شنبه٬ ١٦ آبان١٣٨٨ -٧نوامبر ٢٠٠٩

    کارگر کمونيست  ١١١

               اى ميل:  kargar_komonist@yahoo.com

     سايت:  www.wpiran.org/kk-index.htm

يک نامه ويک شعار

مرتضي فاتح


کارگران هفت تپه در تاريخ دوم آبان ماه نامه اي به سازمان جهاني کار ارسال کردند.در اين نامه نمايندگان کارگران به تشريح وضعيت اعتراضات کارگران وسرکوب آنان توسط نيروهاي رنگارنگ سرکوب از نيروهاي انتظامي وارگان هاي وزارت کار تا دادگاهها وسيستم قضايي اسلامي،ميپردازند. اين نمايندگان در شرائطي اين نامه را مينويسند که هر لحظه در انتظار دستگيري واجراي حکم زندان هستند. اما متن ولحن اين نامه با نامه هاي ارسالي تاکنوني از سوي نمايندگان ويا تشکل هاي کارگران وساير مزدبگيران کاملا متفاوت است. اين تفاوت آنجائي بيشتر اهميت ميابد که به موقعيت نمايندگان کارگران هفت تپه در هنگام نگارش اين نامه توجه کنيم.
اما آنچه که به نظر ميرسد از اهميت ويژه اي برخوردار است، سوالاتي است که در اين نامه از سازمان جهاني کار پرسيده ميشود.اينبار مانند ساير موارد مشابه از اين سازمان تقاضاي توجه ويا درخواست وشکوائيه مطرح نگرديده،بلکه مستقيما خواهان موضع گيري واعلام نظر اين سازمان در مورد وضعيت کارگران وتشکلها ونمايندگان کارگران شده است.در اين نامه کارگران خواستار تعيين تکليف اين سازمان با جمهوري اسلامي هستنند.از سازمان جهاني کار پرسيده شده که آيا خود اين سازمان به مصوبات وقوانين خود پايبند است يا نه؟ آيا در برخورد به رفتار اعضائي از اين سازمان که مقاوله نامه هاي رسمي همين سازمان را زيرپا ميگذارند، برخورد جدي خواهد کرد يا خير؟اين ديگر تقاضا نيست بلکه تعيين تکليف است.کارگران مدتهاست که ميدانند از اين ارگان ها وسازمانها آبي گرم نخواهد شد،اما به هر حال بايد خود را به عنوان بديل نمايندگان حکومتي به اين ارگان ها معرفي کنند.
محتوا ولحن اين نامه ميتواند شاخصي براي فهم موقعيت کارگران ونمايندگان وتشکلهاي کارگري در شرايط حاضر باشد. پس از اعتراضات شهري کارگران لوله سازي در اهواز، نامه کارگران هفت تپه نشان دهنده گام هاي رو به جلو طبقه کارگر در جهت به دست گرفتن رهبري اعتراضات اجتماعي به رژيم اسلامي سرمايه داران وسخنگوي جامعه، رو به سازمانها وارگانهاي بين المللي است. مبارزه روزانه طبقه کارگر بر سر زندگي شاخص مهمي است براي فهميدن اين نکته که چگونه مبارزات انقلابي هر روزه و در همه ابعاد اجتماعي در حال عميق تر شدن است.
همچنانکه کارگران هفت تپه در دوم آبان از سازمان جهاني کار خواستند تا تکليف خود را با جمهوري اسلامي معلوم کند واعلام نمايد جانب کارگران را دارد، يا حکومت را و در در کدام طرف ايستاده است. مردم به خيابان آمده در سيزده آبان هم ، با شعار "اباما يا با اونا يا با ما" در حقيقت خواهان تعيين تکليف کل دول غربي با حکومت شدند. اين يک درخواست ويا تقاضاي پشتيباني نبود بلکه اين شعاري از موضع قدرت وتهديد کننده بود. با چنين روحيه اي جامعه از غرب ميخواهد ميان آنان وحکومت يکي را انتخاب کند. نميشود هم با حکومت اسلامي مذاکره کرد وهم ژست حقوق بشر ودمکراسي به خود گرفت. نميشود با ژست بي طرفي اعلام کرد ما در مسايل داخلي ايران دخالت نميکنيم، اما در همان حال اعلام کرد ما با دست باز با حکومت اسلامي مذاکره ميکنيم. اين يعني به رسميت شناختن حکومتي که در همين جامعه از سوي مردم به رسميت شناخته نمي شود.
به هر حال حکومت اسلامي رفتني است، اما همين امروز جامعه به دولتها وسازمان هاي بين المللي اعلام ميکند که مدارا وتانگو سياسي واقتصادي با چنين حکومتي ميتواند در آينده به ضرر آنان باشد. اين شعار واين روحيه در جامعه به خوبي به جهان نشان ميدهد که در ايران دو نيرو در مقايل هم قرار دارند، حکوت اسلامي با همه گند و کثافت وجنايتش وجامعه با همه آزاديخواهي وانسانيتش، مردم جهان در همان روزهاي اول انتخاب خود را کردند، اکنون حکومت ها وارگان هاي وابسته به آنها هستند که بايد از اين دو يکي را انتخاب کنند.