يك سوال از اصغر كريمي
موانع پيشروي جنبش كارگري كدامند
کارگر کمونيست: به نظر شما امروز موانع پيشروي جنبش کارگري کدامند؟
چگونه ميتوان اين موانع را کنار زد؟ چه تاکيداتي براي پيشروي جنبش
کارگري داريد؟
اصغر کريمي: موانع متعددي در مقابل پيشروي جنبش کارگري وجود دارد از
جمله فقدان تشکل هاي قدرتمند توده اي کارگران. اما من اينجا قصدم
پرداختن به اينها، که هرکدام به نوبه خود مهم و اساسي هستند، نيست.
ميخواهم به مساله مهمي که مربوط به اوضاع کنوني در ايران است بپردازم.
بنظر من امروز فاکتور تعيين کننده در پيشروي جنبش کارگري، حضور فعال
کارگران و رهبران و فعالين کارگري در انقلاب جاري است. جنبش توده اي و
سرنوشت سازي در جريان است که سرنوشت همه مردم را و قبل از همه سرنوشت
کارگران را رقم ميزند. امروز کليد پيشروي در جنبش کارگري قبل از هرچيز
در گرو پيشروي اين جنبش است. امروز قبل از هرچيز پيشروي کارگران در
عرصه سياست است که راه پيشروي در عرصه هاي ديگر از جمله تشکل و مبارزات
روزمره عليه اجحافات و بي حقوقي هاي کارگران را باز ميکند. هردرجه
پيشروي در اين انقلاب، هردرجه تغيير توازن قوا و عقب راندن حکومت توسط
اين جنبش توده اي انقلابي، امکان پيشروي همه جانبه جنبش کارگري را هم
فراهم ميکند. هرچه بيشتر جمهوري اسلامي زير ضرب جنبش سراسري و سرنگوني
طلبانه مردم باشد، به همان اندازه در برابر اعتصابات و اعتراضات کارگري
ناتوان تر است و جنبش کارگري امکان پيشروي بيشتري پيدا ميکند و هرچه
حضور کارگران در انقلاب وسيعتر و متشکل تر باشد، هرچه کارگران و رهبران
کارگري رنگ خود را بيشتر به اين جنبش توده اي بزنند، به همان اندازه
جنبش کارگري يکپارچه تر و قدرتمندتر ميشود و در موقعيت بهتري براي
مقابله با کارفرما و دولت قرار ميگيرد. بنابراين امروز در دل اين
انقلاب است که کارگران بايد راه پيشروي خود را پيدا کنند. متشکل شدن در
کارخانه و در محلات کارگري از جمله سنگرهاي مهمي است که کارگران پيشرو
و مبارز بايد درمقابل خود قرار دهند.
پاسخ درست به مساله را بايد در اقدام کارگران لوله سازي خوزستان ديد
که با استفاده از اوضاع کنوني به خيابان آمدند و مردم به آنها پيوستند
و فضاي شهر اهواز را تحت تاثير قرار دادند. اقداماتي شبيه به اين بايد
توسط ساير مراکز کارگري دنبال شود. اين اقدامات، هم جنبش عمومي براي
سرنگوني جمهوري اسلامي را گسترده تر، قوي تر و راديکال تر ميکند و هم
جنبش کارگري را در موقعيت تعرضي تري قرار ميدهد. کارگران بايد با تمام
قوا در اين جنبش شرکت کنند و علاوه بر مطالبات و شعارهاي سراسري عليه
جمهوري اسلامي، آزادي زندانيان سياسي، لغو آپارتايد جنسي، لغو مجازات
اعدام و دفاع از آزاديهاي سياسي و غيره، مطالبات ويژه خود مانند آزادي
بي قيد و شرط اعتصاب و تشکل، افزايش دستمزد حداقل يک ميليون تومان و
ساير مطالبات ويژه خود را طرح کنند. اين اقدام هم جنبش سراسري و
آزاديخواهانه براي سرنگوني جمهوري اسلامي را گامها به جلو خواهد برد و
هم مهر جنبش کارگري را بيش از پيش بر انقلاب خواهد کوبيد.
چند نکته را بايد اينجا تصريح کرد. منظور از حضور فعال کارگران در
اين انقلاب چيست و در شرايط کنوني به چه شکل امکانپذير است؟ آحاد طبقه
کارگر، جوانان آنها، فرزندان دانشجو و دانش آموز آنها در اين جنبش حضور
دارند، در تظاهرات هاي خياباني و در اعتراضات دانشجوئي همه جا شرکت
دارند. اما هنوز در شرايط کنوني توازن قوا اين اجازه را به کارگران
نميدهد که بصورت متشکل يعني با اسم و رسم مراکز کارگري در اين جنبش
شرکت کنند و عليه جمهوري اسلامي شعار بدهند. روزي که جامعه و جنبش
کارگري به اين مرحله برسد، تا سرنگوني جمهوري اسلامي ديگر فاصله اي
نيست. پس منظور از حضور فعال کارگران در اين جنبش چيست؟ بين حضور
کارگران بعنوان آحاد و حضور سازمان يافته کارگران با شعارهاي ضد
حکومتي، اشکال ديگري از حضور هم هست. يک نمونه آن مبارزه کارگران لوله
سازي خوزستان است که حول شرايط کار خود به خيابان آمدند و از حقوق خود
دفاع کردند. اما شکل حرکت آنها مردم را به صفوف آنها کشاند و حرکت آنها
به يک حرکت با شعارهاي مرگ بر ديکتاتور و غيره تبديل شد. و همانطور که
اشاره کردم اين نوع حرکات هم جنبش کارگري به معني اخص آنرا تقويت ميکند
و هم جنبش انقلابي مردم عليه جمهوري اسلامي را. ثانيا، شکل دادن به
شبکه ها و جمع هاي مخفي کارگري يا بعنوان مثال کارگري دانشجوئي براي
حضور سازمان يافته در تظاهرات هائي که به بهانه هاي مختلف در کشور برپا
ميشود امکان ميدهد که کارگران هرچه بيشتر مهر خود را و خواستها و
مطالبات ويژه خود را در اين اعتراضات طرح کنند که اين نيز هم جنبش
کارگري و هم جنبش توده اي براي سرنگوني رژيم را بشدت تقويت ميکند.
ثالثا، حضور فعال و سازمانيافته تشکل هاي مخفي و علني کارگري اشکال
بسيار متنوعي ميتواند به خود بگيرد. از کمک به سازماندهي اعتراضات توده
اي در مناطق کارگري، شهرک ها و محلات کارگري، تا صدور قطعنامه ها و
اطلاعيه ها و نامه هائي با خواستهاي سياسي عمومي و خواستهاي ويژه جنبش
کارگري و توزيع وسيع آنها در شهرهاي مختلف، و انواع ابتکارات مختلفي که
به مناسبت ها و شرايط مختلف امکانپذير است، اينها همه اشکالي از حضور
سازمانيافته فعالين و پيشروان کارگري است که فضاي جامعه را راديکال تر
و انقلابي تر ميکند و تاثير مستقيمي هم بر جنبش کارگري و هم بر جنبش
توده اي براي سرنگوني جمهوري اسلامي ميگذارد. نکته مهم ديگري را نيز
بايد اينجا اضافه کرد و آن نقش تاکنوني جنبش کارگري در انقلابي است که
جريان دارد. اعتصابات و اعتراضات کارگري و اول ماه مه ها يکي از ستون
هاي اصلي مبارزه مردم عليه جمهوري اسلامي در سالهاي گذشته بوده است. از
اعتصاب بزرگ کارگران شرکت واحد که به دستگيري هزار نفر از آنان
انجاميد، تا اعتصابات و تجمعات بزرگ و سراسري معلمان، از تجمعات هرروزه
کارگران در مقابل مجلس و اداره کار و ساير ارگانهاي دولتي، تا صدها و
هزاران اعتصاب کارگري که هرروز در گوشه و کنار جريان دارد، اينها نقش
تعيين کننده اي در فضاي سياسي و مبارزاتي جامعه داشته است. فضائي که با
اعتراضات دانشجوئي رشد يابنده در چند سال گذشته، با مقاومت و اعتراض
جوانان در خيابانها، اعتراضات و مقاومت زنان در مقابل بيحقوقي و سرکوب
هرروزه آنها، نفرت و اعتراض وسيع مردم عليه اعدام و جنايات رژيم، تداوم
يافته و پربارتر شده است. اينها ستون هاي مبارزه اي هستند که انقلاب
بدون آنها نه شروع ميشد و نه بسرعت راديکال ميشد و نه تداوم مي يافت.
نفس انقلاب، در دوره کنوني نشانه دست بالا پيدا کردن راه حل انقلابي و
کارگري در مقابل راه حل هاي جنبش هاي ديگر است. به اين معني نيز اين
انقلاب اساسا کارگري و مال کارگران است.
اين انقلابي براي سرنگوني جمهوري اسلامي بعنوان مانع اصلي خوشبختي و
رهائي کارگران و همه مردم ستمديده است و بنابراين بحث بسيار فراتر از
اين است که با پيشروي اين جنبش دست کارگران براي متشکل شدن و تعرض به
بيحقوقي ها و محروميت هايشان بسيار بازتر ميشود و روحيه عمومي کارگران
براي دست زدن به اعتصابات بزرگ و قدرتمند بالا ميرود. امروز در يک جبهه
سياسي به وسعت جامعه، بخش هاي مختلف مردم در مقابل جمهوري اسلامي صف
کشيده اند و دارند آنرا زمين گير ميکنند. اين مهمترين عرصه مبارزه
کارگران و مهمترين فاکتور در پيشروي کارگران در همه زمينه ها است.
جمهوري اسلامي بايد سرنگون شود تا کارگران در همه زمينه ها پيشروي کنند
و براي هميشه از همه محروميت هاي اقتصادي و اجتماعي نجات يابند.
نکته مهم ديگري را نيز بايد اينجا اضافه کنم. حضور فعال و گسترده در
اين انقلاب به معني اين نيست که از هم اکنون براي تدارک اعتصابات از
جمله اعتصابات منطقه اي و سراسري و ايجاد تشکل هاي کارگري محلي و
سراسري دست به کار نشويم. اتفاقا فضاي پرتحرک و سياسي موجود در جامعه
شرايط مساعدتري براي مبارزات روزمره کارگري و متشکل شدن آنها فراهم
کرده است. بويژه که اوضاع کنوني نسل تازه اي از کارگران جوان را هم به
ميدان آورده است. هزاران کارگر جوان سرشار از شور و انرژي انقلابي در
صفوف طبقه کارگر آماده اند تا براي رهائي خود به يک مبارزه انقلابي و
سازمان يافته بپيوندند و خون تازه اي وارد رگهاي جنبش کارگري کنند.
استعدادها و نيروي جواني که ميتواند نقش بسزائي در جنبش کارگري داشته
باشد. توده کارگران، اعم از کارگران شاغل يا اعضاي خانواده هاي آنها و
از جمله دهها هزار فرزند آنها در دانشگاهها نيز امروز از هميشه سياسي
تر و آگاه ترند و آمادگي بسيار بيشتري براي مبارزه و متشکل شدن و جلو
افتادن دارند. اين بويژه برعهده رهبران و پيشروان کارگري و کارگران
کمونيست است که همراه با اين نسل و يا بهتر است بگويم با هدايت اين نسل
از کارگران، از اين فرصت براي ايجاد تشکل هاي خود، برپائي مجامع عمومي
خود، سازماندهي کميته هاي اعتصاب، شبکه هائي براي دخالت موثر در
انقلاب، براي متشکل کردن مردم محله و شهر، صدور قطعنامه ها و اطلاعيه
ها و غيره استفاده کنند. اين آمادگي در شرايط کنوني از هميشه بيشتر است
و بايد از اين فرصت بخوبي استفاده کرد. اين مسيري است که توده هاي وسيع
مردم را حول پرچم طبقه کارگر بسيج خواهد کرد.
اما طبقه کارگر بدون حزب سياسي خود، بدون برنامه و افق مستقل خود که
در حزب کمونيست کارگري متجلي شده است نميتواند در صف اول انقلاب براي
رهائي خود و کل جامعه قرار گيرد. پيوستن هرچه بيشتر کارگران به حزب
کمونيست کارگري و شکل گيري شبکه ها و جمع هاي حزبي در کارخانه ها و
محلات شهرها عامل مهمي در تعميق اتحاد کارگران، رشد آگاهي آنان،
سازمايبابي آنها و آمادگي آنها براي هدايت اين انقلاب و به پيروزي
رساندن آن است. و هردرجه پيشروي در اين زمينه، موقعيت کارگران را در
مبارزات روزمره خود در مراکز کارگري نيز بسرعت دگرگون خواهد کرد.
به يک معني امروز کليد پيشروي، در درک اوضاع سياسي و حضور موثر
کارگران در جبهه هاي سياسي از جمله با پيوستن هرچه بيشتر به حزب
کمونيست کارگري و متشکل شدن هرچه بيشتر در صفوف اين حزب است که جنبش
کارگري را در شرايط متحول و انقلابي کنوني جلو ميبرد. مساله مهم درک
عميق شرايط سياسي کنوني توسط رهبران و پيشروان کارگري است.
|