حكومت توحش سرمايه داران را به زير ميكشيم
شلاق زدن فعالان كارگري به جرم شركت
در مراسم اول مه
کاظم نيکخواه
روز چهار شنبه ٢ تن ديگر از فعالان كارگري را در شهر سنندج شلاق
زدند. خبر اينست: احكام ٧٠ ضربه و ١٥ ضربه شلاق٤ براي سوسن رازاني و
شيوا خيرآبادي دو فعال زن كارگري كه در روز ١١ خرداد ٨٧ در مراسم روز
جهاني كارگر در شهر سنندج دستگير شده بودند روز ٣٠ بهمن در زندان سنندج
به اجرا گذاشته شد. شعبه ١٠١ دادگاه جزائي سنندج سوسن رازاني را به
تحمل ٩ ماه زندان تعليقي به مدت سه سال و ٧٠ ضربه شلاق و شيوا خيرآبادي
را به تحمل چهار ماه زندان تعليقي به مدت سه سال و ١٥ ضربه شلاق محكوم
كرده بود كه بعد از تجديد نظر حكم شلاق شيوا خيرآبادي به ١٥ ضربه تغيير
داده شد و نهايتا هر دو حكم روز ٢٧ بهمن به آنها ابلاغ و در زندان
سنندج به اجرا در آمد. به گفته يکي از فعالان مدني سنندج در حالي که
اين دو زن در زندان سنندج شلاق مي خوردند، عده اي ديگر از فعالان
کارگري و اجتماعي در بيرون از زندان با گل و شيريني در انتظار آنها به
سر مي بردند. علاوه بر اين دو فعال کارگري مرد اين پرونده به نامهاي
عبدالله خاني و سيد غالب حسيني به ترتيب به نود و يک روز زندان تعزيري
و تحمل چهل ضربه شلاق و همچنين شش ماه حبس تعزيري و تحمل چهل ضربه شلاق
محکوم شده اند و احكام صادره در مورد آنها قرار است به اجرا در آيد.
اشاره كنيم كه سال گذشته نيز احکام شلاق براي چهار نفر از فعالان
کارگري در کردستان به اجرا درآمد.
براستي اگر جمهوري اسلامي طي ٣٠ سال حاكميت خود فقط همين دو قلم
وحشي گري يعني شلاق زدن كارگر به جرم شركت در مراسم اول مه را در
كارنامه خود داشت بايد از جانب كل بشريت محكوم ميشد و به زير كشيده
ميشد. شلاق زدن كارگر به جرم شركت در مراسم روز جهاني كارگر آن هم در
اول قرن بيست و يكم، پا گذاردن روي تمام دستاوردهاي انساني و حقوقي
بشريت تاكنون است. گويي ما در عصر برده داران و خلفا و شاهان و
امپراطورهاي پيش از قرون وسطا زندگي ميكنيم.
براي مصمم شدن كارگران براي انقلاب عليه اين ماشين ارتجاع ضد كارگري
همين دو حكم كافي است. شلاق زدن توهين به بشريت است. شلاق زدن كارگران
به جرم شركت در مراسم اول مه روز جهاني كارگر اما اوج پوسيدگي و
گننديدگي حكومت و ضديت آنرا با ابتدايي ترين معيارهايي كه يك حكومت در
قرن بيست و يكم قاعدتا بايد داشته باشد جلوي چشم همه ميگذارد. اين
احكام در تاريخ اين جامعه و كل تاريخ بشريت به عنوان يك ننگ و يك لكه
سياه ثبت ميشود. اين احكام حكم محكوميت كل طبقه سرمايه دار را تاكيد
ميكند. اين احكام محكوميت نه فقط اين حكومت بلكه كل دولتها و نهادهايي
را كه با اين حكومت مماشات ميكنند تاكيد ميكند. كارگر را به جرم شركت
در اول مه شلاق ميزنند و همين حكومت عضو سازمان ملل است! كارگر را شلاق
ميزنند اما همين حكومت عضو سازمان جهاني كار است! كارگر را به جرم شركت
در مراسم اول مه شلاق ميزنند اما همين حكومت در تمام كشورهاي بورژوايي
سفارت خانه هايش داير است و حكومتها با آن مراودات دپيلماتيك خودرا حفظ
كرده اند! در عين حال همه اين حكومتها مدعي دفاع از ارزشها و حقوق
انساني هستند! شرم بر اين طبقه مرتجعي كه جز با ارتجاع و ضديت با
ابتدايي ترين ارزشهاي انساني قادر به حفظ نظامش نيست.
پاسخ فوري كارگران: برپايي اول مه باشكوه و ميليوني
پاسخ فوري كارگران در ايران به اين احكام سخيف و ضد كارگري، يك چيز
است: برپايي هرچه گسترده تر همين اول ماه مهي كه در پيش است. قطعا
وظيفه همه فعالين كارگري است كه تلاش كنند هزاران و دهها و صدها هزار
تن از كارگران در اول مه امسال به خيابان ها بيايند. جمع شوند. قطعنامه
بدهند. به حاكميت سرمايه داران اعتراض كنند. بايد به ارتجاع عهد عتيقي
سرمايه داران بگويند اگر ميخواهيد شلاق بزنيد بايد جرات كنيد و همه ما
را شلاق بزنيد. از هم اكنون بايد در تدارك برپايي هرچه وسيعتر مراسم
اول مه امسال بود. بايد توده هاي وسيع كارگران را به اهميت برپايي
مراسم اول مه آگاه كرد و آنها را به شركت هرچه وسيعتر در تجمعات اول مه
تشويق كرد.
واقعيت اينست كه روزهايي مثل اول مه و هشت مارس از همان ابتداي به قدرت
رسيدن فسيلهاي حاكم، به موضوع جدال كارگران و نيروي راديكال و چپ جامعه
با حكومت اسلامي سرمايه داران تبديل شده است. ما كارگران و كمونيستها
نگذاشتيم اول مه را قلم بگيرند و حرف خميني امام رذلشان را به قانون
تبديل كنند كه "همه روزها روز كارگر است" كه در واقع معنايش اين بود كه
هيچ روزي روز كارگر نيست. فشار اعتراضات كارگران و نيروي چپ جامعه در
اوايل دهه هشتاد ميلادي پوزه حاكمين را به خاك ماليد. مجبورشان كرديم
"روز جهاني كارگر" را وارد قانونشان كنند (گرچه بعنوان ١١ ارديبهشت و
نه اول مه). مجبورشان كرديم به قدرت كارگران و اهميت اول مه اعتراف
كنند. اما اين جنگ تمام شده نيست. هرسال بايد با آنها جنگيد تا بتوان
اول مه را برگزار كرد. هرسال فشار و تهديد و دستگيري ها و احكام زندان
و دستگيري را در مقابل كارگران ميگذارند. و هر سال ما اول مه را برگزار
كرده ايم. اول مه جايش را در جامعه ايران باز كرده است. اما ما بايد
تلاش كنيم با اول مه اين جنگ را به پايان برسانيم. اين يعني تعطيل رسمي
اول مه و برپايي هرچه وسيعتر اول مه! جمهوري اسلامي ميداند كه روزي كه
كارگران در صفوف ميليوني به خيابانها بيايند و روز جهاني كارگر را برپا
كنند كارش تمام است. بايد برود. و همين به برپايي هرچه با شكوه تر اول
مه اهميتي صد چندان ميدهد. همين باعث ميشود كه برپايي اول مه در ايران
جايگاهي متفاوت از ساير كشورها داشته باشد. در عين حال همين جايي است
كه امكان تعرض بيشتري را به كارگران ميدهد. اگر حكومت مجبور شده است در
برابر روز جهاني كارگر سر خم كند اين يعني ما امكان تعرض داريم.
ميتوانيم توده وسيعي را به خيابانها بكشانيم و تظاهراتهاي هزاران نفره
و صدها هزار نفره بر پا كنيم. رهبران كارگري بايد تلاششان چنين اول ماه
مهي باشد. پاسخ كارگران به احكام شلاق زدن و زنداني كردن كارگران چنين
پاسخي است. و امكان دادن چنين پاسخ دندان شكني به حكومت في الواقع وجود
دارد. |