کلام تحقق آزادي و
برابري و رفاه براي همگان است. جنبش جاري از نظر اهداف و مضمون عيني و
واقعي آن يک انقلاب چپ و راديکال، يعني انقلابي انساني براي رسيدن به
يک جامعه انساني، است.
۲- سرنگوني جمهوري اسلامي به معني درهم شکستن کل ماشين دولتي و
نهادهاي قدرت، از بيت رهبري تا بساط امام جمعه ها و تا انواع بنيادها و
سازمانهاي شبه مافيائي حکومتي، انحلال کليه ارگانها سرکوب شامل
سازمانهاي اطلاعاتي و زندانها و دادگاهها و شکنجه گاهها و نيروهاي
امنيتي و نظامي و انتظامي و شبه نظامي، و لغو قانون اساسي و کليه
قوانين جمهوري اسلامي است. انقلاب تنها با پافشاري و تمرکز بر خواست
سرنگوني نظام جمهوري اسلامي به اين معناي واقعي و همه جانبه است که
ميتواند به پيروزي برسد.
۳- در شرايط حاضر پيشروي و پيروزي انقلاب قبل از هر چيز در گرو
گسترش و تعميق مضمون و جهت انساني انقلاب و متحد شدن توده مردم معترض
حول نيروي رهبري کننده اي است که اعتراض و نقد عميق به کليت نظام موجود
را از يک زاويه آزاديخواهانه، برابري طلبانه و انساني نمايندگي کند.
انقلاب بايد رهبري و سازمان سياسي لازم براي سرنگوني جمهوري اسلامي و
جايگزيني آن توسط حکومت بلافصل مردم را بدست آورد.
۴- از نظر شکل مبارزه متعين شدن هر چه بيشتر انقلاب يک شرط مهم
پيشروي و پيروزي آنست. انقلاب بايد از تظاهرات توده اي فراتر برود و در
اشکال و عرصه هاي مختلف و بنام اقشار و بخشهاي مختلف جامعه اعتراض خود
را بيان کند. شکل فعلي پيشروي انقلاب يعني تظاهرات هاي توده اي تکرار
شونده نيز بايد بر تشکل هر چه وسيعتر و دائمي بخش هاي مختلف جامعه
استوار شود و استحکام يابد و از رهبري سراسري و متمرکز سياسي و عملي
برخوردار گردد. ارکان اصلي اين تعين يابي عبارتست از :
۱-۴- بميدان آمدن بخش هر چه وسيعتري از کارگران و بچالش کشيده شدن
حکومت از جانب جنبش کارگري و شکلگيري و توسعه اعتصابات و اعتراضات و
تجمعات و راهپيمائيهاي کارگري. ايجاد شوارها و تشکل هاي واقعي کارگري.
۲-۴- اعتراض و مبارزه بخشهاي مختلف جامعه با هويت و موقعيت اجتماعي
خود.
کارگران، زنان، دانشجويان، روشنفکران و نويسندگان، معلمان و کارمندان،
پزشکان و پرستاران، خانواده هاي زندانيان سياسي و جانباختگان، و کليه
اقشار ناراضي از وضع موجود بايد در نهادهاي مختلف، در کانونها و کميته
ها واتحاديه ها و انجمنها و شوراها و غيره، متشکل شوند و با فراخوانها
و بيانيه ها و اطلاعيه هاي راديکال خود بميدان بيايند.
۳-۴- شکل گيري تشکلهاي محلي (هسته هاي مخفي محلي، انجمنها و شوراهاي
علني، کميته هاي محلي و غيره) بمنظور هدايت و سازماندهي مبارزات در
محله ها ومناطق .
۴-۴- ايجاد کميته هاي سازماندهي و هماهنگي اعتصابات و تظاهرات ها در
کارخانه، دانشگاه ها، مدارس، ادارات و بيمارستانها.
با توجه به نکات فوق:
الف- حزب کمونيست کارگري عزم راسخ خود را براي شکل دادن به رهبري سياسي
و عملي انقلاب اعلام ميدارد و همه انقلابيون و توده مردمي که خواهان
سرنگوني جمهوري اسلامي و تغيير بنيادي وضعيت موجود هستند را به متحد
شدن حول سياستها و شعارهاي حزب و پيوستن به صفوف حزب فرا ميخواند.
ب- حزب همه نيروهاي اپوزيسيون را به حمايت از مبارزه توده هاي مردم
براي بزير کشيدن حکومت و در هم کوبيدن کل نظام جمهوري اسلامي و مبارزه
پيگير در اين جهت فراميخواند.
ج- حزب اعلام ميکند که هر درجه مماشات و سازش سياسي با رژيم، تلاش
براي حفظ نظام موجود در هر شکل و کوشش براي حفظ هر گوشه و بخشي از
حکومت و يا جناحي از حکومت عملا اقدامي در مقابل جنبش آزاديخواهانه
مردم است. حزب در مقابل اينگونه تلاشهاي سازشکارانه مي ايستد و آنرا
افشا و خنثي ميکند.
د- حزب هر نوع رجوع و اتکاء نيروهاي اپوزيسيون به تعصبات و هويت
تراشي هاي مذهبي، ملي و قومي را مانعي بر سر راه جنبش و انقلاب
آزاديخواهانه مردم ميداند و چنين سياستها و شعارهائي را محکوم ميکند و
در برابر آن مي ايستد.
ه- حزب همه نيروهاي آزاديخواه و مترقي در سراسر جهان را به پشتيباني
از انقلاب مردم ايران و مبارزه براي محکوم و منزوي کردن جهاني جمهوري
اسلامي فرا ميخواند. حزب از همه دولتها و نهادهاي بين المللي ميخواهد
تا جمهوري اسلامي را بعنوان يک حکومت جاني و سرکوبگرمحکوم کنند و روابط
سياسي و ديپلماتيک خود با جمهوري اسلامي را قطع کنند.
و- حزب اعلام ميکند که تعهد و پايبندي به خواستهاي زير معيار سنجش
آزاديخواهي و مترقي بودن هر شخصيت و نيروي سياسي است. حزب همه
آزاديخواهان و نيروهاي سرنگوني طلب را به مبارزه براي تحقق اين خواستها
فراميخواند:
۱ - بازداشت و محاکمه علني آمرين و عاملين کشتارهاي اخير و کليه جنايات
جمهوري اسلامي در سي سال گذشته
۲ - جدائي کامل مذهب از دولت، از سيستم قضائي، و از آموزش و پرورش.
آزادي کامل مذهب و بي مذهبي بعنوان عقيده و امر خصوصي افراد
۳- آزادي بي قيد و شرط عقيده، بيان، اجتماعات، مطبوعات، تظاهرات،
اعتصاب، تشکل و تحزب
۴- لغو جدا سازي جنسيتي و کليه قوانين ضد زن و تبعيض آميز عليه
زنان. برابري کامل حقوق زن و مرد
۵- برسميت شناسي حقوق مساوي براي همه شهروندان ايران مستقل از مذهب،
زبان و يا قوميت و مليت
۶ - لغو مجازات اعدام، لغو قوانين قصاص، و ممنوعيت شکنجه جسمي و
رواني در هر شکل و تحت هر عنواني
۷- آزادي کليه زندانيان سياسي و ممنوعيت تعقيب و بازداشت افراد به
اتهام فعاليت سياسي
ز- حزب پس از سرنگوني جمهوري اسلامي برقراري جمهوري سوسياليستي را
به راي عمومي مردم خواهد گذاشت. حزب براي تامين شرايطي ميکوشد که جامعه
بتواند آزادانه و آگاهانه نظام مطلوب خود را انتخاب کند. بعد از
سرنگوني جمهوري اسلامي همه احزاب بايد بتوانند آزادانه و بي قيد و شرط
براي نظام مطلوب خود تبليغ و فعاليت کنند.
ح- حزب بر اساس برنامه يک دنياي بهتر و سياستهاي اعلام شده خود براي
سرنگوني جمهوري اسلامي و برقراري جمهوري سوسياليستي، يعني يک نظام
انساني بري از بيحقوقي، فقر، استثمار و تبعيضات طبقاتي و تضمين کننده
آزادي و برابري و رفاه براي کليه شهروندان جامعه، مبارزه ميکند و مردم
را به انتخاب اين نظام فراميخواند.
مصوب کنگره هفتم حزب کمونيست کارگري ايران
١۴ آذر ١٣٨٨ - ۵ دسامبر ٢٠٠٩
***
قطعنامه در مورد خصلت طبقاتي انقلاب
جاري
۱- جنبشي که از خردادماه ۸۸ آغاز شد و با قدرت ادامه دارد انقلابي
براي بزير کشيدن جمهوري اسلامي و رسيدن به آزادي و برابري و رفاه است.
انقلاب حاضر از نظر مضمون واقعي و زمينه هاي عيني شکل گيري خود در
تقابل طبقاتي ميان بورژوازي و طبقه کارگر ريشه دارد و تنها با خاتمه
بخشيدن به سلطه سياسي واقتصادي بورژوازي در ايران ميتواند به پيروزي
برسد.
۲- نفس شکل گيري انقلاب جاري خود مبين دست بالا پيدا کردن افق و
آلترناتيو کارگري براي سرنگوني جمهوري اسلامي در برابر سناريوهاي راست
نظير خط استحاله و تغييرات تدريجي و رژيم چنج و ديگر آلترناتيوهاي قومي
–مذهبي- ناسيوناليستي است. شکل گيري انقلاب تاييد و تثبيت اجتماعي افق
و چشم انداز کارگري براي زيرورو کردن بنيادي وضعيت موجود و مبين اين
حقيقت است که انقلاب مطلوب ترين و ممکن ترين راه براي درهم شکستن نظام
جمهوري اسلامي و رهائي کل جامعه از سلطه سياسي و اقتصادي بورژوازي است.
تببين و اعلام اين افق و چشم انداز و پراتيک بيوقفه براي تحقق آن
بوسيله نماينده سياسي و طبقاتي کارگران، حزب کمونيست کارگري، خود عامل
موثري در شکل گيري انقلاب جاري بوده است.
۳- شکل گيري انقلاب در ايران در سطح جهاني جبهه فعال و موثري را
براي به عقب راندن جنبشهاي ارتجاعي نظم نويني نظير اسلام سياسي،
ميليتاريسم بورژوازي غرب، و تئوريهاي سياسي- اجتماعي متناظر با آن نظير
نسبت فرهنگي ومالتي کالچراليسم باز ميکند. انقلاب ايران انسان و
ارزشهاي جهانشمول انساني را در مرکز مبارزه طبقاتي پرولتاريا و
بورژوازي جهاني قرار ميدهد و پس از يکدوره چند دهساله سير قهقرائي در
دنيا، افق روشن و اميد بخشي را در برابر مردم شريف و متمدن جهان ترسيم
ميکند. از اين نقطه نظر انقلاب حاضر از ظرفيت بالائي براي جلب حمايت
طبقه کارگر جهان و جلب افکار عمومي مردم آزاده دنيا برخوردار است.
۴- طبقه کارگر تنها طبقه خواهان و قادر به پيروز کردن انقلاب حاضر
است. چرا که از يکسو بطور عيني و واقعي رهائي طبقه کارگر از قيد
استثمار و سلطه سرمايه داري در گرو رهائي کل جامعه از فقر و ستم و
تبعيض بيحقوقي و اختناق حاکم برجامعه است؛ و از سوي ديگر خواستها و
آمال توده مردم، رهائي زن، خلاصي از قيد سلطه مذهب، مدرنيسم و خلاصي
فرهنگي، تامين آزاديهاي بيقيد شرط سياسي و اجتماعي، و از ميان برداشتن
فقر و تامين رفاه عمومي تنها در سياستها و برنامه و افق طبقه کارگر
نمايندگي ميشود و عملا با تحقق اهداف و برنامه سوسياليستي طبقه کارگر
امکان پذير است. در روند انقلاب حاضرطبقه کارگر ميتواند و بايد اکثريت
عظيم جامعه را بنبال پرچم خود بسيج کند، جمهوري اسلامي را سرنگون کند و
آزادي و برابري و رفاه را متحقق نمايد.
۵- طبقه کارگر تنها از طريق حزب سياسي خود ميتواند در راس انقلاب
جاري قرار بگيرد. پيشروي و تعميق و راديکاليزه شدن انقلاب و در نهايت
پيروزي آن در گرو روي آوري مردم به حزب طبقه کارگر بعنوان نماينده نقد
و نارضائي و اعتراض توده مردم به وضعيت موجود و رهبر مبارزه توده اي
براي سرنگوني جمهوري اسلامي است. حزبي که اولا اهداف سياسي و اجتماعي
انقلاب را نمايندگي کند و در عرصه مبارزه بر سر قدرت سياسي حاضر و فعال
باشد و ثانيا از طرف جامعه بعنوان رهبر انقلاب انتخاب شود. در شرايط
سياسي ايران حزب کمونيست کارگري از چنين مشخصاتي برخوردار است و اين
قابليت و صلاحيت را دارد که موقعيت رهبري انقلاب را بدست آورد.
۶- حزب کمونيست کارگري براي بجلو سوق دادن و تقويت انقلاب حاضر،
سازماندهي و رهبري آن و به پيروزي رساندن انقلاب با تمام قوا مبارزه
ميکند. حزب همه فعالين جنبش کارگري و همه انقلابيون در جنبش دانشجوئي،
جنبش رهائي زن و جنبشهاي عتراضي بخشهاي ديگر جامعه را به فعاليت حول
سياستهاي حزب و پيوستن به صفوف حزب فرا ميخواند.
مصوب کنگره هفتم حزب کمونيست کارگري ايران-١۴ آذر ١٣٨٨ - ۵ دسامبر
٢٠٠٩
***
قرار در مورد شعار جمهوري انساني
از آنجا که
۱- اساس سوسياليسم انسان و بازگرداندن اختيار به انسان است.
۲- جامعه سوسياليستي، بر خلاف سرمايه داري و ديگر نظامهاي طبقاتي در
طول تاريخ، نظامي است که بر پاسداري از انسانيت، حفظ حرمت انسان، و
تحقق و تامين آزادي، برابري، رفاه، و رهائي فردي و اجتماعي همه افراد
جامعه بنا شده و سازمان مييابد. انسان و انسانيت هدف و موضوع اصلي
سوسياليسم کارگري است.
۳- در دوره بعد از جنگ سرد در سطح جهاني، و مشخصا و بويژه در جمهوري
اسلامي، مذهب و مليت و قوميت در سياست و عملکرد و در فرهنگ و نظرات
رسمي دولت و نيروهاي سياسي بورژوائي نقش مسلط و کليدي پيدا کرده و
انسان و انسانيت تحت الشعاع هويت سازيهاي ملي و مذهبي و قومي قرار
گرفته است.
۴- با توجه به تجربه شکست خورده سرمايه داري دولتي تحت نام
سوسياليسم تبليغ و توضيح جوهر انساني سوسياليسم و نوع و محتواي انساني
حکومت مورد نظر ما، بر اساس آنچه در برنامه يک دنياي بهتر تشريح شده،
در تمايز با انواع تجربه هاي سوسياليسم بورژوايي امري ضروري و تعيين
کننده است.
لذا کنگره هفتم تصويب ميکند که بمنظور تاکيد بر خصلت و مضمون انساني
جمهوري سوسياليستي بعنوان نظام و حکومت مطلوب ما، تبليغ شعار "جمهوري
انساني" و "حکومت انساني" در کنار و هم ارز "جمهوري سوسياليستي" و
"حکومت کارگري" در دستور کار حزب قرار بگيرد.
مصوب کنگره هفتم حزب کمونيست کارگري ايران
آذر ١٣٨٨ - ٦ دسامبر ٢٠٠٩
|