پنجشنبه٬ ٥ شهريور١٣٨٨ -٢٧ اوت ٢٠٠٩

    کارگر کمونيست  ١٠٦

               اى ميل:  kargar_komonist@yahoo.com

     سايت:  www.wpiran.org/kk-index.htm

اعتراض كارگران شركت واگن پارس به دستمزدهاي معوقه
به گزارس سايت دولتي ايلنا روز دوم شهريور ١٧٠٠ کارگر شرکت واگن پارس اراك براي ششمين بار در طول ٤ ماهه اخير در اعتراض به عدم پرداخت حقوق و دستمزد ماهيانه خود با سر دادن شعار در مقابل در ورودي شركت تحصن کرده و از مسؤولان استان خواستند که جوابگوی آنها شوند. بنا به گزارشهای منتشر شده كارفرمای این شرکت مطالبات كارگران را به صورت درصدي و فقط براي ساكت كردن موقتي پرداخت مي‌كند و کارگران در طول ٥ ماهه اول سال‌جاري تنها در سه مرحله مجموعاً ٥٠٠ هزار تومان، در مقابل شيفت كاري روزانه و اضافه كاري دريافت كرده‌اند. این درحالیست که مسؤولان استان نيز در جريان موضوع هستند. در این حرکت اعتراضی کارگران علاوه بر دستمزدهای معوقه خود به نحوه پرداخت سنوات بازنشستگان بوده و خواهان پرداخت مابه التفاوت كسري خدمت براي تسريع در بازنشستگي ٣٥٠ پرسنل آماده بازنشستگي و بررسي وضعيت ٢٠٠ كارگري كه به بهانه مرخصي‌هاي ساعتي و به هم خوردن توالي در قانون كارهاي سخت و زيان‌آور از ليست بازنشستگي حذف شدند. اکنون دو سال است که کارگران پارس واگن با مشکل دستمزدهاي معوقه روبرو هستند و همواره برای آن تجمعات اعتراضی برپا کرده اند. از جمله هفته گذشته کارگران اين شرکت مراسم بازديد وزير راه و ترابري از کارخانه را که به همراه استاندار و جمعی از مديران استان به آنجا آمده بودند را به صحنه اعتراض خود تبديل کردند.
در حرکت اعتراضي دیگر در مرداد ماه کارگران شرکت واگن پارس سالن غذاخوري اين كارخانه را به صحنه اعتراض تند خود تبديل كردند. کارخانه واگن پارس که در زمينه توليد واگن‌هاي راه آهن و مترو فعاليت دارد و زماني ضمن مصارف داخلي توليدات خود را به کشورهايي نظير سوريه، اندوزي و غيره صادر مي کرد، اکنون کارگران با معضل دستمزدهاي پرداخت نشده روبرو شده و مدير عامل آن در سخنراني خود خطاب به کارگران اين کارخانه گفته است که: "هيچ پولي براي پرداخت حقوق عقب افتاده آنها وجود ندارد و کساني که نمي خواهند به کار در اين کارخانه ادامه دهند مي توانند از اين کارخانه بروند!" طبق اين خبر کارگران شرکت بعد از سه ماه کار بدون حقوق و چندين اعتراض، و پس از اينکه با اين جواب مدير عامل و تهديد توسط عوامل حراست مواجه شدند تمام شيشه‌ها، ميز و صندليها، تابلوها و ديگر وسايل سالن غذاخوري اين کارخانه را شکستند و سالن غذاخوري را با خاک يکسان کردند.
بنا به همين گزارشها "لازم به ذکر است دو کارخانه مهم ديگر کشور يعني شرکت ماشين سازي اراک و شرکت آذر آب نيز به زودي رسما اعلام ورشکستگي خواهند کرد. به دستور مقامات امنيتي مديران اين دو شرکت در تلاش هستند تا اعلام ورشکستگي اين دو کارخانه را به تاخير بيندازند تا از همزمان شدن اعتراضات کارگري احتمالي در اين دو کارخانه با ديگر کارخانه هاي ورشکسته جلوگيري کنند.

كارگران ايران خودرو جاده كرج را مسدود كردند

بنا به خبري كه به حزب کمونيست کارگري رسيده است عصر روز ١٢ مردادماه، تعدادي از كارگران ايران خودورو که با خطر اخراج مواجه هستند، جاده را بستند و درمورد خواستهاي خود شعار دادند. از جزئيات اين حرکت هنوز اطلاعي نداريم. لازم به توضيح است که بحران به ايران خودرو رسيده و خطر بيکاري تعداد زيادي از کارگران اين مجموعه را تهديد ميکند.
حزب کمونيست کارگري قاطعانه از اعتراض کارگران ايران خودرو حمايت ميکند و کليه کارگران ايران خودرو را به اتحاد و يکپارچگي براي تحقق خواست هاي خود و جلوگيري از اخراج همکارانشان فراميخواند. حزب ساير مراکز کارگري و مردم آزاديخواه را به همبستگي با کارگران و مبارزه آنها فراميخواند. وقت آن است که بخش هاي مختلف مردم قاطعانه از مبارزات يکديگر حمايت کنند و اتحاد مبارزاتي قدرتمندي را عليه حکومت اسلامي و براي تحقق خواست هاي بحق شان شکل دهند.
حزب کمونيست کارگري ايران
١٢ مرداد ١٣٨٨، ٣ اوت ٢٠٠٩

کاركنان صنايع چوبي شاهرود با تجمع اعتراضی خيابان رجايي را بستند

به گزارش آزانس خبر روز ٢٨ مرداد حدود ٦٠ کارگر صنایع چوبی پاییزان شاهرود در اعتراض به حقوق و مزایای معوقه خود با خوابیدن روی زمین، خيابان رجايي این شهر را برای دقایقی مسدود کردند.
گفته ميشود كه مديران اين شركت بعد از دريافت چند ميليارد تومان از مردم از طريق قرارداد سلف وپرداخت ماهانه ٢٠ تا ٢۵ درصد سود,اکنون به بهانه ورشکستگي اصل پول مردم و حقوق کارکنان و کارگران خود را نميدهند.
در خلال اين تجمع که حدود ۵ ساعت به طول انجاميد تجمع کنندگان شعار میدادند. بنا به گزارشها مدير عامل اين شركت (معصومي ) در تبانی با دادستاني و نيروي انتظامي، از پيگيري اين خسارت خودداري كرده و جوابگوي مردم و معترضين نيستند. سرانجام اين تجمع با دخالت ماموران انتظامي و دستگيري سه تن از تجمع کنندگان در ساعت ٣ عصر پايان يافت . کارگران و کارکنان معترض این شرکت روز ٢٩ مرداد نيز مجددا مقابل دفتر اين شرکت واقع در خيابان رجايي شاهرود تجمع کردند.

تحصن کارگران هفت تپه براي خواست افزايش حقوقها و ديگر مطالباتشان
کارگران اجازه مداخله به شوراهاي اسلامي ندادند

روز جمعه ١٦مرداد کارگران نيشکر هفت تپه براي خواست افزايش حقوقها و با طرح يکسري خواستهاي ديگر خود در محل کارخانه دست به تحصن زدند. دراين حرکت اعتراضي هنگامي که نمايندگان شوراي اسلامي خواستند دخالت کنند، کارگران با گفتن اينکه چه کسي به شما راي داده و شما را انتخاب کرده که حالا مي خواهيد مداخله کنيد، اجازه ي مداخله به آنها نداده و به اين ترتيب دست آنها را از مبارزات خودکوتاه کردند. کارگران همچنين عليه مسئول کارت زني شعار ميدادند. خواسته هاي گارگران در اين اعتراض به شرح زير است:

١- اجرا شدن طرح طبقه بندي مشاغل و افزايش دستمزدها و حقوق ها
٢- حل مشکلات کارگران در نحوه و ميزان پرداخت دستمزد اضافه کاري ها

٣- اعتراض به زدن کارت ورود و خروج. اين مساله روال عادي اين واحد توليدي نبوده است. اکنون با اجراي اين طرح براي کارگران مشکلاتي ايجاد شده است. از جمله روزهاي جمعه که در ماه هايي از سال که فصل برداشت نيست، کارگران قبلا تا ساعت ده در کارخانه حاضر بوده و سپس به منازل خود برميگشتند. اما اکنون مجبورند تا پايان ساعت اداري در محل کار خود باقي بمانند.

٤- خواست استخدام رسمي کارگران موقت و اعتراض به اخراج آنان. اين کارگران با تلاش سنديکا قرار بود رسمي شوند اما اکنون به دستور مقامات بالاتر تهديد به اخراج شده اند.

پيام همبستگي كارگران ايران با اقدام جهاني اتحاديه هاي كارگري (٢٦ ژوئن)

چهار اتحاديه بزرگ بين المللي (ITUC - ITF – IUF – EI ) روز 26 ‍ژوئن – پنجم تيرماه را به عنوان روز حمايت جهاني از حقوق پايه اي كارگران در ايران و مبارزات آنان اعلام كرده اند و قرار است در اين روز اعضاي اين اتحاديه ها در سراسر جهان اقدام به حمايت عملي از مبارزات كارگران در ايران بنمايند .
اين همبستگي جهاني با كارگران در ايران يك اقدام تاريخي و بزرگ در مبارزه طبقه كارگر جهاني براي دستيابي به حقوق انساني كارگران در ايران و سراسر جهان است و بي ترديد نقش تاريخي در پيشبرد مبارزات كارگران ايران ايفا خواهد كرد و از سوي ديگر اتحاد و همبستگي جهاني طبقه كارگر را عمق و دامنه بيشتري خواهد بخشيد .
ما امضا كنندگان اين بيانيه خود را دوشادوش و همراه اين حركت متحدانه جهاني مي دانيم و از اين طريق ضمن قدرداني عميق از سازماندهي چنين اقدامي از سوي ITUC - ITF – IUF – EI دست سازماندهندگان اين حركت متحدانه جهاني را به گرمي مي فشاريم و درود هاي گرم و بي پايان خود را نثار تمامي كارگران جهان و يكايك اعضاي اين اتحاديه ها مي كنيم .
زنده باد همبستگي جهاني طبقه كارگر
چهارم تيرماه 1388
- سنديكاي كارگران شركت واحد اتوبوسراني تهران و حومه
- سنديكاي كارگران نيشكر هفت تپه
اتحاديه آزاد كارگران ايران
- كميته پيگيري براي ايجاد تشكل هاي آزاد كارگري
- انجمن صنفي برق و فلزكار كرمانشاه
- جمعي از كارگران نساجي خامنه
- کارگران کارخانه پرريس سنندج
- كارگران کارخانه بافندگي شين بافت سنندج
- کارگران کارخانجات شاهو
- كارگران نساجي کردستان
-كارگران فرش غرب بافت
- كارگران آجر شيل
- كارگران شيرپاک آرا
- كارگران گوني بافي سما
- كارگران آرد فجر
- كارگران نیرو رخش
- کارگران بخش خدماتي بيمارستان توحيد سنندج
-جمعي از بازنشستگان شهرستان سنندج
-کارگران شرکت فرش غرب کرمانشاه
-جمعی از کارگران کارخانه صنايع فلزی شماره 2
- جمعي از كارگران لاستيك البرز
- جمعي از کارگران شهرستان مريوان
- جمعی از کارگران وفعالين شهر کامیاران
- جمعی از کارگران و فعالين شهر مشهد
- كارگران شرکت کارگلاس تهران
– کارگران يراق آلات قم

روز ۲۶ ژوئن به يک نمايش قدرتمند بين المللی عليه جمهوری اسلامی و دفاع از مبارزات کارگران و مردم ايران تبديل شد!

بدنبال فراخوان قبلي چهار کنفدراسيون جهاني کارگري که بيش از ۱۷۰ ميليون کارگر را در سراسر جهان نمايندگي مي کنند٬ در روز ۲۶ ژوئن در ۲۹ کشور جهان اعتراضات با شکوهي در اعتراض به جمهوري اسلامي در مقابل سفارتخانه ها و کنسولگري جمهوري اسلامي و يا در ميادين شهر ها برگزار شد۔ در جريان ايران اعتراضات که با شرکت گسترده ايرانيان ساکن خارج همراه بود٬ دهها نماينده اتحاديه کارگري و همچنين نمايندگاني از سازمان عفو بين الملل به زبانهاي مختلف دنيا با کارگران و مردم آزاديخواه ايران اعلام همبستگي کردند و اعلام داشتند که در مبارزه عليه جمهوري اسلامي کنار مردم بپا خاسته ايران قرار دارند.
فراخوان روز ۲۶ ژوئن تحت عنوان "عدالت براي کارگران ايران" انجام شد و هدفش آزادي دستگير شدگان اول مه و دفاع از حقوق پايه اي کارگران ايران بود. اين براي چهارمين بار در سالهاي اخير است که اتحاديه هاي کارگري در جهان در همبستگي با کارگران ايران و در اعتراض به جمهوري اسلامي به خيابانها مي آيند. در اعتراضات روز ۲۶ ژوئن اتحاديه هاي کارگري ازخيزش انقلابي مردم ايران و تلاش ها آنها براي دستيا بي به آزادي و عدالت حمايت کردند.
دو روز قبل از انجام اين اعتراضات بين المللي رهبران چهار اتحاديه جهاني با ارسال يک نامه اعتراضي به خامنه اي نسبت به "واکنش بيرحمانۀ مقامات دولتي به بيان خواسته هاي مشروع مردم ايران" اعتراض کردند. ديويد کاکرافت، دبيرکل فدراسيون جهاني کارگران حمل و نقل، اعلام کرد که "اتحاديه‌هاي صنفي روز جمعه به دولت ايران نشان خواهند داد تا چه اندازه در جهان بي‌اعتبار است و جهانيان درباره سرکوب‌ها و خشونت‌هاي صورت گرفته در ايران چگونه مي‌انديشند." رهبران چهار اتحاديه کارگري جهاني در نامه اعتراضي خود به خامنه اي بر اين خواستها تاکيد کردند:

۱- برسميت شناختن حقوق کامل دمکراتيک براي مردم ايران شامل: آزادي تشکل و تجمع
۲-_ توقف هر گونه سرکوب خشونت آميز
۳- آزادي تمامي فعالين اتحاديه اي
۴- به رسميت شناختن تمامي تشکلات مستقل کارگري در ايران
۵- احترام گذاشتن به حقوق حقۀ کارگران و قبول تمامي کنوانسيون هاي بنيادي آي.ال.او ، مشخصا در زمينه آزادي تشکل و قرارداد دسته جمعي کار
۶- توقف تمامي سرکوب هاي ضد اتحاديه اي و
۷- بکارگيري مجدد کارگران اخراجي که ناعادلانه از کار بيکار شده اند.
در اعتراضات جهاني روز ۲۶ ژوئن همين خواستها از زبان نمايندگان اتحاديه هاي کارگري بازگو شد و سخنراني هاي پر شوري در حمايت از کارگران و مردم ايران صورت گرفت۔ اين اعتراضات در کشورهای انگلیس، کانادا، هلند، مراکش، فرانسه٬ فنلاند٬ اتريش٬ عراق٬ مالزي٬ مکزيک٬ نيجريه٬ آمريکا٬ دانمارک٬ ايتاليا٬ آلمان٬ سوئيس٬ ترکيه٬ اسپانيا٬ بلژيک٬ نيوزيلند، استراليا، ژاپن، هنگ کنگ، تايلند ٬ هندوستان٬ سوئد٬ نپال٬ اندونزي و نروژ برگزارشد. اين اعتراضات عمدتا در مقابل سفارتخانه ها و دفاتر نمايندگي جمهوري اسلامي برگزار گرديد و با شرکت صدها مردم آزاديخواه فرياد مرگ بر جمهوري اسلامي در همه جا طنين انداز شد. علاوه بر نمايندگان اتحاديه هاي کارگري از سوي سازمان عفو بين الملل که از اين فراخوان حمايت بعمل آمده بود افرادي شرکت داشتند و به ايراد سخنراني پرداختند. در بسياري از اين تظاهراتها عکسهاي متععدي از ندا آقا سلطان که به سمبل انقلاب تبديل شده است٬ ديده مي شد و دسته گلهاي متعددي به احترام ندا و همه جانباختگان راه آزادي و برابري در محل قرار داده شد. همچنين نمايندگاني از احزاب پارلماني و سازمان چپ و سوسياليست حضور داشتند و سخنراني کردند.
حزب کمونيست کارگري ايران که از مدتها قبل از فراخوان ۲۶ ژوئن قاطعانه حمايت کرده بود فعالانه در اعتراضات مربوط به اين روز منجمله در کشورهاي سوئد٬ دانمارک٬ فنلاند٬ سوئيس٬ کانادا٬ نروز٬ فرانسه٬ انگليس٬آلمان و استراليا شرکت داشت و از جمله برگزارکنندگان اين اعتراضات بودند. فعالين حزب از جمله با حمل پلاکاردهايي که بر روي آن خواستها فوري کارگران و مردم نوشته بود٬ تلاش کردند صداي مردم بپاخاسته ايران باشند.

پژمان رحيمي و محمد اسماعيلوندي از فعالين کارگری در اهواز دستگير شدند.

به گزارش کميته هماهنگي براي کمک به ايجاد تشکل هاي کارگري روز سه‌شنبه ٢٧ مرداد ماه ١٣٨٨، پژمان رحيمي فعال كارگري، عضو انجمن سايه و عضو كمته هماهنگي براي كمك به ايجاد تشكل هاي كارگري همراه با محمد اسماعيلوندي از فعالين كارگري در اهواز دستگير شدند.

احکام اخراج فعالين سنديکاي واحد لغو شد

بيانيه سنديکاي کارگران شرکت واحد

همانطوري که کليه نهادهاي کارگري، حقوق بشري و عدالت خواه ايران و جهان در جريان هستند، از زمان بازگشايي سنديکاي کارگران شرکت واحد اتوبوسراني تهران و حومه ، بسياري از نمايندگان و فعالين اين سنديکا از فعاليت کاري خودشان محروم شدند. در اين سالها فعالين کارگري شرکت واحد دست در دست هم و با کمک همديگر و همياري ديگر نهادها اين شرايط سخت را پشت سر گذارد.
در تاريخ ٢١ تير ماه ١٣٨٨ هيئت عمومي ديوان عدالت اداري با اکثريت قاطع کليه احکام اخراج كارگران سنديكاي را لغو كرده و پرونده هاي اين كارگران را براي رسيدگي مجدد به هيئت هم عرض حل اختلاف در اداره كار ارسال نمود.

سنديکاي کارگران شرکت واحد اين پيروزي را به کليه کارگران تبريک گفته و ضمن سپاسگزاري ، درود بيکران خود رابه کليه کارگران اخراجي که در اين مدت صدمات جبران ناپذيري را متحمل شده‌اند مي فرستد.
سنديکاي کارگران شرکت واحد يکبار ديگر از تمامي افراد و نهادهاي اجتماعي و کارگري ايراني و بين المللي که با کمکهاي معنوي اشان در طول اين سالها در اين راه ما را همياري کردند سپاسگزاري ميکنند.
در انتها اين تشكل مستق كارگري از كنفدراسيون جهاني كارگران آزاد ( ITUC) ، فدراسيون جهاني كارگران حمل و نقل( ITF) و همه نهادهاي كارگري كه در اين مدت با حمايت هاي خود روحيه دو چنداني به كارگران رسانده اند صميمانه تشكر و قدرداني مي كند واميدواريم کليه زندانيان کارگري و احکامهاي غير عادلانه نيز لغو شود.
با اميد به گسترش صلح و عدالت در همه گيتي

سنديكاي كارگران شركت واحد
اتوبوسراني تهران و حومه
٣ مرداد ١٣٨٨

ساعت ٩ صبح روز ٢٧ مرداد بار ديگر اعضاي هيات مديره سنديکاي کارگري کشت و صنعت هفت تپه در شعبه دوم دادگاه انقلاب دزفول مورد محاکمه قرار گرفتند .جنايتکاران جمهوري اسلامي اين کارگران را با اتهاماتي چون تبليغ عليه نظام از طريق مصاحبه با رسانه هاي بيگانه، ارتباط با افراد معاند نظام، تشکيل سنديکاي غير قانوني (که در پرونده به عنوان تشکلي غير قانوني نام برده شد)، تحريک کارگران عليه سران نظام مورد محاکمه قرار دادند. در اين دادگاه کارگران بر تشکيل سنديکا بعنوان حق خود تاکيد داشتند و محمد اوليايي فر وکالت پرونده کارگران را برعهده داشت. او اتهامات وارده بر کارگران را بي اساس دانسته و به دليل مشابهت بسيار اتهامات طرح شده در اين پرونده با پرونده‌ي قبلي اين کارگران، خواستار تجديد جلسه‌ي دادگاه پس از صدور راي از سوي دادگاه تجديد نظر اهواز گرديد که با موافقت قاضي پرونده‌ي، جلسه‌ي رسيده‌گي به بعد از صدور حکم از سوي شعبه سيزدهم دادگاه تجديد نظر اهواز موکول شد .در اين دادگاه اسامي محمد حيدري مهر، فريدون نيکوفر، نجات دهلي و جليل احمدي با حکم برائت از اين پرونده خارج گرديد، اما پرونده رضا رخشان مسئول روابط عمومي و علي نجاتي رييس هيات مديره‌ي سنديکاي کارگران هفت تپه که چندي پيش به همين جرم از کار اخراج شده بود همچنان در جريان است.
کميته مبارزه براي آزادي زندانيان سياسي لغو پرونده محمد حيدري مهر، فريدون نيکوفر، نجات دهلي و جليل احمدي را نتيجه مبارزات فشرده کارگران نيشکر هفت تپه دانسته و اين موفقيت را به اين عزيزان و به خانواده هايشان و نيز به کارگران نيشکر هفت تپه و همه انسانهاي آزاديخواه تبريک ميگويد. بايد با ادامه اعتراضاتمان خواهان باطل شدن پرونده هاي تشکيل شده براي علي نجاتي و رضا رخشان و آزادي فوري همه دستگيرشدگان اخير و زندانيان سياسي شويم.

کميته مبارزه براي آزادي زندانيان سياسي

٢٨ مرداد ٨٨- ١٩ اوت ٢٠٠٩
00447779898968

http://free-zendaniseyasi.blogspot.com

 صدور حکم زندان وشلاق برای سه نفر از دستگير شدگان اول مه
با اعتراض گسترده خود به اين گستاخی رژيم پاسخ دهيم

بنا به گزارش سايت اتحاد جمهوري اسلامي براي سه نفر از کارگران دستگير شده اول مه به اسامي فايق کيخسروي . شيوار سحابي و منصور کريميان احکام زندان و شلاق صادر کرده است. دادگاه شعبه ١٠٥ جزايي دادسراي عمومي سنندج هر يک از اين کارگران را به جرم برپايي مراسم اول ماه مه به ٦ ماه زندان و ٤٠ ضربه شلاق تعزيزي محکوم کرده است. البته در متن حکم ٦ سال زندان اين قابل تبديل به سه سال حبس تعليقي خوانده شده و همچنين شب بو خليلي و بابک باجالاني دو بازداشت شده ديگر اول مه حکم تبرئه گرفته اند.
امروز در شرايطي که خيزشي انقلابي در سراسر ايران در جريان است و مردم باز کردن درب زندانها را نشانه رفته اند. اين اقدام گستاخانه رژيم بهاي سنگيني برايش خواهد داشت.
کميته مبارزه براي آزادي زندانيان سياسي صدور اين احکام قرون وسطايي و محاکمه کارگران بخاطر برپايي اول مه را بشدت محکوم ميکند. کميته مبارزه براي آزادي زندانيان سياسي همه کارگران و همه انسانهاي آزاديخواه بويزه مردم شهر سنندج را به اعتراض گسترده عليه اين احکام ارتجاعي و قرون وسطايي و صدور حکم زندان و شلاق براي کارگران دستگير شده اول مه فرا ميخواند. بايد بساط اين دادگاهها ارتجاعي و قوانين ارتجاعي قضايي جمهوري اسلامي را برسرشان خراب کرد. بايد اين ماشين سرکوب و بيدادگاهايشان را در هم شکست. تنها با تجمعات اعتراضي گسترده است که نه تنها ميتوانيم جمهوري اسلامي را از صدور چنين احکامي پشيمان کنيم و عقب برانيم بلکه خواهيم توانست درب زندانها را بگشاييم و همه زندانيان سياسي را از زندان رها کنيم.
کميته مبارزه براي آزادي زندانيان سياسي
١٨ مرداد٨٨-٩اوت ٢٠٠٩

سعيد رستمي کارگر افغاني هنوز  در زندان است

در مراسم با شکوه اول مه، روز جهاني کارگر بيش از ١٥٠ نفردر پارک لاله تهران دستگير شدند. . تحت فشار اعتراضات کارگران و بخش هاي مختلف جامعه و درجريان يک کمپين همبستگي بين المللي براي آزادي آنان از زندان، به تدريج همه دستگير شدگان اول مه به جز سعيد رستمي از زندان آزاد شدند. رژيم فاشيست جمهوري اسلامي سعيد رستمي را به جرم داشتن شناسانامه افغان در زندان نگاه داشته است. سعيدرستمي زير پله نوروز خان بعنوان کارگر پخش مواد غذايي کار مي کرد و اکنون در زندان اوين بند هفت سالن ٣ به صورت بلاتکليف مانده است.
تا کنون سه نامه از طرف سعيد رستمي به دادگاه تحويل داده شده است. همچنين يک نامه به سفارت افغانستان و يک نامه از سفارت افغانستان به وزارت امورخارجه ايران و از آنجا به دادگاه تحويل گرديده است و هر بار قاضي يا بازپرس دادگاه شبعه ٢ امنيت وعده داده است که بزودي آزاد خواهد شد اما او هنوز در اسارت جمهوري اسلامي بسر ميبرد. سعيد رستمي بايد فورا از زندان آزاد شود.

كارگران اخراجي اميركبير مقابل سازمان تبليغات تجمع كردند

بنا به خبري از سايت خبري دولتي ايلنا، صبح روز ٢٢ تير كارگران اخراجي انتشارات اميركبير در اعتراض به مطالبات پرداخت نشده دو سال قبل خود، در مقابل سازمان تبليغات اسلامي تجمع كردند. طبق اين گزارش ٢ سال پيش در پي تغيير مديريت انتشارات اميركبير، شركت ندا، عامل توزيع كتاب‌هاي اين موسسه انتشاراتي منحل و تمامي ٤٠ كارگر آن اخراج شدند.
اخراج شدگان كه از ٤ تا ١٥ سال در اين شركت داراي سابقه كار هستند. از ٢ سال پيش تاكنون براي دريافت مطالبات خود بارها به موسسه انتشارات اميركبير مراجعه كرده‌اند. اما تا کنون پاسخی نگرفته اند. 
 تجمع اعتراضي كارگران نساجي سيمين اصفهان

بنا به اخباري كه روز ١٢ مردادماه منتشر شده است، كارگران كارخانه نساجي سيمين اصفهان در اعتراض به عدم دريافت ٦ ماه دستمزد، در مقابل استانداري اصفهان تجمع كردند. يكي از كارگران در اين تجمع گفته است كه كارخانه سيمين اصفهان در حال نيمه تعطيل است و حدود ٤٠ درصد كارگران سر كار هستند و٦٠ درصد بقيه بيكار شده اند. او همچنين گفته است همين كارگراني هم كه فعلا شاغل هستند سر كار مي روند اما حقوقي دريافت نمي كنند . بخشی از این کارگران آخرین حقوق خود را در بهمن ٨٧ دریافت کرده اند که این پرداختی شامل همه کارگران نشده است. در بین تجمع کنندگان کارگرانی با ٢٥ سال سابقه دیده میشود و باقی نیز حداقل ١٨ سال در این کارخانه کار کرده اند. اين در حالي است كه به گفته كارگران، استانداري اصفهان به صاحبان اين كارخانه ٣ ميليارد تومان وام پرداخت كرده است، اما تصميم گرفته است اين پول را صرف كارهاي ديگري بكند. به گفته كارگران در ماههاي گذشته كارگران تجمعاتي را در دفاتر اين شركت در اصفهان و نجف آباد برگزار كرده اند، اما پاسخي دريافت نكرده اند.

هرگونه سرکوب و تهديد نهاد هاي مدني محکوم است

در روزهاى اخير ما شاهد تلاش و حضور پرشور ميليونها زن، مرد، پير و جوان، اقليتهاي ملي و مذهبي در ايران هستيم که از دولت ميخواهند که پايه ترين حقوق اوليه شان را به رسميت بشناسد يعني بررسميت شناختن حق انتخاب آزاد، مسقل و بدون تقلب. حقي که در اکثر جوامع دنيا نه تنها به رسميت شناخته شده بلکه براي حفظ آن از هيچ کوششي فروگذاري نميشود.
در بطن چنين اوضاعي ما شاهد تهديد، دستگيري، کشتن و سرکوب عرياني هستيم که بيم آن مي‌رود تا بر ابعادش افزوده شود و خون انسانهاي بيگناهي ريخته شود که نتيجه آن اعتراضات بيشتر مردم است نه عقب نشينشان.
جامعه ايران با يک بحران عميق سياسي و اقتصادي روبرو است، اعتراضات ميليوني که گاها" با سکوتي که سرشار از ناگفتني ها است خود را نمايان کرده و به يک الگو تبديل شده است و هر روز بر دامنه و ابعاداش افزوده مي‌شود، که در اين ميان عکس العمل هر نهاد و فرد مسئولي را ميطلبد.
سنديکاي کارگران شرکت واحد در اطلاعيه اي که قبل از انتخابات رياست جمهوري در ارديبهشت ماه انتشار يافته بود نوشت که ” در نبود آزادي احزاب ، بالطبع تشکل ما نيز از نهادي اجتماعي که حاميش باشد محروم است ، حال آنکه سنديکاي کارگران شرکت واحد اتوبوسراني دخالت گري و فعاليت سياسي را حق مسلم تک تک افراد جامعه دانسته و برآن است که کارگران سراسر ايران در صورت ارائه منشور کارگري کانديداهاي رياست جمهوري و دادن تضمين عملي به شعارهاي انتخاباتي در اين رابطه ، مي توانند در انتخابات شرکت کنند يا نکنند.”
اين موضوع که خواسته‌هاي اکثريت قريب به اتفاق جامعه ايران بسيار فراتر از خواسته‌هاي صنفي ميباشد برهمگان روشن است و ما هم در سالهاي گذشته بر آن تأکيد کرديم که تا اصل آزادي تشکل و انتخاب بوجود نيايد صحبت از هر نوع آزادي اجتماعي و حقوق صنفي بيشتر شبيه طنز ميباشد تا واقعيت.
براساس اين واقعيت سنديکاي کارگران شرکت واحد خود را در کنار تمامي ايثارگراني ميداند که براي ساختن نهاد مدني آزاد و مستقل مبارزه ميکنند و هر نوع سرکوب و تهديد را محکوم ميکند.
در راستاي به رسميت شناختن حقوق صنفي و اجتماعي در ايران نهادهاي کارگري جهاني پنجم تيرماه روز جهاني حمايت از کارگران زنداني و نهاد صنفي ايران اعلام شده است، ما از همه ميخواهيم که اين روز را فراتر از خواستهاي صنفي بشمار بياورند و اين روز را تبديل کنيم به روز حقوق بشر انساني در ايران و از همقطاران خود بخواهيم در اين روز در سراسر دنيا براي حقوق پايمال شده اکثر مردم ايران حرکت کنند.

با آرزوي گسترش عدالت و آزادي
سنديکاي کارگران شرکت واحد
خرداد ١٣٨٨

پيام اتحاديه آزاد کارگران ايران خطاب به کارگران ايران

کارگران و زحمت کشان ! پرچم مطالبات انساني خود را به اهتزاز درآوريم!

48 روز از سرکوب و دستگيري تجمع کارگران در پارک لاله به مناسبت روز جهاني کارگر در 11 ارديبهشت – اول ماه مه – مي گذرد. در اين مدت اتفاقات مهمي رخ داده و باعث تحولات وسيع و شگفت انگيزي در جنبش اجتماعي کشور شده است. کانديداهاي رياست جمهوري در جريان مناظره هاي تلويزيوني همديگر را به نقض حقوق شهروندان، اختلاس، دزدي، سوء مديريت و ناکارآمدي متهم مي کردند. اما هيچ يك به قوانيني كه اين مصائب را بر اكثريت جامعه روا داشته است مخالفتي نكردند، هيچكدام به قانوني كه حق اعتصاب را از كارگر سلب كرده، حقوق او را چهار برابر زير خط فقر مشروع مي داند، حق تشكل را از او گرفته، اخراجهاي دسته جمعي و قرادادهاي سفيد امضاء و موقت يك ماهه بر او تحميل كرده اعتراضي نداشتند، نسبت به آزاديهاي بيان، پوشش و دهها و صدها موارد غير انساني ديگر كه امروز بر جامعه حاكم است سخني به ميان نياوردند و اگر هم به مواردي به طور خيلي سطحي اي اشاره اي شد هر يك فقط براي تبرئه خود ديگري را محاكمه مي كرد گويا رقيبش بيشتر ازخودش سختگيري كرده است. درهمه آن مناظرات آشكارا و رودر رو، خود كانديداها ثابت كردند كه همه قوانين و شرايط موجود را قبول دارند و تنها جدالشان بر سر ربودن قدرت از رقيب است.
بنابراين ما کارگران در اين شرايط كه اعتراضات اجتماعي به شكل يك جنبش توده اي و عظيم براي طرح و رسيدن به مطالبات خود به ميدان آمده است، حق خود مي دانيم كه طومارمطالبات طبقاتيمان را به شرح زيربه پرچم خود تبديل كرده و به اهتزاز در آوريم.

١- افزايش فوري حداقل دستمزد به بيشتر از يک ميليون تومان در ماه

٢- برچيده شدن قراردادهاي موقت کار و فرم هاي جديد قرارداد کار

٣- انحلال خانه کارگر و شوراهاي اسلامي کار به عنوان تشکيلات دولتي در کارخانه ها و کارگاه ها و برپايي شوراها وساير تشکلات كارگري مستقل از دولت

٤-پرداخت فوري دستمزدهاي معوقه کارگران بي هيچ عذر و بهانه

٥- توقف اخراج کارگران و پرداخت بيمه بيکاري مکفي به تمام کارگران بيکار

٦- آزادي فوري تمام زندانيان سياسي از جمله کارگران زنداني دستگير شده اول ماه مه، جعفر عظيم زاده، غلامرضا خاني، سعيد يوزي، سعيد رستمي، مهدي فراهي شانديز، کاوه مظفري، منصور اسالو و ابراهيم مددي و پايان دادن به تعقيب و آزار کارگران و رهبران کارگري

٧- اعتصاب، اعتراض، تجمع و آزادي بيان و قلم حق مسلم ما کارگران است.

٨- خاتمه دادن به تبعيض جنسيتي، کار کودکان و اخراج کارگران مهاجر

کارگران! ما امروز موظفيم با طرح مستقلانه خواسته هاي خود و با تکيه بر نيروي متحدانه مان، همراه با بخشهاي ديگر جامعه براي رسيدن به حقوق انسانيمان دست به كار شويم.

اتحاديه آزاد کارگران ايران
٢٨ خرداد ٨٨

سندي ديگر از جنايت رژيم اسلامي عليه کارگران

بنا به خبرهاي منتشر شده روز چهار شنبه ٢٨ مرداد ٨٨ نيروهاي امنيتي حکومت در( شهرک کردستان ) در سنندج قصد ربودن حسن مصطفائي يکي از چهرهاي محبوب در ميان کارگران را داشتند که با دفاع به موقع حسن مواجه شدند. مزدوران امنيتي رژيم نيز به طور وحشيانه اي او را مورد ضرب و شتم قرار دادند. اين عمل وحشيانه نيروهاي سرکوبگر رژيم بلافاصله مورد اعتراض جوانان و مردمي که در محل حضور داشتند قرار گرفت و توانستند حسن را از چنگال مزدوران رها ساخته و از محل دور کنند.
رژيم جمهوري اسلامي در طول حاکميت اش، هر روز کارگران را به بهانه هاي مختلف مورد اذيت و آزار قرار داده است. روزي کارگران را به جرم شرکت در اول ماه مه به زندان و شلاق محکوم مي کند و روزي آنها را به دلايل واهي ديگري مورد ضرب و شتم قرار مي دهد. اقدام به ربودن و ضرب و شتم حسن مصطفائي توسط مزدوران رژيم در سنندج، در ادامه سياستهاي ضد کارگري و حكم شلاق و زندان براي سه نفر ديگر از فعالين كارگري اين شهر است. جمهوري اسلامي در حالي دست به اين جنايات ميزند كه جنبش انقلابي مردم در ابعاد وسيعي رعشه مرگ بر تنش انداخته است.
کميته کردستان حزب کمونيست کارگري اين عمل وحشيانه رژيم اسلامي را بشدت محکوم مي کند و از همه تشکلهاي کارگري در سراسر کشور و همه انسانهاي آزاديخواه و برابري طلب مي خواهد که عليه اين اعمال ضد کارگري و ضد انساني رژيم جمهوري اسلامي بطور متحدانه و متشکل اعتراض کنند.
سرنگون باد رژيم جمهوري اسلامي
زنده باد حكومت كارگري
کميته کردستان حزب کمونيست کارگري

٢٠ اوت ٢٠٠٩-٢٩ مرداد ٨٨

پيروزي کارگران کوره پزخانه هاي وايقان شبستر

روز يک شنبه ١٤ تير ماه ٨٨ اعتصاب ٤٠٠٠ کارگر کوره پزخانه هاي وايقان شبستر پس از ١٧ روز ايستادگي و مبارزه متحدانه، با موفقيت پايان يافت. دستمزد ١١ تومان براي هر خشت، پرداخت کامل حق بيمه کارگران و پرداخت هزينه هاي حمل اثاثيه کارگراني را که به اين کارگاه ها وارد مي شوند و تحويل روزانه نان يارانه اي به درب منازل کارگران ساکن در کوره پزخانه ها از سوي کارفرما، حاصل اين اعتصاب ١٧ روزه مي باشد. پيش از اين به کارگران کمتر از ١٠ تومان براي هر خشت دستمزد پرداخت ميشد و کارفرما از تعيين دستمزد جديد براي امسال خودداري ميکرد. کارگران کوره پزخانه هاي شبستر طي امسال و سال گذشته در مبارزه بر سر افزايش دستمزد ها مبارزاتي متحدانه ای را به پيش بردند و دستاوردهاي خوبي داشتند. زنده باد اتحاد کارگران.

اعتصاب کارگران پتروشيمي پلي اتيلن سنگين کرمانشاه
در پي صدور اطلاعيه اي از سوي يکي از پيمانکاران پتروشيمي پلي اتيلن سنگين کرمانشاه- شرکت سازه - مبني بر اعلام کار اجباري در روزهاي جمعه، کارگران اين شرکت که بالغ بر ٢٣٠ نفر مي باشند، صبح روز چهار شنبه ٢٤ تير ماه، با خودداري از پوشيدن لباس هاي کار و با تجمع در برابر دفتر شرکت سازه به اين تصميم اعتراض نموده و اعلام نمودند که تا لغو کار اجباري در روزهاي جمعه بر سر کار حاضر نخواهند شد. ساعاتي پس از اين اقدام سرپرست کارگاه با آمدن به ميان کارگران خبر لغو اين تصميم را به آنان اعلام نمود. پيش از اين نيز در سال گذشته تلاش هايي به منظور کار اجباري در روز جمعه به صورت يک درميان و بدون در نظر گرفتن فوق العاده دستمزد براي روزهاي تعطيل از سوي کارفرماها به عمل آمده بود، که با اعتراض کارگران به شکست انجاميده بود.

اعتصاب كارگران پروژه احداث بانك صادرات اروميه

بنابه خبري كه اتحاديه آزاد كارگران ايران روز ٣ مرداد ماه منتشر كرده است، بخشي از كارگران قالب بندي و آرماتوربندي پروژه احداث بانك صادرات اروميه كه براي پيمانكار دست دوم شركت رهگا كار مي كنند، در اعتراض به تعويق ٢ ماه از دستمزدهايشان روز ٢ مرداد دست از كار كشيدند. ساير كارگران اين پروژه نيز قرار بر اين گذاشتند كه روز ٤ مرداد به اعتصاب همكارانشان بپيوندند. در بخش ديگري از اين خبر آمده است كه كشمكش بين اين كارگران و پيمانكاران بر سر پرداخت بموقع دستمزدها داراي سابقه است و در آخرين اقدام اعتصاب، ٨ تن از كارگران پيماني اخراجی است. در اين كشمكشها نيروي انتظامي و اداره كار همواره بعنوان ياران كارفرماها عمل كرده و هر بار با دخالت به نفع كارفرما وارد عمل شده اند.

اعتراض كارگران صنايع فلزي١
بنابه اخبار دريافتي، كارگران صنايع فلزي شماره ١ و شماره ٢ از اول سال ٨٨ تاكنون دستمزدي دريافت نكرده اند. بنا به اين خبر در طول اين مدت كارخانه صنايع فلزي شماره ١ با مشكل تهيه مواد اوليه نيز مواجه بوده است و اين وضعيت در طول ماههاي گذشته باعث گرديد كه بر اثر فشار كارگران، مديرعامل و مدير كارخانه شركت را رها كنند و هيأت مديره اقدام به انتصاب مديرعامل جديدي براي اين كارخانه بكند. انتصاب مديرعامل جديد تغييري در پرداخت دستمزدهاي كارگران ايجاد نكرد و تداوم عدم پرداخت دستمزد كارگران باعث شد كه روز ٢٢ تير در حركتي متحدانه اقدام به بيرون كردن مديران فروش و توليد و ساير مديران مياني از كارخانه نمايند.
در پي اين حركت كارگران، وزارت كار و نيروهاي انتظامي كه نگران تشديد اعتراض كارگران و به خيابان كشيده شدن آنها بودند، روز ٢٣ تيرماه در اقدامي عاجل مديرعامل شركت را عليرغم ترس و لرز از خشم كارگران، به حضور در محل كارخانه وادار كرده و از وي خواستند هر چه سريعتر وضعيت را به حالت عادي برگرداند. مديرعامل با اسكورت نيروهاي انتظامي در محل كارخانه حاضر شد و با حضور در اجتماع كارگران از آنها خواست كه مطالبات خود را مطرح كنند. مديريت اين كارخانه شفاها به مطالبات كارگران، كه علاوه بر پرداخت دستمزدهاي معوقه، عدم بازگشت مديران اخراجي از جانب كارگران در روز ٢٢ تيرماه نيز بود، گردن گذاشت. مديريت به كارگران قول داد كه تا آخر مردادماه دستمزد مرداد كارگران پرداخت خواهد شد و دستمزدهاي معوقه ماههاي گذشته را نيز به مرور زمان پرداخت خواهد شد.

اعتراضات آموزشياران حق التدريسي نهضت سواد آموزي
بنا به گزارشي در سايت اتحاد طي هفته پاياني تير ماه گروه هايي از معلمان حق التدريسي از شهرستانهاي مختلف از جمله اروميه، بوشهر، اصفهان،همدان، کرمانشاه و سنندج به نمايندگي از طرف ديگر همکاران آموزشيار خود به دفتر سازمان نهضت سواد آموزي تهران مراجعه نموده و به اخراج خود از اين سازمان اعتراض کردند. از جمله اين معترضان معلمان سنندجي و اصفهاني بودند که روز سه شنبه ٢٣ تير ماه جهت اعتراض به اخراج خود به سازمان نهضت سواد آموزي تهران واقع در خيابان فاطمي مراجعه کردند و خواهان بازگشت به کار و استخدام رسمي خود شدند. روسا و کارمندان سازمان نهضت سواد آموزي تهران نگران از تجمع معلمان معترض آنان را به صرف صبحانه دعوت کردند. اما رئيس سازمان در جمع معترضين حاضر شد و اعلام کرد که مشکلات آموزشياران مشکلات کاملا شخصي بوده و ربطي به سازمان ندارد! وي حاضر نشد به صحبت معلمان گوش و به مطالبه آنان مبني بر بازگشت به کار و استخدام رسمي پاسخ مناسبي بدهد.
آموزشياران معترض شامل سه گروه بودند. تعدادي از آنها که در سال ٧٧ استخدام شده بودند و از طرف سازمان اخراج شده اند و بازگشت به کار آنان منوط به ارجاع و تصميم گيري سازمان آموزش و پرورش کشور شده است. هم چنين تاريخ استخدام و چگونگي استخدام آنان، به صورت قراردادي يا رسمي، مشخص نشده است.
گروهي ديگر آموزشياراني هستند که تعدادي از آنان داراي مدرک فوق ديپلم و ليسانس مي باشند که رابطه کاري آنان با سازمان قطع شده است و بنا به اظهارات رئيس سازمان نهضت سواد آموزي، اينان نمي توانند بر سر کارخود باز گردند. تنها شانس اين دسته از معلمان براي بازگشت به کار، با شرط دارا بودن مدرک فوق ديپلم و يا ليسانس، تصويب مجلس و بعدا تائيد آموزش و پرورش مي باشد! معلمين حق التدريسي اوايل هفته آينده به دفتر نمايندگان مجلس مراجعه کرده و به طرح خواست خود مي پردازند و در صورت عدم نتيجه گيري، به راه هاي ديگر متوسل خواهند شد.
گروه ديگر کساني هستند که سابقه سنوات خدمتي آنها در نهضت سواد آموزي به ٦٠ ماه نرسيده و به همين دليل بازگشت به کار نخواهند شد و سازمان نهضت سواد آموزي کشور به آموزشياران اعلام کرده که بازگشت به کار آنها با موافقت آموزش و پرورش و طبق ماده و بخشنامه داخلي سازمان انجام خواهد شد. آيا اين کار امکان پذير خواهد بود با نه جوابي به آموزشياران نداده اند.
دسته بندي کردن معلمان، طرح بهانه هايي هم چون قطع رابطه موقت کاري معلمان با سازمان و سابقه ٦٠ ماه تدريس، به عنوان حربه هايي براي اخراج و چند پاره کردن حرکت حق به جانب آنان بکار مي رود و آموزشياران نسبت به اين مسئله شديدا معترض هستند.
گفتني است حقوق معلمان حق التدريسي بسيار پايين بوده و اغلب در ماه به پنجاه هزار تومان مي رسد. در حالي که اکثريت آنان داراي تحصيلات عاليه مي باشند

فضای اعتراض در شرکت بحر گسترش مجتمع کشتي سازي و صنايع فرا ساحل ايران
روز پنجبشنه ٢٩ مرداد قرار بود که احمدي نژاد به بندرعباس برود تا کشتي موسوم به ايران- اراک را به آب بيندازد. و گفته شده بود که او مسير را با هي گوپتر طي خواهد کرد. کارگران شرکت بحر گسترش مجتمع کشتي سازي و صنايع فرا ساحل ايران از فرصت استفاده کرده و خواستهاِي خود را به .پييش کشيده بودند. در مقابل گارد حفاظتي نيز به تقابل با کارگران برخاسته و از بيم اعتراض کارگران اين روز را تعطيل اعلام داشتند. همچنين به کارگراني که در خوابگاهها سکونت دارند، اخطار شده بود که با تلفن موبيل وارد مجتمع نشوند .

تجمع اعتراضی کارگران چينی البرز
روز ٣ شهريور ٤١٩ کارگر چيني البرز که صد نفر از آن کارگر زن هستند در اعتراض به ٣ ماه دستمزد معوقه و عدم دريافت عيدي و پاداش خود درمقابل استانداري شهر قزوين دست به تجمع زدند
شركت چيني البرز با توليد انواع ظروف چيني يكي از توليدكنندگان قديمي مستقر در شهر صنعتي البرز است كه تحت عنوان خصوصی سازي مرتبا پرداخت دستمزدشان به تعويق افتاده است و در اعتراض به اين موضوع کارگران بارها دست به تجمع زده اند. به گفته کارگران علي‌رغم اينکه اين شرکت همواره توليداتش تداوم داشته و حتي نسبت به قبل حدود ٧٠ درصد افزايش داشته است و كالاهاي توليدي آن به كشورهاي عراق، تركيه، آذربايجان، و غيره صادر شده است. اما دستمزد کارگران مرتبا با تاخير پرداخت ميشود. اعتراض کارگران چيني البرز ادامه دارد.

موفقيت کارگران ذوب آهن اصفهاان

بدنبال اعتصاب غذاي کارگران ذوب آهن اصفهان در اسفند ماه سال گذشته، قراردادهاي کارگران شرکتي اين کارخانه به قرارداد مستقيم تبديل شد و افزايش 25 درصدي دريافتي پرسنل رسمي به اجرا در آمد .
کارگران ذوب آهن اصفهان دهم اسفند ماه سال گذشته دست به يک اعتصاب غذاي يک هفته اي زده و خواهان رسيدگي به خواستهاي خود شدند. در اين حرکت اعتراضي کارگران خواستهاي خود را بصورت يک بيانيه منتشر کرده اند و در آن خواستهاي زير را طرح کرده بودند:
 
١.     افزايش سقف وام مسکن همانند مجتمع فولاد وپرداخت ما به التفاوت آن به کليه کارکنان(نه فقط تعاوني مسکن)
 ٢.     پرداخت حق جذب همانند مجتمع فولاد
٣.     پرداخت پاداش به کارگران همه شرکت ها به دليل سهم همه آنها در توليد
٤.     تامين امکانات رفاهي و تفريحي وسياحتي(بن خريد رستوران کارت سفر لوازم ورزشي و...)
٥.     پرداخت ژتون پذيرايي به پرسنل کليه شرکت ها
٦.     پرداخت عادلانه حقوق پرسنل شرکتي و افزايش سهم آنها از وجوه پرداختي ذوب آهن به شرکت ها
٧.     برقراري بيمه تکميلي درمان براي کليه پرسنل همانند مجتمع فولاد
٨.     رسيدگي به وضع رقت بار بازنشستگان ذوب آهن(که خود را در آيينه آنها مي بينيم) وعملي شدن قول هاي مسئولين ارشد استان به ايشان
صبح ششم اسفند ٨٧ بود که اطلاعيه مربوط به اعلام اعتصاب در بخش هاي مختلف کارخانه پخش شد و از صبح ده اسفند بخش هاي مختلف کارخانه به تدريج وارد اعتصاب شدند و يک هفته اعتصاب غذاي کارگران انعکاس بسياري گسترده اي داشت. کارگران همانموقع اعلام داشتند که در صورتيکه به خواستهايشان پاسخ داده نشود به اشکال گسترده تري اعتراض خود را ادامه خواهند داد.
بدنبال اين اعتراضات کارگران توانستند موفقيت هاي کسب کنند. اولين دستاورد کوچک اين اعتصاب تعلق گرفتن بن هاي پذيرايي مربوط به شيفت هاي شبکاري به کارگران شرکتي بود.
اين اعتصاب که بشدت مديريت کارخانه را شوک زده کرده بود باعث شد تا براي جلوگيري از شروع مجدد اعتصاب، اعلاميه هايي توسط مديريت در بردها نصب شود و در آن نويد داده شود که به زودي کارگران شرکتي پس ازطي مراحلي مستقيما با خود شرکت ذوب آهن قرارداد خواهند بست و شرکت هاي واسطه پيمانکاري از رابطه ذوب آهن و اين کارگران حذف خواهند شد.
دراواخر فروردين ماه امسال مديرعامل شرکت به طور غيرمنتظره اي از کار برکنار شد ومديرعامل جديد حکم الله بابايي معرفي گرديد که قول بهبود وضعيت کارگران شرکت را مي داد.
گفته مي شود اگر چه تغيير مديرعامل کارخانه در چارچوب سياست هاي کلان دولت بوده ولي اعتصاب غذاي يک هفته اي براي او در حکم تير خلاص عمل کرد و به نوعي به سندي براي بي کفايتي وي بدل شد.
درماههاي ارديبهشت و خرداد ماه امسال فرآيند تبديل قراردادهاي کارگران شرکتي به قرارداد مستقيم انجام شد ونيز از خرداد ماه افزايش 25 درصدي دريافتي پرسنل رسمي اعمال گرديد.
آخرين اقدام کارخانه در زمينه رسيدگي به خواستهاي کارگران در اواخر تيرماه انجام شد وطي آن به تمام پرسنل رسمي کارت هاي سفر داده شد که اين نيز جزو خواسته هاي بيان شده دراعلاميه اعتصاب کارگران بود.
به اين ترتيب کارگران ذوب آهن اصفهان موفق شدند با يک اعتصاب غذاي ٧ روزه به خواستهايي که به خاطر آنها اعتصاب را شروع کرده بودند دست پيدا کنند. کارگر کمونيست موفقيت کارگران ذوب آهن را تبريک ميگويد. در ادامه اين موفقيت امروز اولين قدم براي تثبيت اين موفقيت و تحميل ديگر خواستها از جمله خواست افزايش دستمزدها که يک خواست فوري همه کارگران است، بيرون انداختن حراست از کارخانه است. همچنين کارگر کمونيست بر حفظ اتحاد کارگران و تشکيل مجمع عمومي بعنوان ابزاري براي متحد نگاهداشتن مبارزات کارگران تاکيد دارد .
براي يادآوري بيشتر اعتراض با شکوه کارگران ذوب آهن در اسفند سال گذشته گزارش کامل آنرا در اينجا منتشر ميکنيم:
گزارشي از محمود يونسي خبرنگار کانال جديد از اصفهان
 ذوب آهن اصفهان ١٨٠٠٠ کارگر دارد. ١٠ هزار شرکتي و ٨ هزار رسمي. از ميان کارگران رسمي بخشي روزکار ثابت هستند که از ساعت ٧ صبح تا ٤ عصر کار ميکنند. باقي شيفت چرخشي هستند که سه نوبت است. ساعت ٦ تا ٣ عصر. ٣ تا ١١ شب و ١١ تا صبح. حداقل حقوق کارگران شرکتي ميانگين ٢٧٠ هزار تومان است. که خيلي اوقات به تعويق مي افتد. حقوق کارگران رسمي در هر بخش بنا به سختي کار و شيفت کاري و غيره تفاوتهايي ميکند که ميانگين آن بين ٤٠٠ تا ٦٠٠ هزار تومان است. بخش هاي مختلف ذوب آهن عبارتند از ريخته گري، نورد، کامورتور، ضايعات، اکسيزن، نيروگاه حرارتي، کارگاههاي تراشکاري، کوک سازي، حمل و نقل، رفاه، تعاون، بخش اداري و... در هر بخش کارگران نمايندگان خود را انتخاب کرده اند. در اين اعتصاب بعد از اينکه به کارگران گفته شد که طرح را به تهران فرستاده اند تا جواب داده شود، نمايندگان موضوع را به ميان کارگران بردند. کارگران اعلام کردند که به اعتراض خود ادامه ميدهند. بدين ترتيب از روز ١٠ اسفند تا ٢٥ اسفند که گفته شده به کارگران پاسخ داده ميشود کارگران اعلام کرده اند در ادامه اعتراضاتشان و براي پيگيري خواستهايشان از رفتن به غذاخوري خودداري خواهند کرد. کارگران خواستهاي خود را بصورت يک بيانيه منتشر کرده اند و در آن خواستهاي زير را طرح کرده اند:
 
١.     افزايش سقف وام مسکن همانند مجتمع فولاد وپرداخت ما به التفاوت آن به کليه کارکنان(نه فقط تعاوني مسکن)
 
٢.     پرداخت حق جذب همانند مجتمع فولاد
٣.     پرداخت پاداش به کارگران همه شرکت ها به دليل سهم همه آنها در توليد
٤.     تامين امکانات رفاهي و تفريحي وسياحتي(بن خريد رستوران کارت سفر لوازم ورزشي و...)
٥.     پرداخت ژتون پذيرايي به پرسنل کليه شرکت ها
٦.     پرداخت عادلانه حقوق پرسنل شرکتي و افزايش سهم آنها از وجوه پرداختي ذوب آهن به شرکت ها
٧.     برقراري بيمه تکميلي درمان براي کليه پرسنل همانند مجتمع فولاد
٨.     رسيدگي به وضع رقت بار بازنشستگان ذوب آهن(که خود را در آيينه آنها مي بينيم) وعملي شدن قول هاي مسئولين ارشد استان به ايشان
صبح ششم اسفند ٨٧ بود که اطلاعيه مربوط به اعلام اعتصاب در بخش هاي مختلف کارخانه پخش شد و بنا به قرار قبلي روز ١٠ اسفند ٨٧ کارگران قسمتهاي مختلف کارخانه منجمله کارگاههاي نورد٦٥٠، نورد٥٠٠ و نورد٣٠٠ بخش فولادسازي- به ويژه كارگاه ريخته گري - مديريت آبرساني و رستوران ٧ و٨ و ساير قسمتها از طريق عدم دريافت غذاي کارخانه اعتراض خود را شروع کردند. روز ١١ اسفند ماه بخشي از كاركنان آزمايشگاه مركزي، هدايت فني راه آهن و ... نيز به اعتصاب پيوستند و روز ١٢ اسفند كارگران كوره بلند نيز با جمع آوري ژتون هاي غذا، آنها را پاره كرده و به همکاران اعتصابي خود در ساير قسمتها ملحق شدند. در اين روز رستوران ٧ و ٨ که نزديک به کانون اعتصاب است با ١٤٠٠ پرس غذاي مازاد مواجه شد.
- روز ١٣ اسفند ماه کارگران راه آهن نيز همراه با ساير کارگران از دريافت غذاي کارخانه خودداري کردند و بدين ترتيب اعتصاب نمادين کارگران ذوب آهن اصفهان با پيوستن تدريجي بسياري از بخشهاي کارخانه به اعتصاب، ابعاد و دامنه هر چه بيشتري پيدا کرد.
مجتمع فولاد مبارکه و ذوب آهن اصفهان زيرمجموعه شرکت ملي فولاد هستند و هر دو به يک ميزان کارگر دارند که بيشتر آنها پيماني هستند.  کارگران ذوب آهن از امکانات کمتري نسبت به فولاد مبارکه برخوردارند. ناامني شغلي و عدم بهداشت محيط کار از معضلات جدي کارگران ذوب آهن است. اين موضوع باعث بيماري هاي ناشي از کار و آسيب هاي جدي در ميان کارگران شده است.
کارخانه ذوب آهن اصفهان در سال ١٣٥٠ شمسي تاسيس شده و تخمين زده مي شود در حدود ٤٥٠٠٠ نفر بازنشسته داشته باشد. تبعيض ميان حقوق بازنشستگان اين کارخانه با ساير ارگان ها و سازمان هاي دولتي موضوع اعتراض اين کارگران است و به اين خاطر بارها دست به اعتراض زده اند. از جمله روز ١٢ آذرماه امسال بيش از ١٠٠٠ نفر از کارگران بازنشسته و کارگران قراردادي ذوب آهن اصفهان درمقابل اين مجتمع دست به تجمع زدند و اتوبان اصفهان شهر کرد را مسدود کردند. کارگران بازنشسته ذوب آهن خواهان افزايش حقوق بازنشستگي و همسان سازي حقوق خود با ساير بازنشستگان شدند. قبل از آن در ٢٠ آبان نيز شمار زيادي از کارگران بازنشسته ذوب آهن در روز در مقابل کانون بازنشستگان شهر اصفهان  اجتماع کردند. آنان عليه سطح نازل حقوق بازنشستگي، وضعيت بسيار بد معيشتي و خودداري دولت از پرداخت حقوق اوليه معيشتي و انساني آن ها دست به اعتراض زدند. که اين اجتماع  در همان لحظات نخست مطابق معمول با تهاجم نيروي سرکوب مواجه شد. پليس و نيروهاي امنيتي با حداکثر شتاب براي متفرق کردن کارگران دست به کار شدند. کارگران بازنشسته ذوب آهن همواره در اعتراض به وضعيت خود تجمعات اعتراضي داشته اند.
خبرنگار کانال جديد -١٢اسفند١٣٨٧


مبارزات کارگران پرريس سنندج ادامه دارد

روز چهاردهم مرداد ماه ٨٨ کارگران کارخانه ريسندگي پرريس سنندج همراه با خانواده هاي خود در مقابل استانداري کردستان در اعتراض به عدم اجراي راي ديوان عدالت اداري دست به تجمع اعتراضي زدند.

اين تجمع که از ساعت ده صبح شروع شد تا ساعت ١٢ ظهر ادامه داشت.

مامورين امنيتي و انتظامي قبل از شروع تجمع کارگران بطور گسترده اي در محل حضور پيدا کرده بودند و در همان ابتداي شروع تجمع از کارگران خواستند به تجمع خود پايان دهند و يا کمي دورتر از مقابل استانداري به تجمع خود ادامه دهند اما کارگران اين مسئله را نپذيرفتند و نهايتا به تجمع خود در مقابل استانداري ادامه دادند.

با ادامه تجمع کارگران و خانواده هايشان در مقابل استانداري در ساعت ١١ صبح يکي از مامورين انتظامي از نماينده هاي کارگران خواست جهت مذاکره با يکي از معاونين سياسي امنيتي استانداري به داخل بروند.

دراين مذاکره نماينده هاي کارگران با ارائه اسناد و طرح مسائل خود خواهان رسيدگي فوري به خواست هايشان شدند و نماينده استانداري نيز طي تماسي با اداره کار سنندج خواهان پاسخگوئي اين اداره در مورد کارگران پرريس شد.

لازم به يادآوري است در تاريخ٢٦ بهمن ٨٧ ديوان عدالت طي حکمي راي هيئت حل اختلاف اداره کار سنندج مبني بر بازگشت بکار کارگران پرريس با حذف قيد موقت از قراردادهايشان و پرداخت دستمزد ايام بلاتکليفي آنان را صادر کرد. اما از آن تاريخ تا کنون کارفرما با انواع شگردها و کارشکني از بکارگيري اين کارگران و اجراي راي ديوان عدالت خودداري کرده است و مسئول روابط کار اداره کار سنندج آقاي نادر محمدي نيز در هم سوئي با کارفرما و تباني آشکار با وي در مورخه ٢٧ تير ٨٧ با وارد کردن نفرات دلخواه خود به هيئت حل اختلاف اداره کار سنندج اقدام به صدور راي ديگري بر خلاف راي ديوان عدالت نمود. عليرغم تلاش نادر محمدي براي صدور راي بر عليه کارگران، راي جديد هيئت حل اختلاف با يک نفر اختلاف آرا بر عليه کارگران صادر شده است. بر اساس اين راي کارگران پرريس بايستي با قرارداد موقت بر سر کارهاي خود بازگردند. صدور اين راي در حالي از سوي اداره کار سنندج صورت ميگيرد که ديوان عدالت پيشتر راي به دائمي بودن کارگران پرريس داده است و به لحاظ قوانين موجود اداره کار سنندج نه تنها حق صدور هيچ راي ديگري را نداشته است بلکه بايستي بر حسن اجراي راي ديوان عدالت نيز نظارت ميکرد.

کارگران پرريس پس از مذاکره با نماينده استانداري کردستان و قول وي براي رسيدگي فوري به خواستهايشان ساعت ١٢ ظهر به تجمع خود پايان دادند و قرار شد فرداي آن روز نماينده هاي آنان پيگير قول نماينده استانداري شوند.

کارگران پرريس اعلام کرده اند در صورت عدم اجراي فوري راي ديوان عدالت به تجمعات اعتراضي خود ادامه خواهند داد.

لازم به يادآوري است همزمان با اين تجمع اعتراضي، مسئولين اتحاديه آزاد کارگران ايران پيگير مسائل اين کارگران از طريق ديوان عدالت جمهوري اسلامي شده و قرار گذاشتند که وکيل آنان آقاي خليل بهرامي در رابطه با عملکرد اداره کار سنندج شکايتي را به اين ديوان بدهند.

در ارتباط با مبارزات کارگران پرريس سايت اتحاديه آزاد کارگران ايران با شريف ساعد پناه از نمايندگان کارگران اين کارخانه انجام داده است که در اينجا آورده ايم.

مصاحبه با شريف ساعد پناه از نماينده هاي کارگران پرريس
درد امروز من کارگر پرريس، درد فرداي کارگر ايران خودرو است

آقاي ساعد پناه کمي در مورد زمينه ها و شرايطي که امروز کارگران شرکت ريسندگي پرريس با آن مواجه هستند، توضيح دهيد.

شرکت ريسندگي پرريس سنندج در کمربندي بهشت محمدي از سا ل 1380با هدف توليد نخ طبيعي ومصنوعي با تعداد 70 نفر پرسنل شروع بکار نمود و در حال حاضر تعداد پرسنل اين شرکت به 40 نفر کاهش پيدا کرده است.

در سال 85 کارفرماي پرريس شروع به عدم پرداخت بموقع دستمزدهاي کارگران کرد و قراردادهاي کار را از يک سال به سه ماه کاهش داد و همين امر باعث شد آنزمان دست به اعتصاب بزنيم که با خشونت توسط نيروهاي انتظامي مورد سرکوب قرار گرفتيم.

بدنبال سرکوب اعتصاب، کارفرما با قرار گرفتن در موقعيت قوي تري اقدام به تغيير مديريت شرکت کرد و به فشارهاي خود بر کارگران افزود تا جايي که هر روز با بهانه هاي مختلف کارگران را جريمه و در مواردي اقدام به اخراج آنان ميکرد. از آن تاريخ کارفرما قراردادهاي کار را نيز از يک سال به دو ماه و يک ماه تقليل داد و هر زمان که ميخواست کارگران را به مرخصي هاي اجباري مي فرستاد و دستمزدها را نيز با تعويق تا چهار ماه پرداخت ميکرد.

ادامه اين وضعيت براي ما خيلي سخت بود و بويژه بدليل عدم پرداخت بموقع دستمزدها خانواده هاي ما تحت فشارهاي شديد مالي قرار داشتند. به همين دليل ما شهريور ماه سال گذشته بار ديگر دست به اعتراض زديم. بدنبال اين اعتراض هيئت تشخيص اداره کار سنندج حکم به اخراج 35 نفر از ما داد که با اعتراض ما در هيئت حل اختلاف اداره کار سنندج مواجه شد.

در حال حاضر عليرغم صدور راي بازگشت بکار با حذف قيد موقت از قراردادهايمان توسط هيئت حل اختلاف اداره کار سنندج در اواخر مهر ماه سال گذشته و تاييد آن از سوي ديوان عدالت اداري، کارفرما با استفاده از نفوذ خود در اداره کار سنندج و دادگاهها شرايطي را ايجاد کرده است که ما همچنان بلاتکليف هستيم و نزديک يکسال است هيچگونه دستمزدي نگرفته ايم.

سوال : آقاي ساعدپناه همچنان که اشاره کرديد عليرغم صدور راي هيئت حل اختلاف اداره کار سنندج مبني بر بازگشت بکار شما و تائيد آن از سوي ديوان عدالت اداري، اين راي هنوز اجرا نشده و اداره کار سنندج بجاي اجراي اين آرا، راي ديگري را به ضرر شما بر روي راي ديوان عدالت صادر کرده و شما همچنان در بلاتکليفي بسر مي بريد کمي بيشتر در مورد روندي که از شهريور ماه سال گذشته تا به امروز طي کرده ايد، برايمان توضيح دهيد.

ببينيد پس از اعتراض ما در اواخر شهريور ماه سال گذشته به شرايط موجود در کارخانه و عدم پرداخت دستمزدهايمان، در تاريخ 31/6/87 کارفرما با دستکاري و جعل قرارداد هايمان، راي اخراج 35 نفر از ما را از هيئت تشخيص اداره کار سنندج گرفت.

ما نيز با برگزاري ده ها تجمع اعتراضي وطرح شکايت مبني بر جعل قراردادهايمان از سوي کارفرما، مسئله را پيگيري کرديم و از طريق سپردن وکالتمان به مسئولين اتحاديه آزاد کارگران ايران در هيئت حل اختلاف اداره کار سنندج، دادنامه اي را در اعتراض به راي هيئت تشخيص به هيئت حل اختلاف تسليم کرديم و نهايتا توانستيم در جلسه مورخه 28/7/87 هيئت حل اختلاف اداره کار سنندج، راي بازگشت بکار با حذف قيد موقت از قراردادهايمان را بگيريم.

بدنبال صدور اين راي در هيئت حل اختلاف اداره کار سنندج که به اتفاق آرا صادر شده بود کارفرما با مراجعه به ديوان عدالت دستور توقيف اجراي راي را گرفت و با اعتراض ما به اين مسئله در ديوان عدالت که با وکالت آقاي دکتر بهراميان آنرا پيگيري کرديم، ديوان عدالت در مورخه 26/ 11/ 87 راي هيئت حل اختلاف اداره کار سنندج را تاييد کرد. با صدور اين راي از سوي ديوان، ما جهت اجراي راي به کارخانه مراجعه کرديم و کارفرما با بهانه روزهاي پايان سال و تعطيلات نوروزي به ما اعلام کرد پس از تعطيلات عيد مراجعه کنيد.

از آن تاريخ تاکنون بيش از پنج ماه ميگذرد اما متاسفانه راي اجرا نشده است و دليل اصلي آن عدم تمکين کارفرما به راي ديوان عدالت و اعمال نفوذش در اداره کار سنندج و ديگر ارگانهاي مسئول اجراي راي مي باشد.

کمي بيشتر در اين مورد توضيح دهيد؟

همانطور که در پاسخ سوال قبلي گفتم کارفرما پس از صدور راي ديوان عدالت از ما خواست تا پس از تعطيلات سال نو بر سر کارهايمان مراجعه کنيم به همين دليل ما در تاريخ 16/1/ 88 به همراه مامور اجراي احکام جهت ابقا بکار اوليه به شرکت مراجع نموديم و طي صورت جلسه اي با کارفرما مقرر گرديد وي در اسرع وقت نسبت به کارگيري ما اقدام کند همچنين مقرر شد ما در اين مدت هر روز در محوطه کارخانه حضور پيدا کنيم تا بتدريج در کارهاي اوليه خود مشغول بکار شويم.

پس از گذشت سه روز از حضور ما در محوطه کارخانه، کارفرما قرارداد جديدي را که خود تنظيم کرده بود جلوي ما گذاشت تا آنرا امضا کنيم اما ما آنرا قبول نکرده و اعلام کرديم ما فقط خواهان اجراي راي ديوان عدالت هستيم و طبق راي ديوان ما کارگران دائمي محسوب مي شويم و فقط بايد به کار خود در اين کارخانه ادامه دهيم نه اينکه قرار داد جديدي آنهم به دلخواه کارفرما با وي ببنديم.

بدنبال اين مقاومت از سوي ما که فقط خواهان اجراي راي بالاترين مرجع قانوني کشور بوديم کارفرما شکايتي را به اداره کار سنندج تسليم کرد و سه روز پس از شکايت نيز اقدام به راه انداختن دعوا با کارگران و در گيري با آنان در محوطه کارخانه نمود و در اين رابطه نيز شکايتي را از کارگران به دادگاه برد.

اداره کار سنندج نيز پس از شکايت کارفرما اقدام به صدور راي ديگري بر عليه ما کرد و با نقض راي ديوان عدالت که کاري مطلقا غير قانوني است حکم به موقتي کردن قراردادهاي ما داد. اما کارفرما حتي از راي نقض شده ديوان توسط اداره کار سنندج نيز تبعيت نميکند و با اعمال نفوذ در ادارات دولتي سنندج نه ما را سر کار بر ميگرداند و نه دستمزدهاي معوقه ما را پرداخت ميکند.

ما در رابطه با دستمزدهايمان حکم توقيف دو تن نخ توليدي کارخانه را گرفتيم و قرار بود شنبه گذشته اين نخها براي پرداخت دستمزدهايمان توقيف شود که کارفرما با اعمال نفوذ در دادگاه از طريق سند سازي مبني بر اينکه اين نخها مال کس ديگري است جلو آنرا گرفت.

سوال: آقاي ساعدپناه اشاره به ايجاد دعوا از سوي کارفرما با کارگران کرديد در اين مورد اگر ممکن است بيشتري توضيح دهيد ؟

منظور من از کارفرماي شرکت، آقاي امير اسفند ياري ميباشد که در سال هاي قبل سالي دو بار به سنندج مي آمد ولي حالا در هفته دو بار به اينجا مي آيد.

ما از مورخه 16/1/88 بر اساس صورتجلسه مامور اجراي احکام هر روز ساعت 6 صبح الي 14 ظهردرمحوطه کارخانه بسر ميبرديم. اما روز 23/1/88 آقاي اسفندياري درساعت شش صبح به طرز توهين آميزي تلاش کرد مانع حضور کارگران در محوطه کارخانه شود و با اعلام اينکه من کاراته باز هستم و اگر در محوطه کارخانه حضور پيدا کنيد همه تان را مي کشم سعي در ايجاد رعب در ميان ما کرد و بلافاصله اقدام به کتک کاري من و يکي ديگر از کارگران نمود ما نيز با حفظ هوشياري از برخورد فيزيکي با او پرهيز کرده و اقدام به شکايت از وي کرديم. متقابلا آقاي اسفندياري نيز در جهت اجراي کامل سناريوي خود، بطور مصنوعي و با ايجاد ظاهري کتک خورده از خود، اقدام به شکايت از ما کرد و کار به پزشکي قانوني کشيده شد. در دادگاه چون مسئله جزئي بود قاضي پرونده به هر دو طرف پيشنهاد سازش داد که با مخا لفت اسفندياري روبرو شد تا اينکه هفته گذشته دادگاه بطور ناباورانه اي راي به نفع اسفندياري داد و قاضي دستور بازداشت 18 نفر از کارگران را صادر نمود که با مخالفت کارگران روبرو شد و آنان بطور يکصدا اعلام کردند همگي آماده رفتن به زندان هستند. بدنبال اين عکس العمل از سوي کارگران، قاضي ناچار گرديد براي تمامي آنان 3 نفر کارمند بعنوان کفالت تا صدور راي نهايي قبول کند .

سوال :آقاي ساعدپناه بيش از ده ماه است کارگران پرريس هيچ حقوقي دريافت نکرده اند. شما عليرغم هزينه هاي شکايات وگراني سرسام آور مايحتاج زندگي، چگونه در اين مدت گذران زندگي خود و خانواده هايتان را تامين کرده ايد؟

کارگري که ده ماه در بلاتکليفي وبدنبال شکايات و ..... بوده است، نمي توان گفت زندگي کرده، کدام زندگي ؟ زندگي ايي که در طول يکسال نه خبري از پوشاک نو، نه خوراکي و نه تامين دوا ودرمان اش بوده، نبايد اسم آن را زندگي گذاشت . ما در طول اين ايام تنها به خود و هم طبقه هايمان متکي بوده وهستيم. در اين ايام کارفرما با انواع ترفند ها و با زير فشار بردن کارگران از نظر مالي، تلاش کرده آنان را خسته کرده و اتحاد وهمبستگي آنان را از هم بپاشد که خوشبختانه موفق نشده است. در اين مدت هر کدام از کارگران مبلغي را که از اقوام يا دوستان خود ميتوانسته اند قرض بگيرند، قرض گرفته اند و بلافاصله آن را بين همکارانشان که احتياجات مبرم داشته اند تقسيم نموده اند.

در اين ميان مهمتر از همه، خانواده هايمان و احساس همدردي و همبستگي آنان با ما در پشت سر گذاشتن مشکلات کمر شکني بوده که کارفرما و ارگانهاي دولتي برايمان ايجاد کرده اند. خانواده هاي ما در اين مدت به هر نوع بخور و نميري قناعت کرده و ساخته اند و همين خود عامل مهمي در ايستادگي ما بوده است. ما درهمان اوايل يک فراخوان کمک مالي داديم هر چند آنچنان که انتطار داشتيم اين مسئله پيش نرفت اما بهرحا ل مبلغي که کفاف دو بار هزينه رفت و برگشت کارگران را (جهت تجمع در مقابل ديوان) به تهران ميداد از طرف اتحاديه آزاد و ديگر هم طبقه اي هايمان کمک شد. ما و خانواده هايمان در اين مدت روزهاي بسيار سختي را سپري کرده ايم که بي اغراق از توان انسان خارج است و من قادر به تصوير کشيدن آن با قلم و کاغذ نيستم. اما با اين حال ما ايستاده ايم و تا رسيدن به حق مان خواهيم ايستاد.

سوال :آقاي ساعدپناه کارگران پرريس براي رسيدن به خواست هايشان در مورخه ....در مقابل استانداري دست به تجمع زدند اين تجمع چه نتايجي را در بر داشت و در هفته ها و روزهاي اينده کارگران براي رسيدن به خواست هايشان چه اقداماتي را در دستور خود قرار داده اند؟

اين تجمع منجر به برگزاري جلسه اي با شرکت کارفرما در استانداري کردستان شد و توافقاتي نيز در آن بعمل آمد که همانند ساير توافقات و آرا صادر شده کارفرما با گردن کلفتي از اجراي آنها سرباز زده است.

اين شرايط و تداوم آن، وضعيت ما کارگران را در موقعيت بسيار غير قابل تحملي قرار داده است بطوريکه هر لحظه احتمال انجام اقدامات غير قابل پيش بيني و غير قابل جبران از سوي کارگران وجود دارد. به عنوان مثال هفته گذشته يکي از کارگران با تهيه يک گالن 4 ليتري بنزين در پي به آتش کشيدن خود در مقابل استانداري کردستان بود که با هوشياري ساير همکاران جلوي اين اقدام وي گرفته شد.

من در حال حاضر نميتوانم پيش بيني کنم کارگران بطور انفرادي چه اقداماتي ممکن است انجام بدهند اما بحث چادر زدن کارگران به مدت نامحدود به همراه خانواده هايشان در مقابل استانداري در ميان آنان مطرح است و اگر وضعيت موجود تداوم پيدا کند ما شاهد اقدامات شديد اعتراضي از سوي کارگران پرريس خواهيم بود.

ما دو راه بيشتر نداريم يکي تا جايي که ممکن است و بتوانيم جواب بگيريم از راه هاي قانوني پيگير مطالبات و خواسته ها يمان خواهيم بود و در غير اينصورت از راه اتحاد وهمبستگي کارگران که بارها آن را محک زده ايم و جواب هم داده است دست به اقدامات اعتراضي شديدتري خواهيم زد.

در اين اواخر ما به هر دري زده ايم اما متاسفانه جوابي نگرفته ايم به همين دليل ناچاريم به همراه خانواده ها يمان در جلو ادارات مربوطه و استانداري دست به تجمع اعتراصي بزنيم .

اجراي يک راي به نظر من چيز زيادي نيست و من بعنوان يک هم طبقه اي از تمامي کارگران و همنوعان خود خواهش مي کنم امروز بيشتر از ديروز به کمک هم بشتابند، درد امروز من کارگر پرريس، درد فرداي کارگر ايران خودرو است، اگر فراخوان يک تعداد کارگر را ديديم از آن غا فل نشويم، احساس وطيفه کنيم وخود را با او يک تن واحد بدانيم.

آقاي ساعد پناه با تشکر از شرکت شما در اين مصاحبه، ما نيز اميداواريم هر چه زودتر به شرايط بشدت غير انساني که کارفرماي پرريس با همدستي اداره کار سنندج و ساير نهادهاي مسئول اجراي راي ديوان عدالت، بر شما و خانواده هايتان تحميل کرده اند، پايان داده شود. بي ترديد همانطور که خودتان نيز اشاره کرديد اين امر فقط از طريق تشديد اعتراضات از سوي کارگران پرريس و با حمايت ساير کارگران پيش خواهد رفت. اتحاديه آزاد کارگران ايران نيز همچنان و بيش از پيش در مبارزات پيش روي کارگران پرريس دوشادوش آنان خواهد بود و با تمامي امکانات خود به به تلاش خستگي ناپذير شما براي رسيدن به خواست هايتان ياري خواهد رساند.
شريف ساعد پناه: من هم از همه زحمات شما در سايت اتحاد تشکر ميکنم .

بيانيه کارگران پرريس
اين کارگران روز چهارشنبه به همراه خانواده هايشان در مقابل استانداري کردستان دست به تجمع خواهند زد

با توجه به حکم بازگشت به کار ما کارگران پرريس با قراردادهاي دائمي و پرداخت دستمزدهاي ايام بلاتکليفي که در مورخه 16/1/88 از سوي ديوان عدالت اداري صادر گرديده است و از آنجا که از تاريخ صدور اين حکم نزديک به چهار ماه گذشته است و در اين مدت اداره کار سنندج و دادگاه اجراي احکام با وجود پيگيريهاي مکرر ما هيچگونه اقدام عملي براي اجراي راي ديوان عدالت بعمل نياورده اند و بويژه اداره کار سنندج در تباني آشکار با کارفرما و بر خلاف نص صريح راي ديوان عدالت، اقدام به صدور راي ديگري به نفع کارفرما و عليه ما کارگران کرده است، لذا بدينوسيله اعلام ميداريم چنانچه تا روز چهارشنبه مورخه 14/5/88 اقدام فوري و عملي براي پرداخت دستمزدهاي معوقه و بازگشت بکارما از سوي کارفرما و دستگاههاي مسئول اجراي حکم ديوان عدالت به عمل نيايد به ناچار براي احقاق حق مان همراه با خانواده هاي خود در مقابل استانداري کردستان دست به تجمع خواهيم زد.
کارگران کارخانه ريسندگي پرريس سنندج 12/5/88

كارگران صنايع مخابرات راه دور ايران در انتظار دريافت مطالبات معوقه
ايلنا:كارگران كارخانه صنايع مخابرات راه دور ايران در انتظار دريافت مطالبات معوقه، تامين كار و برطرف شدن مشكل بازنشستگي خود هستند.
کارگران صنايع مخابرات راه دور ايران همچنان با مشکل دستمزدهاي پرداخت نشده خود روبرويند. اين کارگران در طول سال گذشته اعتراضات بسياري کردند و سرانجام با انتقال اين شرکت به هيات حمايت از صنايع به کارگران وعده بهبود اوضاع و پرداخت همه طلب هايشان داده شد. اکنون ٤ ماه از اين انتقال ميگذرد هيچ کدام از وعده هاي داده شده انجام نگرفته است. اکنون فضاي اعتراض در ميان کارگران بالاست و کارگران اعلام کرده اند که اگر پاسخ داده نشود دست به تجمع اعتراضي خواهند زد.
كارخانه صنايع مخابراتي راه دور ايران كه در استان فارس واقع است يكي از كارخانه هايي است كه در ابتداي دهه ٨٠ به بخش خصوصي واگذار شد. اين كارخانه در زمينه توليد تجهيزات الكترونيكي فعاليت دارد.

قرباني شدن يک کارگر در پتروشيمي رجال

روز پنجشنبه ٥ شهريور ساعت نه و نيم صبح واحد توليد بخار ( بويلر ) پتروشيمي رجال واقع در منطقه ويژه اقتصادي بندر ماهشهر دچار انفجار شد و کارگر جواني بنام اميد آلبوغبيش که ٢٤ سال سن و داراي همسر و يک فرزند بود ، بر اثر اين انفجار درگذشت. کارگر کمونيست جان باختن اين کارگر را به خانواده او، به کارگران پتروشيمي و کل مردم تسليت ميگويد. .

اميد آلبوغبيش نيز قرباني سوداندوزي کارفرما و شرايط وحشيانه حاکم بر کارخانجات تحت حاکميت رژيم اسلامي شد. علت انفجار نقص فني در شير کنترل بويلر اعلام شده است که علي رغم اينکه از حدود سه سال قبل اين دستگاه دچار اشکال و عيب و ايراد است، اما صاحبان سودجوي پتروشيمي براي اينکه لحظه اي سودشان به خطر نيفتند، اقدامي در جهت خواباندن اين دستگاه و تعمير شير آن نکرده و اکنون منجر به مرگ اميد کارگر جوان در اين شرکت شده است. قاتل اميد آلبوغبيش را کارگران ميشناسند. کارفرما و دولت قاتلين اين کارگر جوان هستند. بايد مسببين اين قتل محاکمه شوند.

صاحب سرمايه اين پتروشيمي فردي بنام حاجي رجالي است که يکي از سرمايه داران با نفوذ شهر اصفهان است. سياستهاي بشدت ضد کارگري اين سرمايه دار در منطقه زبانزد خاص و عام است . او روابط و مناسبات حاکم در اين پتروشيمي را بصورت پادگانهاي نظامي در آورده است و با وجود سودآوري بالاي اين شرکت براي رجالي و پسرانش، بدترين شرايط کار و استثمار بر آنجا حاکم است. و خبري از ايمني محيط کار نيست. در سالهاي قبل نيز اين مجتمع قربانيهاي ديگري داشته است . محاکمه صاحبان سود جوي اين شرکت بخاطر بي توجهي آشکار به جان و زندگي کارگران و عامل قتل اميد آلبوغبيش، بازرسي شرايط کار توسط نمايندگان منتخب خود کارگران و جلوگيري از موارد احتمالي ديگر که جان و زندگي اين کارگران را به خطر بيندازد و متوقف کردن کار دستگاههايي که جان کارگران را تحت ميکند، قرار گرفتن خانواده اميد آلبوغبيش تحت پوشش تامين اجتماعي در حد يک زندگي انساني اولين خواستهاي کارگران پتروشيمي رجال در ماهشهر است.

بايد با برگزاري مراسم در گراميداشت ياد اميد آلبوغبيش در کارخانه و تبديل آن به محل اعتراض خود به شرايط جنايتبار کار در اين پتروشيمي و طرح خواستهايمان و حمايت از خانواده اميد آلبوغبيش صداي اعتراض خود را عليه اين جنايت بلند کنيم.