شنبه٬ ٥دي١٣٨٨ -٢٦دسامبر٢٠٠٩

    کارگر کمونيست  ١١٤

               اى ميل:  kargar_komonist@yahoo.com

     سايت:  www.wpiran.org/kk-index.htm

اصغر کريمي
دسامبر ٢٠٠٩

درمورد تجمع همسران کارگران صنايع اراک

کارگران بايد همه نيروي خود را به ميدان بياورند
مصاحبه كارگر كمونيست با اصغر كريمي

کارگر کمونيست: در روزهاي اخير همسران کارگران صنايع اراک در مقابل استانداري اين شهر دست به تجمع اعتراضي زدند. ارزيابي شما از اين حركت چيست؟
اصغر کريمي: امروز براي همه روشن است که تنها با بسيج نيرو، با زور، با تظاهرات و اعتصاب و پافشاري ميتوانيم به گوشه اي از خواستهايمان برسيم. نه از مجاري اداري مشکلي حل ميشود و نه در انتظار وعده و وعيد مسئولين نشستن. تنها با اعمال قدرت است که ميتوان کارفرما و مدير و مقامات را ترساند و عقبشان نشاند. همسران کارگران بخشي از نيروي کارگران شاغلند و هرچه بيشتر در اعتراضات شرکت کنند زور و توان کارگران بيشتر ميشود و مقامات را زودتر به صرافت پاسخگوئي مي اندازد. اهميت مساله همين جا است اما متاسفانه هنوز در ميان کارگران مراکز مختلف اهميتش آنچنان که بايد و شايد تشخيص داده نشده و سنتها و اخلاقيات عقب مانده در برخي خانواده هاي کارگري مانع آزاد شدن اين نيرو ميشود. کارگران شاغل کارخانه ها اکثرا مرد هستند و به اين معني موقعي که از همسران کارگران صحبت ميشود اکثرا بحث درمورد زنان خانواده هاي کارگري است و حضور آنها مبارزه را بسيار اجتماعي تر ميکند و توجه مردم شهر را بشدت به اعتراض بيشتر جلب ميکند.

زماني که دو سال قبل در اجتماعات اعتراضي کارگران نيشکر هفت تپه، تعدادي از همسرانشان شرکت کردند مبارزه آنها ابعادي بسيار اجتماعي بخود گرفت و فضاي هفت تپه و شوش را تحت الشعاع خود قرار داد. تجمع خانواده هاي کارگري که گسترش پيدا ميکند بلافاصله کيفيت تازه اي به مبارزه ميدهد و يک فاز مبارزه را به مرحله بالاتري ارتقا ميدهد و چنان مورد توجه مردم قرار ميگيرد و شهر و محل تجمع و راهپيمائي را تحت تاثير قرار ميدهد که دولت و مقامات را بشدت ميترساند و ميتواند وادار به عقب نشيني کند. اما همانطور که گفتم متاسفانه سنت هاي عقب مانده، اين نيروي عظيم را زنجير کرده است و نميگذارد آزاد شود. اين زنجير را بايد پاره کرد و اين کار کارگران پيشرو، کار زنان و مردان کمونيست و برابري طلب است که به رفقاي خود توضيح دهند که نه تنها از زاويه اي انساني بلکه از نقطه نظر منفعت مستقيم طبقاتي و منفعت کل جامعه هم اين سنتها را بايد در هم شکست و از زير پر و بال تفکرات آيت اله هاي مفتخور و طبقات مرتجع حاکم رها شد. نيمي از نيروي ما را به کمک خودمان به بند کشيده اند تا اين زندگي را به ما تحميل کنند. موقعي که با کارگران درمورد علت شرکت نکردن همسرانشان صحبت ميکني ميگويند بايد بچه نگهداري کنند و يا کرايه ماشين براي شرکت در تجمع کارگري را ندارند و يا ترس از دستگيري و سرکوب مانع آنها ميشود. همه اين اين دلايل واقعي است اما علت اصلي که هنوز اين نيرو در ابعاد وسيع آزاد نشده است اين نيست. علت اصلي سنن و اخلاقيات ضد زن و عقب مانده است. و هرجا کارگران متقاعد ميشوند که بايد اينکار را بکنند، ميکنند و مشکلاتش را هم حل ميکنند. اما اين مساله اهميتي به مراتب بيش از تقويت اعتراضات جاري کارگري دارد. طبقه کارگري که پرچم رهائي جامعه را بلند ميکند نميتواند نسبت به مساله زن پيشرو نباشد. نميتواند پرچم مبارزه با اين اخلاقيات عقب مانده را در دست نداشته باشد. بنابراين موضوع از هر نظر مهم است و اينجا است که زنان کارگر، زنان پيشرو و کمونيست و همينطور همسران مرد کمونيست و پيشرو بايد قاطعانه و بعنوان بخشي از مبارزه روزمره و دائمي خود اين موانع را کنار بزنند و مشوق ساير دوستان خود باشند. اينها زنجيرهائي است که طبقات حاکم بدست خودمان به پاي ما بسته اند. بايد آنرا پاره کنيم تا کل نيرومان آزاد شود. همسران کارگران نيشکر هفت تپه و کارگران صنايع اراک نقش پيشروي در اين زمينه ايفا کردند و اين بايد به الگوئي براي بقيه مراکز کارگري تبديل شود. اين موضوعي است که بايد در محافل مطالعاتي، در شبکه هاي مبارزاتي و همه جا مورد بحث قرار گيرد و سنت هاي عقب مانده را عقب براند. اينجا بويژه بايد بر نقش جوانان طبقه کارگر نيز تاکيد کرد که نقش بسيار مهمي در اين زمينه ميتوانند ايفا کنند.

کارگر کمونيست: در اطلاعيه حزب در مورد شرکت همسران کارگران در مجمع عمومي کارگران صحبت شده است. مجمع عمومي در کارخانه است. انجام اين کار را از نظر عملي چگونه توضيح ميدهيد و اهميتش کجاست؟
اصغر کريمي: چرا همسران کارگران ميتوانند در اعتراض شرکت کنند اما حق اظهار نظر در مجمع عمومي و حتي حق حضور و شنيدن سرنوشت خود را نبايد داشته باشند؟ کارگري که بيکار ميشود بلافاصله فشار روحي و اقتصادي و اجتماعي غير قابل توصيفي بر کل خانواده اش شروع ميشود. همسران کارگران حق دارند موقعي که کارفرما تصميم به بسته شدن کارخانه و اخراج کارگران ميگيرد و يا چندماه حقوق کارگر را نميدهد در جلسات توضيحي پيرامون اين مساله و يا مجمع عمومي کارگران حضور داشته باشند و از اين تصميمات که بلافاصله بر زندگي آنها تاثير ميگذارد مطلع شوند و اظهار نظر کنند و دوش بدونش همسران شاغل خود همفکري کنند و اعتراض کنند و فعالانه در اعتراض شرکت کنند.

اينکه مجمع عمومي در درون کارخانه است و مانع عملي حضور همسران ميشود نکته درستي است اما اولا همه مجامع عمومي در درون کارخانه تشکيل نميشود و ثانيا اگر کارگران اين را حق خود بدانند که همسرانشان هم حق دارند در مجمع شرکت کنند و به درجه اي که مجمع عمومي سنت شده باشد راه حضور همسرانشان در درون کارخانه هم هموار ميشود. کارگران لوله سازي خوزستان در ماههاي اخير و کارگران نساجي و شاهو در سنندج در وسط خيابان مجمع عمومي گرفتند تا درمورد ادامه مبارزه تصميم گيري کنند. اگر همسرانشان در اين راهپيمائي نبودند مانعش قبل از هرچيز عدم توجه کارگران کارخانه به اين مساله و نيز خود همسران آنها بود. بنابراين اولين فاکتور تلقي خود کارگران از اين مساله است. بخشي از اعتراضات مربوط به کارگراني است که از کارخانه اخراج ميشوند و ماهها دست به تجمعات اعتراضي در بيرون کارخانه ميزنند و بعضا در وسط خيابان کم و بيش مجمع عمومي شان را برگزار ميکنند. حضور همسران آنها در اين تجمعات نيروي آنها را بارها افزايش ميدهد. شخصا نشنيده ام که تاکنون همسران کارگران در مجمع عمومي کارگران شرکت کرده باشند اما اينرا بايد عوض کرد. هم کارگران مراکز کارگري بايد به اين موضوع به عنوان يک حق خود و بعنوان يک موضوع مهم در پيشبرد مبارزه توجه کنند و هم همسران آنها بايد قدم جلو بگذارند و درگير اين مسائل شوند.

کارگر کمونيست: کلا اين اتفاق در اوضاع سياسي امروز چه جايگاه و اهميتي دارد؟
اصغر کريمي: در شرايطي که انقلابي در جامعه در جريان است، صدبار اهميت حضور همسران کارگران در اعتراضات آنها بيشتر ميشود. در شرايطي که انقلابي در جريان است نبايد تجمعات کارگران به محل حضور صرف چند صد کارگر کارخانه محدود شود. همسران کارگران و همينطور نسل جوان آنها بايد سازمانيافته و با تمام قوا در تجمعات اعتراضي آنها شرکت کنند و کل مردم شهر و محل را به اين تجمعات اعتراض بکشانند. همسران کارگران و اعضاي خانواده هاي آنها به يک معني رابط کارگران و کل جامعه اند و حضور آنها در تجمعات کارگران کارخانه، موجب توجه ويژه اي از طرف مردم شهر و محل به مبارزه آنها ميشود و بلافاصله زمينه را براي شکل گيري يک مبارزه توده اي و وسيع فراهم ميکند. در شرايط کنوني که جوانان و مردم از هر فرصتي براي شکل دادن به تظاهرات عليه جمهوري اسلامي استفاده ميکنند، مبارزه دسته جمعي خانواده هاي کارگري بسرعت فضاي شهر را منقلب ميکند و منجر به يک مبازره همه جانبه سياسي و توده اي ميشود و اين ده بار بر قدرت اعتصاب کارگران عليه کارفرما و دولت مي افزايد. دوره انقلاب است و هر مبارزه اي ميتواند از اين انقلاب براي پيشبرد امر خود نيرو بگيرد و از طرف ديگر نيروي تازه اي به انقلاب بدهد. فعالين کارگري، همسران پيشرو و نسل جوان طبقه کارگر، با توجه به شرايط کنوني که رژيم در ضعيف ترين حالت خود قرار دارد و در وحشت گسترش و تعميق انقلاب و شروع اعتصابات عمومي و بزرگ کارگران و معلمان و غيره به سر ميبرد، نقشي بسيار تعيين کننده در ارتقاي مبارزات کارگري و در انقلاب ايفا ميکنند. بايد اين اوضاع و فرصت هائي که براي پيشروي ما در اين زمينه ايجاد شده است را دريابيم و با تمام قوا به آن پاسخ بدهيم.

اين نکته را نيز بايد اضافه کرد که نقش همسران کارگران در اين مبارزه فقط شرکت در تجمعات اعتراضي نيست. همسران کارگران ميتوانند انواع کميته ها و کانون ها و جمع هائي براي شکل دادن به همبستگي و تبليغ و کمک مالي و غيره تشکيل دهند و فضاي اطراف خود را به نفع مبارزه کارگران تغيير دهند.

در دوره اي بسر ميبريم که طبقه کارگر بايد با تمام نيروي خود به ميدان بيايد، شوراهاي خود را تشکيل دهد و در محل زندگي نيز براي ايجاد شوراي مردم محل پيشقدم شود، در اعتراضات جاري عليه رژيم سازمان يافته تر و متشکل تر وارد ميدان شود و انقلاب را به سرانجام خود برساند.*