پنجشنبه٬ ٣١ ارديبهشت ١٣٨٨ - ٢١مه ٢٠٠٩

    کارگر کمونيست  ١٠٥

               اى ميل:  kargar_komonist@yahoo.com

     سايت:  www.wpiran.org/kk-index.htm

مبارزات کارگران را بزرگ بداریم

یاشار سهندی


حقیقتش را بخواهید بعضی وقتها من در می مانم که کارگران باید چکار کنند تا از بعضي ها بالاخره نمره قبولی بگیرند! از کی؟ سوال خوبی است. از همانها که خود را فعال جنبش کارگری و بيشتر از آن رهبر جنبش كارگري و صاحب خانه میدانند . بارها اشاره شده است که کسانی هستند عوض اینکه باری از دوش آدم بردارند برعکس بر مصیبت آدمی می افزایند. کارگران مبارز ما اکنون در بند رژیم هستند و با تلاش پیگیرانه خانواده و کسانی که اهمیت این مبارزه را درک کرده اند و خود کارگران در بند، مبارزه جانانه ای بر علیه کل دستگاه سرمایه راه افتاده است. در اين ميان همين به اصطلاح " فعالین جنبش کارگری" بعد از همدردی سعی وافر دارند که این مبارزات را کم اهمیت جلوه دهند و خود حرکت اول ماه مه ٨٨ را "ماجراجویی" و " گل و گشاد بازی "بر مبنای داشتن "تحلیل یك سویه و غیر دیالكتیكی"قلمداد میکنند که "كه نتایج سیاسی خوشخیالانه و ساده انگارانه ای را به همراه می آورد". ظاهرا کارگران در این مورد هم نمره قبولی نگرفتند و حالا اگر مردود نشده باشند تجدید آوردند! و باید تحت آموزش قرار گیرند تا در امتحان بعدی شاید موفق شوند که از این امتحان سر بلند بیرون آیند! و اینجا بطور نمونه به جمعبندی جمعی که خود را " جمعی از فعالین کارگری" معرفی میکنند میپردازیم که نکوهش کنندگان حرکت اول ماه مه تهران هستند.
١
یکی از مصیبتهای ما در همه این سالها ( از سال ٦٠ تاکنون) این بوده که کسانی که مورد سرکوب واقع شدند خود متهم هستند که سركوبگران را تحريك كرده اند و در نتيجه خود مقصرند. گویا اگر "رفتار معقولانه ای" داشتند اگر "تحلیل دیالکتیکی" میداشتند اتفاقي نمي افتاد! این "تحلیل دیالکتیکی" همان مثل معروف " زبان سرخ سر سبز را میدهد بر باد" را بخاطر انسان می آورد. اینجا عملا یک دولت وحشی و جنایتکار از اتهام سرکوبگری معاف میشود چون سرکوبگر است!؟ این خود کارگران و یا فعالین کارگری و کمونیستی باید هوش و حواسشان به کارشان باشد و دست به "ماجراجویی" نزنند. نمونه سرکوب "دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب" بسیار جالب توجه است. این دانشجویان بودند که یک چیزی هم بدهکار شدند که چرا علنی فعالیت کردند، چرا توازن قوا را در نظر نگرفتند و بهانه جويیهای دیگری که همگان میشناسیم را عَلم کردند تا توانستند حرکت دانشجویان سوسیالیست را تخطئه کردند. شايد براي اول بار در تاريخ اپوزيسيون بازجویي های زیر شکنجه و خبرهاي و شايعات وزارت اطلاعات حكومت مبنای قضاوت و تحلیل قرار گرفت و عوض اینکه یقه شکنجه گر را بگیرند و او را رسوای عالم سازند و خودرا جزئي از كمپين ومبارزه و جدال عليه حكومت سركوبگر تعريف كنند، این خود دانشجویان بودند که باید جواب پس میدادند. این یک رسوایي تمام عیار بود که برای خود خریدند و شکنجه گران را معاف کردند. اكنون با زيركي ميخواهند این اتفاق را در رابطه با کارگران فراخوان دهنده اول مه و دستگیر شده تكرار كنند.
" جمعی از فعالین کارگری" كه ميشود به و ضوح سرنخشان را ديد كه به كدام محفل حاشيه اي متصل است (اگر خود آن محفل نباشد) تصمیم گرفتند در قبال این " ماجراجویی"، "سکوت" نکنند! ایشان میگویند: "فكر می كنیم كه بخشی از ما به طور كلی تحلیل نادرستی از اوضاع دارند. یك تحلیل یك سویه و غیر دیالكتیكی، كه نتایج سیاسی خوشخیالانه و ساده انگارانه ای را به همراه می آورد." و ایشان به جنگ این خوشخیالی آمدند وبرای اینکه ثابت کنند کاملا "ساده انگارانه" یک حرکتی شده که ثمر نداشته و در جا به خشن ترین شکل ممکن سرکوب شده از فعالین این حرکت پرسیدند: "آیا انتظار چنین چیزهایی را نداشتید؟اگر داشتید، چه تدبیر و تاكتیكی برای خنثی كردن آن اندیشیده بودند؟ و اگر نداشتید، این سوال پیش می آید كه واقعا چه تحلیلی از اوضاع سیاسی جامعه و موقعیت رژیم دارید؟ " دست اندرکاران این حرکت چه به این سوالات جواب منفی دهند و چه مثبت در هر صورت محکوم هستند! شیوه طرح سوالات بدین گونه است که از پیش طرف را محکوم کند؛ چون اصلا آن بیانیه نوشته شده که حرکت اول مه کارگران در تهران را زیر سوال برد. ایشان خیلی خلاصه و راحت بانیان این حرکت را به ماکیاولیسم متهم کردند و فرمودند: : این سیاست كه "اعلام" تجمع مهم است، نه "اجراء" آن" به گفته ایشان " در برنامه ریزی تجمع اول ماه مه تهران تاثیر گذاشته است." از کجا این را فهمیدند؟ از آنجا که این حرکت سرکوب شده و از آنجا که همه میتوانستند حدس بزنند که سرکوب میشود!
کارگران همیشه سرکوب شده اند و تا زماني كه حكومت را به زير بكشند با نيروي سركوب مواجه هستند. آیا باید آرام باشند تا اوضاع روبراه شود؟ کی وقت به خیابان آمدن کارگران است؟ در این دوره اخیر مبارزات کارگران محافلي از اين دست کارگران را نکوهش کردند که مبارزاتشان راه به جایی نمی برد، چون در محدوده کارخانه مانده, چون تدافعی است. کمپین افزایش دستمزد بی ثمر است چون در دنیای مجازی است! چون طومار را رفته اند تحویل وزارت کار دادند! چرا آن پانزده هزار نفر که پای طومار را امضا کردند را فراخوان نمیدهند که حرکتی کنند؟ و از این دست بهانه جویها تا دلتان بخواهد هست. اما حالا که کارگران رسما و به صدای رسا همه کارگران و ایضا همه مردم را به گرامیداشت روز کارگر فراخوان داده شدند گناهکارند چون سرکوب شدند!؟ براستی در کجای دنیا سراغ دارید که سرکوبگر از زیر ضرب دربیایید و سرکوب شونده باید پاسخگوی عمل سرکوب گر باشد؟ نظر این دوستان را بخوانید:
" متاسفانه نحوه عمل ما در تجمع پارك لاله، كه با بی توجهی به احتمالات آشكار و نداشتن ابتكار عمل رقم خورد، نشان داد كه ما هنوز رسالت خود را به درستی درك نكرده ایم.”
دوستان عزیز این پلیس بوده که با گاز اشک آور و باتوم و پنجه بوکس و هر چه فکرش را بکنید حمله کرده، کارگران چه رسالتی را باید این وسط درک میکردند و نکردند؟ رسالتی اگر در میان بود همان نمایش قدرت طبقاتی کارگران در روز جهانی خودشان بود که به خویی درک کرده بودند. من شک ندارم همه فراخوان دهندگان میدانستند که پلیس آرام نمی نشیند چرا که دیدند پلیس امنیتی به فرزندان کارگران نیز رحم نمیکند. کارگران اینرا میدانستند و دقیقا علیه همین شرایط به میدان آمدند و حق هم همین بود. اما ایشان خیلی راحت با متهم کردن کارگران به ماکیاولیسم آنها را محکوم میکنند نه سرکوبگرانشان را. کارگران به گفته ایشان با تجمع در پارک لاله اشتباه کردند؛ برای یک لحظه جرف ایشان قبول، بنا به اخبار از کارگران "صنف فلز کار و مکانیک" هیچ خبری نیست اینها که دیگر در آنجا نبودند بلکه در محل تعاونی شان بودند. اینرا چگونه توضیح میدهند. با بیانیه ایشان من اینطور استنباط میکنم که اینها هم چوب همان کمیته برگزاری اول مه امسال را خوردند؟
٢
در ادامه به این میرسیم که گویا کارگران فراخوان دهنده زیادی به خودشان غره شده و فکر " تناسب قوا " نبودند! فکر کردند موسم انتخابات است و رژیم سرش به کار خودش گرم است پس میشود یک کاری کرد!؟ اما غافل از اینکه خود رژیم در همه جا جاسوس دارد حتی پای کیوسک روزنامه فروشی ایستادند تا گزارش کنند مردم راجع به انتخابات چه میگویند! کار تا آنجا پیش میرود که حتی تظاهرات کارگران زیر سوال رفته که با شعار "ما گرسنه ایم" کار خود رژیم است!؟ که دارند تمرین ضد شورش میکنند. با هم بخوانیم: "واحدهای ویژه ضد شورش بر مبنای تازه ترین تمرینات پلیس كشورهای امپریالیستی، (!!؟)مانور سركوب شورش گرسنگان می دهند. یعنی یك گروه از آنان با شعار "ما گرسنه ایم" جلو می آیند و گروه دیگر باید انواع تاكتیك ها و ابزارهای سركوب را روی آنان امتحان كنند."
دوستان محترم اینها خودشان الان به "پلیس کشورهای امپریالیستی" درس ضد شورش میدهند. نه فکر کنید کلاس آموزشی مستقیم گذاشتند و مستر فلانی شرکت کرده و آموزش میبیند. سی سال سرکوب برای همه نیروهای سرکوبگر دنیا آموزش است. این اولا؛ دوما واقعا متوجه هستید چه میگویيد؟ چرا شما سعی دارید فضا را از آنچه که هست بیشتر وحشتزا نشان دهید؟ آیا اینگونه میخواهید "تناسب قوا" را تغییر دهید و "رسالت" کارگران را گوشزد کنید؟ این است "تحلیل دیالکتیکی"؟
"تناسب قوا" را چگونه میتوان بر هم زد؟ جز با مبارزات کارگران؟ چندین سال است که کارگران هر روز در اعتصاب و اعتراض هستند در همین شرایطی که شما توصیف میکنید؛ تشکیلات خود را سعی کردند تشکیل بدهند و دادند. کمپین افزایش دستمزد سازمان میدهند. زندانی خود را از زندان بیرون میکشند.پلیس به کارخانه حمله کرده، به کودکان کارگران حمله کرده، رهبران کارگران را زندان کرده اما این مبارزات فروکش نکرده و این نشان میدهد که تناسب قوا به سود کارگران روزبروز تغییر پیدا کرده و اول مه تثبیت این تغییر بود.
٣
آیا به راستی با چنین روحیه و رفتاری می توانیم پیشروی كنیم؟" این سوالی است که نویسندگان بیانیه از کارگران میپرسند و این سوالی است که دقیقا باید از نویسندگان بیانیه پرسید. چه اصراری دارند که حرکت کارگران را کوچک جلوه دهند؟ چرا فکر میکنند دست اندرکاران این حرکت فقط برای " اعلام" تجمع بوده "سپس تبلیغات اینترنتی و ماهواره ای حول آن " دست به این کار زدند تا به گفته ایشان "انعكاس فراخوان یك تجمع در رسانه های بین المللی و سپس محكوم كردن سركوب آن تجمع از طرف مجامع و نهادهای بین المللی باشد." یعنی تمام مبارزه کارگران فقط برای يك شو و خودنمایی است؟ گیرم که اینگونه باشد کجای آن اشکال دارد؟ چرا نباید کارگر نشان دهد که من هم هستم و یک پای معادلات سیاسی جامعه هستم . چرا این برای ایشان گران تمام میشود که کارگران خودنمایی کنند؟ اکنون چهار كنفدراسيون بزرگ بين المللي فدراسیون جهانی روز ۲۶ ژوئن( ٥ تير) را "روز جهانی مبارزه برای احقاق حقوق پایه ای کارگران ایران" اعلام كرده اند
چرا سعی داريد این را بی اهمیت جلوه دهيد؟ ایشان میفرمایند:" باید بگوییم كه در این حیطه دست امثال كوهستانی نژادها و "سولیدارتی سنتر"ها و تریبون "صدای آمریكا" خیلی بازتر از تشكل های جنبش كارگری است." و مدعی هستند که توده مردم از دهان ایشان تحلیل مسایل جنبش کارگری را خواهند شنید.
دوستان محترم چرا ایشان تریبون میگذارند که به مسایل جنبش کارگری بپردازند آیا غیر از این است " تناسب قوا" به نفع کارگران تغییر یافته و هر جور شده میخواهند سدی بر این مبارزات باشند؟ گیرم که حرف شما درست باشد شما چرا حرکت کارگران را تخطئه میکنید و حقیر میشمارید. شما چرا دستاوردهای این مبارزه را ندیده میگیرید. شما چرا در اینترنت این حرکت را بطور وسیع منعکس نمیکنید؟ مگر در اینترنت مسایل را انعکاس دادن گناه است؟ چرا برای بورژواها گناه نیست اما به کارگر میرسد اَخ میشود؟ دوستان عزیز ممکن است بفرمایید در این روز و روزگار نظراتتان چگونه به گوش دیگرانی امثال من میرسانید؟ مگر غیر از این است که از اینترنت استفاده میکنید. ماهواره هم که خوشبختانه به یاری حزب کمونیست کارگری کانال جدید هست چرا سعی نمیکنید از آن استفاده کنید.
بعلاوه برای من اين سوال است شما در بیانیه تان وقتی نوبت به دشمنان طبقه کارگر میرسد اسم و رسم شان را میگوید تا شناسایی شوند مثل " صدای امریکا" و این درست است؛ ميشود بگوييد چرا به دوستداران طبقه کارگر كه میرسد نام رسانه کارگران حذف میشود و میشود "کانال ماهواره ای"!؟
٤
یک ماه تمام کانال جدید برنامه داشت و برای برگزاری مراسم اول مه در خیابان فراخوان داد و سعی کرد که این حرکت را سازمان دهد. یک ماه تمام روی این مسئله کوبید من بخاطر ندارم یکی از ایشان آمده باشد و در برنامه زنده آن بگویید "تناسب قوا" اجازه نمیدهد. اما تا جا داشته مزدوران رژیم آمدند و گفتند: ما میزنیم و میکشیم" اما با این وجود کارگران در حرکت بزرگ فراخوان دادند که در ساعت ٥ عصر در پارک لاله گرد هم می آییم با وجود تهدید مکرر رژیم سفاک جمهوری اسلامی؛ شما که ظاهرا ميفهميديد و ديالكتيك هم ميدانستيد و نگران بودید و میدانستید این حرکت اشتباه است چرا به زبان نیامدید؟ چرا سکوت کردید و ایستادید که سرکوب شوند؟ حالا کارگران را مورد شماتت قرار میدهید؟ دوستان این کانال وجود دارد این تنها رسانه ای است که برنامه زنده دارد و عملا کارگران میتوانند به ابراز نظر بپردازند و چرا شما هیچی کاری نمی کنید؟ ميدانم كه سوال من بجا نیست. ایشان حتی ابا دارند که نام کانال جدید را به زبان آورند چه رسد به آن تماس بگیرند. اما آنجا هم که به ایما و اشاره به این کانال اشاره میکنند قصد دارند این کانال را نیز تحقیر کنند که درکی از اوضاع و تناسب قوا ندارد. اتفاقا یکی از دلایلی که تناسب قوا را به نفع کارگران بیشتر تغییر داده وجود همین کانال است. اين را ميدانند كه نميشود انكار كرد. پس بهتر است نامي از آن مستقيما برزبان نياورد. چون معنيش اينست كه فراخوانها كانال جديد روي كارگران وسيعا تاثير دارد.
٥
اما توصیه ایشان برای تغییر تناسب قوا چیست؟ فرمودند " بدون گل وگشاد بازی" میشد یک کارهای کرد که " برای نیروهای رژیم غافلگیرانه بود" و برای اینکار " افراد متعهد و مطمئن" لازم بوده که میشد سازمانشان داد که تو محلات مختلف یکهو ظاهر و غیب شوند و ایشان تضمین دادند " كه می توانست با موفقیت به انجام برسد برسد و باعث تقویت همبستگی و روحیه مبارزاتی شركت كنندگان و مخاطبانش بشود." و مهمتر اینکه ". چه بسا برگزاری چنین آكسیون هایي در محلات زحمتكشی، خود فرصتی برای بروز اعتراضات خودجوش هر چند محدود مردم محل می شد." اولین سوال این است چرا الان اینها را مطرح کردید؟ چرا قبل از اول مه نگفتید تا کارگران آگاه شوند؟ بعلاوه مطمئنيد كه اگر آن تطاهراتهاي خودجوش مردم محل هم صورت ميگرفت سركوب نميشد؟ و شما هم همين حرفها را عليهشان نميزديد؟ دوم اینکه چه کسانی " افراد متعهد و مطمئن" را انتخاب میکردند. ملاکشان چی بود و هست؟ تعهد به کجا و به چی؟ مطمئن از چی؟ که خیانتکار نباشند؟ یا چنانچه شما میگویيد در اسارت یکپارچه عمل کنند. و اگر نکردند؟ باید طردشان کرد؟ دوستان، طبقه کارگر و مبارزات یک طبقه را چه تعریف میکنید که اینجنین با مبارزات چريكي و پارتیزانی اشتباه گرفته اید که به دنبال افراد "متعهد و مطمئن" هستید؟ اینها و سوالات بیشمار دیگری است که امیدوارم حداقل در خلوت خودشان به خودشان جواب بدهند. امیداورم!
٦
اما آنچه که اتفاق افتاد دستاوردهای زیادی را برای طبقه کارگر ایران داشت. و مهمترین و اساسی ترین آن اعلام حضور طبقاتی کارگران در مبارزه جاری سیاسی در جامعه ایران است. اگر به امید دوستانی از قبیل ایشان بنشنیم همین دستاوردها به باد خواهد رفت. باید این دستاورد را تثبیت کرد. باید به سرکوبگران مهلت نداد که بتوانند خودشان را جمع و جور کنند. برای اینکار در ابتدا تاکید بر حقانيت و درستي حرکت کارگران است و حق طبیعی و انسانی آنها دانستن که خواستهای خود را فریاد بزنند و خواستار محقق شدن آن باشند. با حقیر شمردن مبارزات کارگران و خوار کردن ایشان فقط آب به آسیاب جلادان ریختن است. از هر حرکت مبارزاتی کارگران ولو کوچک باید حمایت کرد و جهانی اش کرد چه رسد به حرکت بزرگ اول مه ٨٨ که باید پرچمی شود برافراشته بر فراز جنبش طبقه کارگر تا همه مردم "ببینند که خورشید شان کجاست." اين روند و اين مبارزات ادامه دارد و قطعا و عليرغم اين مخالفت خوانيها، گسترده تر ادامه خواهد يافت. كارگران ناچارند بجنگند و ميجنگند. كارگران ناچارند به خيابان بيايند و مي آيند. اول مه را با جنگ و گريز زنده نگاه داشته اند و به حكومت تحميل كرده اند و تجمعات و تظاهراتهاي گسترده در اول مه را هم برپا خواهند داشت و به حكومت تحميل خواهند كرد. اول مه ٨٨ خود يك فاز و تحول مهم در همين راستا بود.