دومین تظاهرات میلیونی درفرانسه درسال جاری
محمد کاظمی
درروز نوزدهم مارچ امسال جمعیتی درحدود سه میلیون نفر از مردم کارگر
وزحمتکش در فرانسه در دویست وسیزده شهر بزرگ وکوچک دست به تظاهرات
وراهپیمایی زدند. این اعتصاب عمومی یکروزه که توسط بزرگترین اتحادیه
های کارگری تدارک دیده شده بود دراصل در مخالفت با برنامه های ریاضت
کشی دولت آقای سرکوزی، قطع برنامه های اجتماعی وهم چنین درمخالفت با
فقر و بیکاری افزاینده در فرانسه بود. منابع خبری گزارش داده اند که
رقمی درحدود ۷۲ تا ۷۸ در صد ازمردم فرانسه از این اعتصاب عمومی یک روزه
حمایت وپشتیبانی کرده اند. اعتصاب عمومی روز نوزدهم مارچ در شرایطی
صورت می گیرد که پیش بینی میشود که چهارصد هزار نفردرسال ۲۰۰۹
ازکاربیکارشوند.
اولین تظاهرات میلیونی امسال درفرانسه در۲۹ ژانویه صورت گرفت که جمعیتی
بالغ بر دوونیم میلیون نفر در شهرهای مختلف فرانسه درآن شرکت کردند.
آنچه که درهردو روز قابل توجه است مشارکت هردوبخش دولتی وخصوصی، مشارکت
وسیع دانشگاهیان وجوانان وسراسری بودن آنها میباشد. طبق آمار اتحادیه
CGT ، یکی ازبزرگترین اتحادیه های فرانسه، درروز نوزدهم مارچ ٣٥٠ هزار
نفر در پاریس، ٣٢٠ هزار نفردرمارسلی، ٦٠٠ هزارنفر درگرنیل و ٢٥ هزارنفر
درآنگولم دراین "عمل یک روزه" شرکت کردند. البته ناگفته نماند که
همانند تظاهرات سی ام ژانویه پلیس رقم کمتری را چه درشهرهای مختلف و چه
در کل فرانسه گزارش داده است-یک میلیون ونیم برای کل فرانسه.
فرانسه درفاصله دو تظاهرات میلیونی هم چنان در تب وتاب مبارزه با دولت
سرمایه داری فرانسه بوده است. دراین فاصله دانش آموزان، معلمین
وپژوهشگران دانشگاهای مختلف به اعتصاب و یا اشغال دانشگاه ها ادامه
داده اند. طبق آمار اتحادیه UNEF دریازدهم مارچ امسال هفتاد تا از
دانشگاه های فرانسه در حال اعتصاب، بیست وپنج دانشگاه کلا ویا بخشا
درتصرف دانشگاهیان بوده اند. هم چنین درروز دهم فوریه، ٥٠ هزارنفر
ازدانشگاهیان شامل کارمندان آکادمیک، تکنسینهای دانشگاه، کارمندان
اداری وآزمایشگاهی، کارمندان تعمیرات، مهندسین دانشگاه ودانش آموزان
مدارس ودبیرستانها درپاریس دست به تظاهرات زدند. اعتصاب وتظاهرات
معلمین ودانشگاهیان درفرانسه درمخالفت با پیشویس فرمانی ((decree است
که اگرتصویب شود راه را برای دوسیستمی کردن دانشگاها بازمیکند:
درحالیکه به تعداد کمی از دانشگاها بودجه زیادی اختصاص داده خواهدشد،
بیشتر دانشگاها ازاستاندارد پایین تری برخوردارخواهند شد. این فرمان
وضعیت ٦٢ هزارمعلم وپژوهشگران را مورد بازبینی قرارخواهد داد و به
روسای دانشگاه ها اجازه می دهد که ساعات زیادتری را به پژوهشگران تحمیل
کنند.
ازدیگر اتفاقاتی که درفاصله دواعتصاب عمومی رخ داده است اقدام جسورانه
کارگران شرکت "سونی فرانسه" درزندانی کردن رئیس کارخانه میباشد. درماه
دسامبر سال ۲۰۰۸ به ٣٧٢ کارگر کارخانه ابلاغ شده بود که کارخانه در ماه
آوریل بسته خواهد شد. آقای فوچر رییس کارخانه درروز دوازدهم مارچ برای
خداحافظی به کارخانه آمده بود که توسط کارگران زندانی شد. کارگران که
ازامتناع کردن رئیس کارخانه به پرداختن حقوق انفصال خدمت، قولی که قبلا
داده بود، خشمگین شده بودند دست به این عمل جسورانه زده، کارخانه را با
تنه وشاخه درختان محاصره کرده وبیست نفر ازهمکاران خود را مامور
نگهبانی کارخانه کردند. نماینده کارگران دراین رابطه اعلام کرد :" اوبه
حرف ما گوش نخواهد کرد. ما چاره ای دیگری نداشتیم". جناب رییس بعد از۲۴
ساعت زندانی شدن توسط کارگران درهنگام آزادی چنین گفت:"من خوشحالم که
آزاد شده ام ودوباره می توانم نورآفتاب راببینم!"
ناگفته نماند که تنها این کارگران و مردم زحمتکش فرانسه نبودند که
درفاصله این دو اعتصاب عمومی تنور مبارزه را داغ نگه داشتند. کارگران
درجزایر مارتینگوو گوادالپ، جزایری که هنوز ازمستعرات فرانسه به حساب
می آیند توانستند بعد از چندین هفته اعتصاب ومبارزه خواسته های خود را
بدولت خود تحمیل کنند. ازجمله، در ۱۱ مارچ کارگران جزیره مارتینگو
قادرشدند که پیش نویس قراردادی که حاکی از افزایش حقوق ماهانه بود با
دولت امضا کنند. طبق این قرارداد دولت موظف به افزایش حقوقی معادل
دویست وپنجاه دلارآمریکایی برای کارگران با حقوق های رده پایینتر وهم
چنین مبلغ کمتری برای کارگران با حقوق های رده بالاترشده است. درهمین
رابطه ٢٠ هزار کارگر این پیروزی را جشن گرفتند. کارگران موفق به تحمیل
شرایط مشابه ای در گوادالپ شدند.
مبارزات چند ماهه درفرانسه و مستمعرات سابق آن زنگ خطری جدی برای دولت
سرکوزی را به صدادرآورده است. خود سرکوزی در دسامبر سال ۲۰۰۸ و با
مشاهده شورشهای شهری در یونان به شورای وزاری فرانسه اعلام کرده بود که
بحران اقتصادی باعث موج تازه ای از"مبارزه جویی" دراروپای خواهد شد. یا
اینکه روزنامه لیبراسیون دررابطه با تظاهرات واعتصابات دانشگاهیان
دردهم فوریه نوشته بود که حرکتی که فرانسه را تکان داده است می تواند
بمثابه جرقه ای که آتش را روشن میکند عمل کند. ازاین گذشته، شرکت وسیع
دانشگاهیان، دانش آموزان و جوانان در این تظاهرات واعتصابات میرود که
کابوس سال ۱۹۶۸ را برای دولت سرکوزی زنده کند. سالی که هماهنگی جنبش
دانشجویی و کارگری نهایتا باعث سقوط دولت چارلزدوگل شد. بهر حال فرانسه
روزها وماههای پرالتهابی را دربر خواهد داشت.
مقاومت ومبارزه درمقابل حمله وحشیانه نظام سرمایه داری به زندگی مردم
کارگروزحمتکش به فرانسه ختم نمیشود. شواهد بسیاری نشان می دهند که
مبارزات واعتصابات کارگری دردیگرنقاط دنیا هرچه گسترده ترورادیکالتر به
پیش خواهند رفت. اما دراین میان جای احزاب کمونیستی- کارگری، احزابی که
تحت رهبریشان رهایی کامل کل جامعه امکانپذیر است خالی است.*
به نقل از انترناسیونال ٢٨٩
|