پنجشنبه،  ۲۹  ارديبهشت ۱۳۸۴ -  ۱۹ مه ۲۰۰۵

    کارگر کمونيست  ۹

               اي ميل:  kargar_komonist@yahoo.com

     سايت:  www.wpiran.org/kk-index.htm

کار را ما ميکنيم، پول را آنها ميبرند!

مصاحبه با حسن، کارگر کارخانه فيلور،

در برنامه کارگران و يک دنياي بهتر در کانال جديد

شهلادانشفر: بينندگان عزيز در جريان اعتراضات کارخانه فيلور هستيد. يک خواست اساسي کارگران در اين کارخانه خواست افزايش دستمزدها، حداقل ٤٥٠ هزار تومان بود و کارگران براي اين خواست دست به اعتصاب زدند. ما در اينجا آخرين اخبار را از دوستمان حسن ميشنويم. خيلي به اين برنامه خوش آمديد، اگر ممکن است ما را در جريان آخرين اخبار از اعتصابتان در کارخانه فيلور قرار دهيد؟

حسن: من يکي از کارگران فيلور هستم. از يکماه پيش از عيد تا حالا درگيريم، براي حقوقمان، دستمزدهايمان و براي آينده مان، براي کارگرهاي نسل دوم و سوم. ما فعلا در حال مبارزه هستيم. تقاضاي دستمزد ٤٥٠ هزار تومان را داريم و اين حداقل حقوق ماست که بتوانيم جلوي خانواده مان شرمنده نباشيم. نميشود با اين تورم گفت ٤٥٠ هزار تومان زياد است، نه. ما براي اينکه بتوانيم بقول معروف زندگي را بدون خجالت خانواده به پيش ببريم فعلا تقاضاي ٤٥٠ هزار تومان کرده ايم. فيلور هم تا اينجا زير بار نرفته است. ما کارگران فعلا با هم متحديم. در مقابل، فيلور هم آمده يک قدمي برداشته قبلا تقريبا از اسفند ماه، و آنهم اخراج کارگران استخدامي است. اين کارخانه ٤٥٠ کارگر استخدامي دارد، ٢٠٠ قراردادي دارد، بقيه هم روزمزد هستند. فيلور ميخواهد کلا همه کارگران را روزمرد کند، آنهم با دستمزد کم، با ١٠٦ هزار تومان. با اين کار ميخواستند ميان کارگران اختلاف بيندازند. ولي خوشبختانه کارگران همه باهم هستند. ما همديگر را ول نکرديم و اکنون هم ميخواهيم صندوقي درست کنيم و پولي جمع کنيم و آنهايي که مزدشان واقعا کم است و حقوقشان نميرسد، لنگ نمانند. با اين وضع فعلا پيش ميريم، ببينيم در آينده چه پيش مي آيد. در حال مبارزه هستيم کلا. نه فقط فيلور خيلي از کارخانجات يکي بعد از ديگري وقتي شنيدند در فيلور اين مسايل هست، عين اين حرکات را دارند. اميدوارم کل کارگران ايران با هم همگام شوند. خيلي هم سپاسگزاريم که زحمت ميکشيد، تماس ميگيريد، درد دل ما را گوش ميدهيد. اميدوارم همه مردم بشنوند، درد دل ما را گوش کنند و بدانند که کارگر هم انسان است. چطور است که منجمله نماينده اي که من انتخاب کردم که قدمي براي من بردارد، زندگي اش تامين است، من کارگر نه. چطور است که او نظاره گر است و چرخ مملکت را من دارم ميچرخانم. او نظاره گر است و يک ميليون حقوق ميگيرد. سه ميليون عيدي ميگيرد، اما من بايد ١٠٦ هزار تومان حقوق بگيرم با ١٠٠ هزار تومان عيدي. اين اصلا جور در نمي آيد. در هر صورت اميدوارم آينده را بتوانيم درست کنيم.

شهلا دانشفر: صحبت هاي جالبي داشتيد. من به سهم خودم دست شما و تک تک کارگران فيلور را بگرمي ميفشارم. به نظرم شما پيشتاز يک حرکتي بوديد. کارخانه فيلور با ٢٠٠٠ کارگر با خواست ٤٥٠ هزار تومان پرچمدار اعتراض اين وضع فلاکتبار و دستمزدهاي نازل شد و خواست ٤٥٠ هزار تومان را مطرح کرد و ديديد که چطور اين خواست در اول مه امسال در خيلي جاها طرح شد، از جمله اگر دنبال کرده باشيد، در اخباري که ما اينجا پخش کرديم، در سنندج پرچم هايي که بر روي آن نوشته شده بود ما از خواست کارگران فيلور و کاشان حمايت ميکنيم، کارگران در حمايت از شما بلند کردند. خيليها چشمشان به حرکت شماست، چشم اميدشان به شماست. ميخواهند بدانند اين اعتراض به کجا کشيده ميشود و به نظرم تا الان شما قدمهاي خيلي مثبتي برداشته ايد، همانطور که خودتان گفتيد اين حرکت نه تنها براي خود کارگران فيلور بلکه در سطح کل جامعه مهم است. بخصوص الان که مساله افزايش دستمزدها به يک خواست وسيع و عمومي در ايران تبديل شده است. کارگران کاشان اين را مطرح کردند و بيش از سه هزار امضا جمع کردند، در کرمانشاه الان اين طومار در جريان است، جهت اطلاع شما اين طومار در ميان کارگران پالايشگاه نفت در اصفهان اين طومار در جريان است، در آبادان اين طومار در جريان است. در کشتي سازي صدرا در بهشهر اين طومار طرح شده و ٦٠٠ کارگر آنرا امضا کردند. اين حرکت خيلي مهم است و به نظرم حرکت شما خيلي جاي اميدواري دارد. بويژه تاکيد شما بر اتحاد و همبستگي و تشکيل صندوق همبستگي مالي، ما با تمام قوا از اين صندوق حمايت ميکنيم. ما قبلا هم صندوق حمايت از اعتصابات کارگران در ايران را اعلام کرديم، من خودم اين صندوق را اعلام کردم. و آنموقع ما توانستيم کمک هايي برسانيم به کارگران در بهشهر. همينطور در هنگاميکه کارگران نساجي کردستان اعتصاب باشکوهي را به پيش ميبردند ما اين صندوق را اعلام کرديم. اما سوال ديگر من از شما اينست که شما اين خواست و اين حرکت را به چه شکلي به پيش برديد، ِميخواستم تجربه خودتان را با کارگران ديگر در ميان بگذاريد.

حسن: برج ١١ در سال ٨٣ وقتي ميخواستند پاداش بدهند، آمدند در پاداش ما دستکاري اي کردند و تبعيضي قائل شدند. گفتند استخداميها را بعد از عيد کلا اخراج ميکنيم و به جاي آنها کارگر روزمزد ميگيريم. ما اين حساب را کرديم که آيا سنوات ما در سال چقدر ميشود. آنها اول گفتند سه ماه سنوات حساب ميکنيم و بعد گفتند يک ماه. در صورتيکه حقوق بيمه کارگر حداکثر ٢٠٠ هزار تومان است اما از اين طرف سنوات و بيمه ميگيرد. اينها توليد را در نظر نميگرفتند و توليد را در بيمه منظور نکردند. روي اين توليد و ميزان دستمزد اختلاف بلند شد. ما ميگفتيم به اندازه توليدي که انجام ميگيرد بايد به ما پول بدهيد. اينها مخالفت کردند. روي همين موضوع اختلاف بالا گرفت. اينها در کارخانه را بستند. ما درب کارخانه را به زور باز کرديم و رفتيم تو. کار هم نبود و ما کار هم نکرديم. ميگفتند توليد کنيد و ما گفتيم توليد نميکنيم. تکليف ما را روشن کنيد تا توليد کنيم. از همانجا اعتراض شروع شد. ما گفتيم دستمزد ما اينقدر است. امروز تورم بالاست و بايد اين را به ما بپردازيد. همين موقع بود که يک دو نفر از کارگران را نيز گرفتند. اعتراض ما اين بود که، چرا رهبر مملکت، حالا مزد و درآمدهاي ديگرشان را کاري نداريم ولي چرا از هر ماشيني که در کارخانه ايران خودرو توليد ميشود و بفروش ميرسد يک ميليون به حساب ايشان ميرود. کارگر ايران خودرو در ناسيونال کار ميکند، اما از هر ماشين يک ميليون به حساب ايشان ميرود. مگر من با ايشان چه فرقي دارم. ايشان يک شغلي دارد رهبر مملکت است، خيلي خوب. بايد زندگي اش زياد تر از من باشد، خيلي خوب بحثي نيست، اما نه اينقدر. ايشان و يا کسان ديگر، منجمله نمايندگان، نماينده اي که امروز دارد آنقدر حقوق ميگيرد و بقول شما يک شغل هم ندارد اما از چند جا دارد حقوق ميگيرد و عيدي آش هم آنقدر است. کار را من دارم ميکنم پول را او دارد ميبرد. ما گفتيم که حداقل حقوق کارگر بايد ٤٥٠ هزار تومان باشد، و اين خواسته ماست. يکسري مامور ريختند، يکسري گروه ضربتي ريختند، خواستند ما را عقب برانند اما هر کاري اينها کردند ما گفتيم مي ايستيم. بقول معروف گفتيم يا زنگي زنگي يا رومي رومي. يکجا بايد شروع شود. حالا ما نه، ولي بچه هاي ما بايد فردا بتوانند زندگي کنند. بايد پايه اي گذاشته شود که بتوانند در آينده زندگي کنند. ما هم بشريم حالا يا همه ما را ميکشيد و يا حقمان را ميدهيد. ما جز حقمان چيز ديگري نخواستيم. اين خواستهاي ما بود از اينجا شروع شد و تا اينجا ما پيش هستيم. اينها سعي ميکنند واسطه جلو بياندازند و بنوعي موضوع را فيصله دهند اما ما بر روي خواستهايمان هستيم و ما خواهان ٤٥٠ هزار تومان هستيم.

شهلا دانشفر: صحبت جالبي است. کار را ما ميکنيم. پول را آنها ميبرند.

حسن: واقعا همينطور است، شما هم گفتيد، کار را ما ميکنيم اينها پول را ميبرند.

شهلا دانشفر: بطور واقعي هر وقت صحبت از حقوق کارگر ميشود اينها از خط فقر حرف ميزنند، از سبد هزينه کارگر صحبت ميکنند و تازه با وجود اينکه ميگويند خط فقر ٣٠٠ هزار تومان است، دستمزد کارگر را ١٢٢ هزار تومان اعلام ميکنند. اما امروز کارگر ميگويد چرا دستمزد من اينقدر است؟ چرا نماينده مجلس ٦٠ ميليون و چرا کارفرما اينقدر پول ببرد و من کارگر اين سهم را نبايد داشته باشم. ولي سوال ديگر من اينست که آيا همه اين مسائل را در مجمع عمومي بحث ميکنيد و تصميم ميگيريد؟ شکل کارتان چگونه است و همينطور براي پيشبرد اعتراضتان به جلو چه برنامه هايي در دستور داريد؟

حسن: ما اين کار را دنبال خواهيم کرد. ما داخل خودمان متحد هستيم. ما که نميخواهيم مملکت را زير و رو کنيم. ميان خودمان نماينده انتخاب کرديم. داريم صندوق همبستگي مالي درست ميکنيم و کلا با هم هستيم و با هم حتما به نتيجه مثبتي خواهيم رسيد. و من صحبت ديگري ندارم.

شهلا دانشفر: اما پيام شما به کارگران ديگر چيست؟ چه انتظاري از کارگران در کارخانجات ديگر و بينندگان اين تلويزيون داريد؟ خوشخال ميشوم به عنوان آخرين صحبت، پيام شما را خطاب به کارگران ديگر بشنوم؟

حسن: پيام من به کارگران اينست که حقتان را صحبت کنيد بگيريد. ترس نداشته باشيد. اگر ما بخواهيم ترس داشته باشيم و هر دقيقه و هر ساعتي ٤ تا گروه ضربتي بيايد و ما را به عقب نشيني وادار کند، همين است که هستيم، خواهد بود. يک برده خواهيم بود. اگر ميخواهيد برده باشيد دهن باز نکنيد. اگر ميخواهيد آزاده باشيد، اي کارگر عزيز تو داري زحمت ميکشي، هر جا در هر کشوري فرقي نميکند، کارگر دارد زحمت ميکشد، حقش را بايد به او بدهند. اگر نميدهند بايد دهن باز کند حقش را بگيرد. نبايد بترسد. ترسي نداشته باشند. با هم متحد باشند. تک تک نميشود کاري کرد. بايد با هم کلا متحد باشند، ترس نداشته باشند که حقشان را بهشان بدهند. والا کسي حقشان را بهشان نميدهد. هيچ سرمايه داري نيامده که حق کسي را با دست خودش بدهد. او برده ميخواهد، او ميخواهد کارگر برده باشد، هيچي نگويد. کارگر بايد حق خود را بخواهد، کل کارگران بايد با هم باشند. کارگر بايد حقش را بخواهد و ترس نداشته باشد. اگر بترسد بايد بردگي کند. اين پيام من به کارگران است.

شهلا دانشفر: با تشکر از شما، اميدوارم که باز هم با ما تماس بگيريد، از ادامه حرکتتان، از پيشروي هايتان، از اخبار اعتراضاتتان، از دقايق آنچه که در أنجا ميگذرد ما را مطلع کنيد. ما هم سعي ميکنيم صداي اعتراض شما را در سطح جامعه و در سطح بين المللي منعکس کنيم. با تمام قوا از شما حمايت ميکنيم. از صندوق اعتصاب شما حمايت ميکنيم. حتما آنرا تشکيل دهيد ما پشت اين حرکت هستيم. خيلي خوشحال شديم در اين برنامه شرکت کرديد.