یادداشتهای یک کارگر
یاشار سهندی
تعطیلات خوش گذشت!؟
"سال خوبی داشته باشی یک ماچ بده ببینم!" ما کارگران سالی یکبار
دسته جمعی همدیگر را میبوسیم، یعنی دوبار! یکبار آخر سال یکبار، هم اول
سال بعد از عید. ان جمله را همکارم گفت و من نیز برایش آرزوی سالی خوبی
را کردم و بوسیدمش و بعد شروع شد این را ببوس و آن یکی را ببوس!
خوشبختانه ( برا ی این لحظه) تعداد مان زیاد نیست و گرنه یکی دو روزی
باید فقط ماچ و بوسه رد و بدل میکردیم! برای لحظاتی بسیار کوتاه همه غم
و رنج و دردمان را از خاطر برده بودیم. و بعد که صورت صاحب کارمان جلو
آمد که باید آنرا هم میبوسیدیم همه آن غم و رنج ودرد برگشت و خورد تو
ذوقمان. ایشان نیز برای ما سال خوبی و پر از موفقیت آرزو کرد!
نه بخاطر اینکه یک جایي شاید تو خلوت خودمان قسم خورده بودیم که با
ایشان دشمنی داشته باشیم نه، ما با ایشان پدر کشتگی نداریم، اما درست
تا دو ساعت قبل از آن اصلا مشخص نبود که عیدی مان را خواهد داد حقوق
مان را پرداخت خواهد کرد. روز قبلش چند نفر از همکاران را اخراج کرده
بود به بهانه پایان قرارداد های کذایی و خود ما هم دل تو دلمان نبود که
تمدید میکند یا خیر. و هنوز نگرانیم که حقوقی را که دولت منت سر ما
گذاشته زیاد کرده و بعد 12 هزار تومان آن را ملاخور کرد کارفرمای ما
اضافه خواهد کرد یا خیر. یک روز بیشتر مهلت نبود که خرید آخر سال داشته
باشیم و هرچیزی را هم نمی توانستیم بخریم. همسرم میگفت: کفشهای من هنوز
نو است! من گفتم: شلوارم یک اتو میخواهد! فرزندان را بدو بدو دنبال
خویش کشاندیم و هر جا که فکر میکردیم ارزانتر است شال و کلاه کردیم
رفتیم آنجا. امامزاده حسن یافت آباد تهران قلقله آدم بود، سوزن می
انداختید پایین نمی آمد. همه آن مردمان که در هم میلولیدند وضعشان بدتر
ازما نبود، بهتر هم نبود. کودکان همه در حال غر غر کردن بودند،
میدانستند یک جاهایي یک چیزهای بهتری هست. کشاکش والدین با فرزندان که
قانع شان کنند که: آن لباسی که در ونک است همین است منتها چون بالا شهر
است گرانتر میدهند! فرزندان ناباورانه و با دلخوری مجبور به انتخاب
بودند. لباسهای نو در تن زار میزد اما ما والدین به دیده تحسین به قد و
بالای فرزند نگاه میکردیم و میگفتیم: به به! چقدر بهت میاد و فروشنده
میگفت: مبارکه!
مشکل اصلی هنوز سرجایش مانده بود خرید میوه و آجیل و شکلات و شیرینی
عید. پرتقالهای به چه درشتی که هر کدامشان نیم کیلو بود اما کیلویي
چند؟ ارزانترینش 800 تومان. نارنگی به چه خوش رنگی اما خرید شان برای
ما عذاب بود. سیبهای قرمز و سبز همه آبدار اما اشک در چشمان ما حلقه
زده بود که نمی توانستیم آنجور که میباید تهیه کنیم. شمردیم به تعداد
میهمانها و میوه گرفتیم. من و همسرم توطئه کردیم که فرزندان میوه ها را
نخورند! خرید سر جمع دو کیلو آجیل برای ما بیست هزار تومان تمام شد.
این را نیز قرار شد از دم دست بچه ها دور نگه داریم! از خرید شیرینی
صرفنظر کردیم هنگامی که حساب دادن عیدی به بچه ها را کردیم. یک بسته
شکلات آب نباتی را کافی دانستیم چون آب کردنش دست کم نیم ساعت وقت
میهمان را میگرفت، بهرحال اینهم یک جور توطئه بود! و همه اینها را باید
یکی دو روزه به سرانجام میرساندیم و اینچنین بود که خسته و کوفته به
سال تحویل رسیدیم. و امسال تلویزیون جمهوری اسلامی حتی زدن سرنای که
بهنگام سال تحویل زده میشد از مردم دریغ کرد چون میدانست که رهبرشان
چند دقیقه بعد خبر خوش به مردم میدهد که سال آینده سال بدبختی و فلاکت
بیشتر است. اینگونه بود که سال 88 برای ما شروع شد.
بعد از عید باید دوباره باهمکاران ماچ و بوسه رد و بدل کنیم و بپرسیم
عید خوش گذشت. و همگی با مهارت تمام حس تحقیری که در این ایام
میگذرانیم می پوشانیم و میگویم: جای شما خالی بود! اما صاحب کار نیز
دوباره صورتش را جلو می آورد و آن حس تحقیر تکمیل میشود وقتی میپرسد:
تعطیلات خوش گذشت؟
تکلیف کارگران روشن است
روزنامه سرمایه: کارفرمایان بخش خصوصی کشور در آخرین نشست صبحانه
با مسوولان اتاق بازرگانی تهران با حضور وزیر کار، جملگی بر این عقیده
بودند که پرداخت افزایش 25 درصدی حداقل حقوق کارگران از توان آنها خارج
است. وزیر کار نیز هرچند به این موضوع که «هم اکنون تامین معیشت با 270
هزار تومان برای کارگران بسیار دشوار است»، اشاره کرد اما از تشکیل
جلسه برای بررسی مجدد موضوع با توجه به نامه رئیس کل بانک مرکزی مبنی
بر کاهش تورم خبر داد.
خبرگزاری فارس: جهرمي خاطرنشان كرد: شوراي عالي كار در عصر روز 27
اسفند 87 مجدداً تصميم به تعيين نرخ حداقل دستمزد كارگران در سال
آينده گرفت و با 20 درصد افزايش نسبت به حداقل دستمزد سال جاري با 263
هزار و 520 تومان موافقت كردند.
وزیرکار افزود: البته شوراي عالي كار اين مطلب را مدنظر قرار داده كه
در 6 ماه اول سال آينده مسائل اشتغال و تورم بررسي شده و با توجه به
پيشبيني بانك مركزي مبني بر اينكه در نيمه نخست سال 88 نرخ تورم به 15
درصد كاهش مييابد، لذا اين شورا در مهرماه سال آينده مجدداً تشكيل
جلسه ميدهد.
آنچه خواندید باور کردنی نمی نماید اما حقیقت دارد. تنها کالایي که
در نظام سرمایه داری فروشنده آن حق ندارد قیمتش را تعیین کند همانا
نیروی کار است. اگر کارگری یا کارگرانی درصدد تعیین قیمت کالای خویش
باشد در بهترین حالت از کار اخراج میگردند. و اگر ساکت نشدند سربازان
گمنام امام زمان به سراغشان خواهند آمد. لازم نیست دکترای اقتصاد داشته
باشید یا حتی یک کتاب در باب اقتصادیات خوانده باشید تا بدانید از وقتی
که کالا در زندگی انسانها حضور پیدا کرده این یک روش معمول و منطقی
پذیرفته شده از سوی همه آحاد جامعه بود که فروشنده کالا قیمت کالا را
تعیین میکند. اما این تنها نیروی کار به عنوان یک کالا است که فروشنده
آن حق هیچگونه تصمصیم گیری در این باب را ندارد؛ این خریداران (يعني
كارفرما و دولتشان) هستند که قیمت آنرا تعیین میکنند و جای هر گونه
چانه زنی را نیز باقی نمیگذارند و هر گونه مقاومت را با باطوم و زندان
جواب میدهند.
در همه عالم رسم است و منطقی نیز مینماید که اگر خریدار پول فروشنده
را نداد میتواند شاکی باشد و کار را به پلیس و دادگاه بکشاند. اما در
مورد این کالای معین درست برعکس اگر خریدار پول فروشنده را نپردازد از
هر گونه پیگیری حقوقی نيز معاف است و جرم محسوب نمیشود و فروشنده نگون
بخت باید جواب پس بدهد چرا احقاق حق میکند!
هیچکدام باور کردنی نیست. ولی این نظم کثیفی که به ضرب میلیاردها
تومان هزینه که بابت بخش امنیت و پلیس و زندان و سركوب میشود پاس داشته
میشود، روال معمول كارش همين است. اول اعلام کردند 274 هزار تومان پایه
حقوق به فاصله چند روز اعلام کردند که زیاد است! محاسبه تورم درست
نبوده و شد 263 هزار تومان و نوید میدهند که شش ماه دیگر که از الان
مطمئن هستند تورم پایین می آید از این نیز کمتر خواهد شد! اگر "رهبر
فرزانه" از قول "اسلام عزیز و عقلای عالم" اعلام میکند که امسال باید
"سال اصلاح الگوی مصرف" باشد این یک تصمیم تک نفره نبوده یک توطئه حساب
شده است که حکم شرعی یک آیت الله که رهبر سیاسی یک مملکت نیز هست پشت
آن هست. بانک مرکزی ابزاری است که ساخته و پرداخته همین نظام است که
حساب سود و زیان سرمایه داران را دارد. هیچگاه به حق کسی قانع نشده که
این آمارهای رسمی داده شده واقعی است. بانکی که در عرض چند روز آمار
تورم اعلام شده خودش را پایین میکشد به کدام آمارش باید اطمینان کرد؟
اما چه کسی گفته باید پایه حقوق کارگر بر اساس تورم باشد؟ حقوق کارگر
باید بر اساس یک زندگی شرافتمندانه باشد. شرافتمندی نه به این معنی که
دست گدایی به سوی کسی دراز نکند، شرافتمندانه یعنی اینکه بتواند تمام
نیازهای زندگی امروزی را جوابگو باشد. کی تعیین کرده که سفر مثلا به
اروپا برای کارگر لازم نیست؟ کی تشخیص داده که کارگر باید بیریخت ترین
لباسها را بخرد؟ کی لازم دیده که کارگر حتی نتواند به فردای خودش
اطمینان داشته باشد که کار دارد یا خیر؟
کارفرمایان میتوانند " نشست صبحانه" با وزیر کار داشته باشند و گله
کنند که نمی توانند حتی همان 274 هزار تومان را بپردازند و وزیر کار
قول مساعد دهد که کم میشود و کردند. اما کارگر اگر دور هم حمع شوند و
بگویند این شیوه تعیین را نمی پذیرند همه رقم نیروی امنیتی محاصره اش
میکنند که چرا اصلا جمع شده اند! حرف کارگر در هیچ رسانه رسمی دولت
منعکس نمیشود که: "بابا من هم آدمم و به عنوان یک فروشنده کالا حق دارم
قیمت آنرا تعیین کنم." اما درد دل دولت سرمایه دار در رسانه دولتی
آلمان به نام "دویچه وله" منعکس میشود که من فقط به عنوان تفسیر این
رسانه رسمی دولت آلمان اشاره میکنم که او هم نگران ادامه دادن یارانه
کالاهای اساسی و خواستار اجرای طرح دولت فاشیست احمدی نژاد در مورد
یارانه هاست. عنوان این است:" یارانه یا ادامه اتلاف منابع"؛
در آن تفسیر با دقت ریاضی بالایي اشاره شده است که دولت ایران ١٠٠
میلیارد دلار با حساب یارانه مستقیم و غیر مستقیم میپردازد که یک و نیم
برابر بودجه ایران است! و این اتلاف منابع است و در این تفسیر تلویحا
از پیام خامنه ای دفاع شده است. بله، این مفسران بورژوازی در هر شکلی و
شمایلی باشند توجیه گر نظام ستمگر سرمایه داری هستند. اگر بودجه ایران
هدر میرود نه به خاطر فساد و تباهی دستگاه حاکمه بلکه مردم ایران هستند
که با منتفع شدن از سوبسید مستقیم و غیر مستقیم ضربه به اقتصاد ایران
زدند و باعث عمیق ترشدن فقر گشته اند! جل الخالق!
با این حساب تکلیف کارگران روشن است اگر قرار باشد کالای ما را
خریداران در " نشست صبحانه" تعیین کنند همین خواهد بود. باید و میتوان
جلو سرمایه داران و دولت متبوعشان ایستاد. اگر نبود اعتراضات ما
کارگران در سال گذشته که میخواستند همین حداقل که اضافه میکنند نیز از
خیرش بگذرند اما اعتصابات کارگری و اعتراضات مداوم کارگران و در کنار
آن طومار تعیین دستمزد آنها را وادار به عقب نشینی کرده که رسانه های
دول دیگر هم را نگران کرده است. آنها نگران فقر ما نیستند نگران بروز
اعتراضات وسیع و دامنه دار کارگران ایران هستند. باید به پیش رفت
همانگونه که با وجود سرکوب روزافزون کارگران، کارگران نیز گامهای مهمی
برداشتند.
این هشدار را جدی بگیریم!
روزنامه سرمایه: جهرمی با اشاره به اصلاح قانون کار تصریح کرد: «هم
اکنون برخی از بندهای قانون کار اصلاح شده است. رفع موانع تولید و حرکت
به سوی سیستم کارمزدی به جای وقت مزدی از مهم ترین موضوعاتی است که
وزارت کار همواره بر آنها تاکید دارد.»
خوب به این گفته های وزیر سرمایه دقت کنید و سَر سَری از آن نگذرید. یک
توطئه دیگر در راه است. بازی با کلمات هنر این دولت است. " حرکت به سوی
سیستم کارمزدی به جای وقت مزدی!؟ "
بیشرمانه فردا "کارشناسان" بخط میشوند و ثابت میکنند کارگری که در سر
کار است بابت وقتی که میگذراند پول میگرد نه کاری که میکند. و با حساب
و کتاب ایشان که بارها در این سالها گفتند کار مفید یک کارگر در ایران
کمتر از یکساعت است! از آنجا که ایشان به حلال و حرام اعتقاد دارند
میخواهند "لقمه ای که کارگر سر سفره و جلو زن و بچه اش میگذارد حلال
باشد"(!!) برای همین میخواهند حسابی از گرده کارگر تسمه بکشند. سیستم
کارمزدی ایشان به زبان بشری یعنی اینکه دیگر کسی حداقل حقوق تعیین
نخواهد کرد هر کسی همانقدر که کار کرد مزد میگیرد و چه کسی تعیین میکند
که کارگر کار کرده است یا نه قانون وزارت کار (سرمایه) و تفسیر
"کارفرمای محترم" از کار کردن است. یعنی اینکه یک کارگر ممکن است 12
ساعت کار کند و بر اساس این پیشنهاد عملا در بهترین حالت به اندازه شش
ساعت مزد دریافت کند. از هم اکنون باید این را جدی گرفت. بحث من تغییر
دادن یا ندادن قانون کار فعلی نیست. اینرا که باید به زباله دان ریخت.
نکته اینجاست که اینها عملا مشغول فراهم کردن زمینه های استثمار شدیدتر
کارگران هستند. ایستادگی ما کارگران عملا فعلا آنها را محبور کرده است
که از اجرای طرح زندگی نابود کن احمدی نژاد بگذرند. با اعتراضمان به
این پیشنهادات بیشرمانه و فاشیستی نشان دهیم طبقه کارگر ایران بی دفاع
نیست که ساكت بماند. تعرض نیز میکند.
|