ساعتهایمان را با هم تنظیم كنیم
با فعالین كارگری در ایران خودرو
ناصر اصغری
سایت "خودروكار" (ایرانخودرو) از آن سایتهای كارگری است كه هر روز
برای بروز شدن سر اخبار این مركز به آن مراجعه می كنم. اخیرا دو موضوع
درج شده در این سایت، توجهام را به خود جلب كرد و تصمیم گرفتم كه با
رفقای دست اندركار این سایت، بطور علنی در میان بگذارم. هر دو این
موضوعات بسیار فراتر از این جمع هستند؛ چرا كه ایرانخودرو كه جمعیتی
بالغ بر ۵۵ هزار كارگر را در خود جای داده و بزرگترین شركت ماشین سازی
در خاورمیانه، آسیای میانه و شمال آفریقا می باشد، فعالین كارگری در
این شركت محدود به دست اندركاران یك سایت اینترنتی نمی توانند باشند.
اما اجازه بدهید به اصل موضوع بپردازیم.
١- روز ٢٣ اسفند ماه، اطلاعیهای با امضای "جمعی از كارگران
ایرانخودرو" تحت عنوان "اگر ما كارگران یكصدا فریاد بزنیم همه صدایمان
را خواهند شنید" منتشر و در سایت مزبور درج گردید. این موضوع بخودی خود
اشكالی ندارد. اما كارگران شركتی به بزرگی ایرانخودرو و با آن تعداد
پرسنلی كه در خود جای داده است، نمیتوانند توسط جمعهای نسبتا بی نام
و نشان سازمان بیابند و كارگران این چنین مورد خطاب قرار بگیرند. بر
این امر واقفم كه جمهوری اسلامی زندگی كارگران را در ایران با یك زندگی
حداقل به معنای واقعی كلمه، به گروگان گرفته است. این موضوع، مسئله
اظهار نظر، علنیت و ترس از عواقب این كار را با مشكل روبرو می كند؛ اما
نباید مانع این كار بشود كه علنا دست به سازماندهی كارگران این شركت
زده بشود. شرایط كار در ایران خودرو چنان وحشتناك است كه سالانه چندین
كارگر در اثر فشار ناشی از كار جان خود را در این شركت از دست می دهند.
بخش عظیمی از نیروی كار این شركت قراردادی است و از حداقل زندگی در
ایران ـ كه ٧٠ درصد از خط فقر پائین تر است ـ برخوردار است. ایران
خودرو نمی تواند قاعدتا كمتر از شركت نیشكر هفت تپه فعال كارگری داشته
باشد. موقعیت و شرایط كاری هم نمی تواند خیلی از همدیگر متفاوت باشند.
در نیشكر هفت تپه ما با چندین چهره و شخصیت كارگری آشنا هستیم. در
ایران خودرو، گرچه در یكی دو سال گذشته چندین اعتراض قدرتمند كارگری
سازمان داده شده اند، اما جامعه با هیچ شخصیت شناخته شده ای از این
مركز آشنا نیست. اگر در شركت واحد با اسانلو، مددی، ترابيان، شهابی،
باباخانی و و و آشنا هستیم، چرا ایرانخودرو نمی تواند سه شخصیت اسم و
رسم دار به جامعه معرفی كند؟! قرارداد موقت مخفی نیست. عدم پرداخت
دستمزدها و تعويق طولاني مدت در پرداخت دستمزدها مخفی نیست. استثمار
مخفی نیست. لت و پار كردن كارگران زیر دستگاهها مخفی نبوده. چرا
رهبران كارگری مخفی هستند؟ مجامع عمومی ای كه رأی به اعتصاب می دهند
علنی هستند؛ چرا این مجامع عمومی رهبران كارگری به جامعه معرفی نمی
كنند؟!
راستش جمعهای مختلف فعالین كارگری در ایران خودرو اگر بتوانند
ساعتهایشان با همدیگر تنظیم كنند، میتوانند تشكل بزرگی را به جمهوری
اسلامی تحمیل كنند. میتوانند آدمهائی را كه از چشم مدیریت دور
نماندهاند، به جامعه هم معرفی كنند. چند سال پیش پرویز سالاروند در
ارتباط با مسائل كارگری دستگیر شد. سال گذشته بیژن امیری نیز در همین
رابطه دستگیر شد. چرا كسی نامی از این دوستان را قبل از دستگیری نشنیده
بود؟! مسئله به همین سادگی است. اگر هنوز بحث ملاحظه امنیتی باشد، واضح
است كه رهبر و فعال علنی كارگری كه توده كارگران و در نتیجه جامعه را
پشت سرش داشته باشد، امنتر از كسی است كه با اسم "جمعی از كارگران
ایران خودرو" و یا "كمیته هماهنگی" اعلامیه مینویسد. بحث ابدا رعایت
نكردن جنبه امنیتی مسئله نیست. بحث این است كه به نظر نمیآید جمعهای
مختلف كارگری در ایران خودرو كه هر از چندگاهی اطلاعیه و اعلامیهای
منتشر میكنند، به سوی چنین موضوعی حركت كنند. با اینكه این جمعها و
محافل سالهاست كه اطلاعیه صادر میكنند، اما اقدامی برای تشكیل سازمان
كارگری نشده است.
٢) موضوع دیگری كه در وبلاگ مزكور درج گردیده بود، مسئله حداقل
دستمزد بود. روز ١۵ اسفندماه شعاری در این وبلاگ درج گردیده بود تحت
عنوان "حداقل دستمزد ماهانه هر كارگر در شرایط كنونی باید ٦٠٠ هزار
تومان باشد". معلوم نیست این رقم از كجا آمده است؟ بانك مركزی گفته بود
كه خط فقر ٦٨٦ هزار تومان است. نمایندگانی از مجلس اسلامی گفته بودند
كه خط فقر ٨٠٠ هزار تومان است. پادوهای خانه كارگر و شوراهای اسلامی
كار هم از خط فقری بالاتر از ٦٠٠ هزار تومان حرف میزنند. كمپین افزایش
دستمزد هنگام درج شعار فوق در سایت "خودروكار" در جریان بود و هزاران
كارگر و جمعها، محافل و تشكلهای كارگری آن را امضا كرده بودند.
بدنبال آن تعدادی از همین فعالین كارگری اطلاعیه دادند كه حداقل دستمزد
نباید كمتر از یك میلیون تومان باشد. درج شعار مزبور در سایت "كارگران
ایران خودرو" به خواست افزایش دستمزد امسال كارگران لطمه می زند. امضاي
هیچ جمعی از كارگران ایران خودرو در بین محافل و جمعهای امضا كننده
كمپین مزبور دیده نمیشود.
بحث دستمزد اینجا سمبلیك است. مبارزه برای رفاه خانواده كارگری از
كانال چنین مبارزات و كمپینهائی میگذرد كه امضاء جمعهای كارگری
ایرانخودرو را با خود ندارند. فعالین و جمعهای كارگری ایرانخودرو
بهتر است كه ساعتهایشان را با دیگر فعالین و جمعهای كارگری تنظیم
كنند.
٣٠ اسفند ٢٠٠٩
|