ذغالسنگ سرخ!
بياد كارگران جان باخته معدن باب
نيزو
محمود حسابي كارگر معدنچي ـ كرمان
اين هفته جامعه رنجديده کارگران معدنچي ايران سراسر سياهپوش و
عزادار است. فاجعه دردناک انفجار تونل و کارگاه استخراج ذغالسنگ در باب
نيزوي کرمان و بخون کشيده شدن ١٨ معدنچي قهرمان که در ميان کمر کوه
بدنبال لقمه ناني براي خانواده دردمند خود بودند سند ديگري از جنايات
رژيم سفاک سرمايه داران جمهوري اسلامي است که از ارزش حاصل از خون و
جان کارگران تغذيه مي کند. بي شک حادثه ٣٠ فروردين باب نيزو اولين مورد
نبوده است اما اميدواريم که به همت مبارزات سراسري معدنچيان و کارگران
معادن ايران از باب نيزو تا پابدانا از هشوني تا همکار از طزره تا
زيرآب از سنگرود تا پرورده طبس و ... آخرين مورد آن باشد. اهداف اين
مبارزه بهبود شرايط کار و ايجاد کارگاههاي ايمن و رفع استثمار و ستم
طبقاتي بر کارگران است.
داستان افزايش حوادث معدني معادن ذغال سنگ در سالهاي اخير ريشه در
اقتصاد معادن فوق دارد. از جنبه تاريخي همراه با تاسيس کارخانه ذوب آهن
اصفهان در دهه ٤٠ و به دليل نياز کارخانه فوق به ذغال کک شو معادن ذغال
سنگ ايران راه اندازي شدند. اما بدليل شرايط خاص لايه هاي ذغال سنگ در
ايران (نازک بودن و گازخيزي بالا) و تکنولوژي عمدتا قديمي استخراج قيمت
تمام شده توليد ذغال سنگ در معادن ايران هيچگاه اقتصادي نبوده است و
ذغال سنگ وارداتي از ذغال سنگ توليد داخل ارزانتر تمام ميشده است. به
همين دليل دولت جهت اجتناب از تعطيلي معادن ذغال سنگ و بدليل رفع
مسئوليت و ناتواني در ايجاد شغل جهت کارگران بيکار شده و دستيابي به
سود بيشتر تصميم به خصوصي سازي و پيمانکاري نمودن استخراج ذغال سنگ در
کارگاههاي استخراج غير اقتصادي نموده است. اين پيمانکاري سودجويانه که
بدون نظارت مستمر و قوي در زمينه ايمني مي باشد باعث شده است که جان
کارگران معادن ذغال سنگ بازيچه حرص و طمع و سودجويي بيشتر سرمايه داران
شرکتهاي خصوصي قرار گيرد و دولت حامي سرمايه داران نيز تنها به توليد
بيشتر و استثمار بيشتر مي انديشد و تنها چيزي که براي اين دولت مهم
نيست جان کارگران معدن و بي سرپرست شدن خانواده آنهاست.
کارگاه استخراج ذغال سنگ يکي از خطرناک ترين محيطهاي کاري است و
کارگراني که در اين محيط به کار مشغولند در بالاي سر سقف آويزاني از
کمر بالاي سنگي کوه را دارند که هر لحظه امکان ريزشش مي رود و بايستي
با نصب ستونهاي نگهداري چوبي يا فلزي و لق گيري سقف سنگي تا حدي اين
ريزش را به تاخير بيندازند تا فرصتي براي استخراج داشته باشند. از طرف
ديگر گازمتان (گريزو) که به شکل طبيعي در حال توليد شدن در لايه
ذغالسنگ است همواره در حال نشت به فضاي کارگاه است و در صورت عدم تهويه
کوچکترين جرقه به انفجار کارگاه منجر مي شود. از اينرو ضد جرقه بودن
کليه تجهيزات در کارگاه استخراج و استفاده از ديناميت مخصوص ضد گريزو
از جمله اصول ايمني کارگاه است. کارگران چنين کارگاههايي همواره در
معرض خفه شدن بعلت کمبود اکسيژن يا ريزش سقف کمر بالا و زير آوار ماندن
و يا انفجار گريزو و گرد ذغال مي باشند.
سرمايه داران خونخوار در غالب شرکتهاي پيمانکاري جهت سودجويي
بيشترسيستم هاي هشدار دهنده نشت گاز را بکار نميگيرند. سيستم تهويه
مناسبي براي کارگاههاي فوق ايجاد نميکنند و کاهش هزينه را با خاموش
نمودن وانتيلاتور تهويه انجام مي دهند!! آري آنها اينکارها را ميکنند
چرا که ايجاد يک سيستم مدرن تهويه و بکارگيري دستگاههاي پايش گاز و
ريزش سقف برايشان هزينه دارد. اما جان کارگر معدن مفت است!! اينگونه
است که ذغال سنگ توليدي اين شرکتها در سايه خصوصي سازي و به قيمت خون
کارگران معدن قيمت تمام شده اقتصادي خواهد داشت. آري ذغال سنگ اقتصادي
جمهوري اسلامي به رنگ خون است.
اما سرمايه داران بدانند کارگران قهرمان معادن ذغال سنگ ايران هر روز
که با چشمان سرمه کشيده شان از چاه و تونل بيرون مي آيند بار ديگر با
يکديگر عهد مي بندند که تا پايان استثمار طبقاتي از مبارزه دست نکشند.
آنان بر تمام قوانين بهره کشي خصوصي سازي سرمايه داران جمهوري اسلامي
تف ميکنند. ننگ و نفرت بر نظام ضد انساني سرمايه داري و حكومت اسلاميش!
ياد كارگران جان باخته باب نيزو هميشه گرامي است.
|