|
دو مطلب و خبر از وب لاگ كارگران مس
سرچشمه.
آدرس اينترنتي وب لاگ كارگران مس سرچشمه:
http://nicicopersonel.blogfa.com/
از اسيران مس سرچشمه تا اسيران پارك لاله
برگرفته از وب لاگ كارگران مس سرچشمه
صحبت از اسيران گردهم آيي پارك لاله در روز جهاني كارگر (اول ماه مه)
امسال است. اكنون بيش از يك هفته است كه اين اسيران بي گناه در بندند.
فعالين كارگري اسير شده در پارك لاله هيچ جرمي جز مبارزه براي عدالت و
رفع تبعيض و بي حقوقي ندارند. فرياد عدالت طلبي طنين انداخته شده در
پارك لاله همان فرياد عدالت طلبي كاركنان مس سرچشمه است. تبعيض و بي
حقوقي مورد اعتراض در پارك لاله از جنس همان تبعيض و بي حقوقي است كه
قلب كاركنان مس سرچشمه را نيز بدرد مي آورد. درد مشترك كاركنان مس
سرچشمه و تمام مردم دردمند ايران در اول ماه مه از حلقوم اين اسيران
فرياد شد تا نظام سرمايه داري شاهد اين باشد كه آزادي طلبي و برابري
خواهي نمرده است و همواره زنده خواهد ماند. اسيران نظام سرمايه داري در
زندان مس سرچشمه خود را از اسراي پارك لاله تهران جدا نمي دانند و به
بند كشيده شدن نمايندگان خود در گردهم آيي روز جهاني كارگر را بشدت
محكوم مي كنند و خواهان آزادي هر چه سريعتر اين اسيران دربند از چنگال
پاسداران سرمايه داري مي باشند.
كاركنان مبارز شركت ملي صنايع مس ايران
***
درگذشت همايون اسلام طلب را تسليت مي گوييم
متاسفانه باخبر شديم كه همكار گراميمان همايون اسلام طلب در شب سه
شنبه ١۵/٢/٨٨ بدنبال ناراحتي قلبي و تنفسي ناشي از محيط آلوده كار در
سن ۵١ سالگي درگذشته است.
همايون شخصيتي دوست داشتني و جذاب بود و چهره اي شناخته شده در بين
همكاران ورزشكار به شمار مي آمد. خصوصيات او زبانزد كليه پرسنل مس
سرچشمه كه او را از نزديك مي شناختند بود. امروز (پنج شنبه) روز به خاك
سپاري همايون در اروميه است. خانواده مس به بازماندگان داغدار همايون
صمیمانه تسليت مي گويد و از اين واقعه بسيار متاسف است. همايون عزيز از
بين ما رفت اما يادگارهاي او (خانواده او) در حقيقت خانواده تمام پرسنل
مس هستند.
همايون از آذربايجان بود و باوجوديكه سالها بود كه در مجتمع مس سرچشمه
مشغول بكار بود اما استخدام رسمي نشده بود و به شكل قراردادي در امور
ليچينگ مشغول بكار بود. انتظار ما از "شركت ملي صنايع مس ايران" اين
است كه خانواده همايون را همچون خانواده پرسنل رسمي مس در نظر گيرد و
حقوق و مزايا و خدماتي كه پس از فوت پرسنل رسمي به بازماندگان تعلق مي
گيرد در مورد پرسنل غير رسمي متوفي نيز اعمال گردد. پرسنل رسمي و غير
رسمي با كمك يكديگر است كه چرخ صنعت مس را به گردش در مي آورند و
نبايستي تنها بدليل نوع استخدام پرسنل غير رسمي از حقوق و مزايا و
خدماتي كه شركت براي پرسنل رسمي متوفي در نظر مي گيرد برخودار نباشند.
ما معتقديم" شركت ملي صنايع مس ايران" در ازاي تمام رنجها و بي حقوقي
هايي كه در پشت اين كوهها و در غربت به پرسنل وارد مي نمايد و در ازاي
ذره ذره گاز سمي كه به ريه پرسنل تزريق ميكند و در ازاي تمام بيماريهاي
ناشي از كار كه بدليل كار در محيط مرتفع و كم فشار و هواي آلوده مس
سرچشمه و … نصيب پرسنل مي شود و عمر پرسنل را كوتاه مي كند به همان
ميزان و لااقل مسئول زندگي بازماندگان پرسنل بوده و نبايستي آنها را
بفراموشي بسپارد و بايد حداكثر امكانات ممكن را براي آنان فراهم آورد.
از نظر ما تمام كاركنان حقوق بگيري كه در شركتهاي جنبي پيمانكار مس (هم
گامان ـ ارفع سازان- مس آذين- راهوار- راهيان و …) و در محيط آلوده
مجتمع مس سرچشمه مشغول بكارند علاوه بر آنكه به طريق مضاعف و بوسيله
شركتهاي جنبي استثمار مي شوند و كمترين حقوق و مزايا را مي گيرند در
معرض خطرناك ترين آلودگيهاي محيطي هستند. اين عزيزان در حاليكه بار
بزرگي از كارها به عهده آنهاست و نقش مهمي در توليد دارند اما از
مزاياي پرسنل رسمي برخوردار نيستند.
براستي چه تفاوتي بين تمامي ما كاركنان رسمي و غير رسمي و جنبي! است.
چرا با وجوديكه شركت مس به كار اين عزيزان غير رسمي و جنبي نياز "رسمی"
دارد اما آنها را به استخدام رسمي در نمي آورد. آيا غير از استثمار و
بهره كشي مضاعف دليل ديگري دارد؟ آيا كارگر نظافتچي كه خيابانهاي پر از
گرد و غبار كنسانتره مجتمع را جارو ميكشد در توليد مس نقش كمتري دارد و
كمتر از ساير كاركنان در معرض استثمار است؟ اين مجتمع به همان ميزان كه
به كار پرسنل رسمي خط توليد نياز دارد به كار كاركنان غيررسمي و
شركتهاي جنبي نيز نياز دارد و توليد مس بدون كار اين عزيزان ميسر نيست.
شركت ملي صنايع مس ايران در قبال جان تمام نيروهايي كه به خدمت گرفته
است مسئول است و كليه اين نيروها و خانواده شان بايستي تحت پوشش بيمه
هاي مناسب قرار گيرند.
|