کارگر کمونيست

 شماره ۴ -  بهمن ۱۳۸۲،  فوريه ٢٠٠۴
Email:  kargar_komonist@yahoo.com
Fax:  001 309 404 1794
 
 
عقب نشينى رژيم فقط با تعرض متحدانه کارگران ممکن است!
مصاحبه با شهلا دانشفر و کاظم نيکخواه درباره پتروشيمى
 

کارگر کمونيست: مبارزات و اعتراضات کارگران پتروشيمى مدتهاست به اشکال مختلف ادامه دارد. اين اعتراضات مشخصا بر سرچيست؟ دولت چکار ميخواهد بکند، کارگران چه ميگويند؟

شهلا دانشفر: اعتراضات کارگران پتروشيمى بدنبال نامه مهرماه غلامرضا نعمت زاده مدير عامل شرکت ملى صنايع پتروشيمى به وزير نفت در مورد واگذارى واحدهاى پتروشيمى اى که کمتر از ٥٠ درصد سهام آنها به صنعت نفت تعلق دارد، به بخش خصوصى و عدم مسئوليت صنعت نفت در قبال کارکنان آنها بر پاشد. اين اعتراضات در ٥ آبانماه شروع شد وچهار شرکت پتروشيمى اراک، آبادان، خارک و اصفهان را در بر گرفت و هنوز نيز ادامه دارد. کارگران پتروشيمى که تعداد آنها در اين مجتمع ها به حدود ٥ هزار نفر ميرسد به لغو يک جانبه قراردادهاى شغلى خود با صنعت نفت اعتراض دارند و خواهان تضمين امنيت شغلى خود در صنعت نفت هستند. کارگران همان موقع اعلام کردند که ما ماشين نيستيم که به همراه کارخانه منتقل شويم. ما کارگريم و حق و حقوق و قراردادهاى خود را دنبال ميکنيم" بنابراين مساله پتروشيمى برميگردد به اجراى خصوصى سازيها در صنعت نفت و صنايع وابسته به آن. اجراى اين سياست تحت عنوان اصلاح ساختار صنعت نفت در آغاز سال ٧٧ به تصويب دولت رسيد. دولت در همان موقع اعلام کرد که هدف آن از اجراى اين طرح کاهش هزينه هاى توليد، سودآور کردن آن و نيز کم کردن هزينه هاى دولت است و آشکارا از مازاد بودن ٤٠٠٠٠ کارگر در صنعت نفت و صنايع وابسته به آن سخن گفت.

طى اين سالها اجراى اين طرح بطور خزنده به پيش رفت و اکنون شتاب بيشترى بخود گرفته است. اين خصوصى سازيها در صنعت نفت هم اکنون در بخشهايى به اجرا گذاشته شده است. در پالايشگاه آبادان کارگران با سابقه سنوات بالا با وعده واگذارى خانه هاى سازمانى در اختيار آنها با شرايط مناسبتر وادار به بازنشستگى پيش از موعد شدند و کارگران جوانتر با قول پرداخت سنوات خدمت و تسهيلات براى تامين مسکن بازخريد اجبارى کردند. همين سياست را در رابطه با شرکتهاى وابسته به نفت با شرکتهاى گاز ملى، گاز آغاجارى و کارکنان بخش خدمات و اکتشاف بکار بردند. در پتروشيمى نيز توضيح دادم که کار از کجا و چگونه از سر گرفته شد. اينکه دولت ميخواهد چه بکند و ريشه اصلى اين خصوصى سازيها چيست ، به نظر من علت را بايد در بحران اقتصادى رژيم جستجو کرد. بنا به گزارشها، دولت هم اکنون با يک کسر بودجه بزرگ دوهزار ميليارد ريالى روبروست و ظاهرا ميخواهد با فروش و به حراج گذاشتن سهام کارخانجات بزرگ بخشى از اين کسر بودجه را تامين کند. از همين رو امروز به سراغ صنعت نفت رفته است. در واقع رژيم ميکوشد بار بحران و تنگناى اقتصادى خود را به دوش کارگران بيندازد وخصوصى سازيها امروز در واقع اسم رمزى براى بيکارسازيهاى وسيع در کارخانجات و تحميل فقر و تنگدستى بيشتر به کارگران است. اما واقعيت اينست که بحران اقتصادى در ايران با بحرانى سياسى در هم تنيده شده و جدايى پذير نيست و عامل اصلى آن خود جمهورى اسلامى است. بويژه در اوضاع سياسى امروز و گسترش هر روزه اعتراضات مردم اين بحران ابعاد جدى ترى بخود گرفته است. از همين رو روند خصوصى سازيها در ايران با آنچه که ما در کشورهاى غربى و در سطح جهانى تحت عنوان عقلايى کردن توليد ديده ايم متفاوت است. اجراى سياست خصوصى سازيها امروز در ايران از سوى جمهورى اسلامى عملا تلاشهايى براى بقاء و وقت خريدن است. تعقيب اين سياست است که امروز بصورت به مزايده و مناقصه گذاستن سهام کارخانجات در ميان خوديها و آقازاده ها دارد به اجرا گذاشته ميشود و چيزى جز دزدى و بچاپ بچاپ نيست. در اين ميان اين کارگران هستند که آسيب ميبينند و زندگى و معيشتشان مورد تهاجم قرار ميگيرد. هر بخش از صنعت نفت به پيمانکارى واگذار شده و کارگران بين وزارت نفت و شرکت هاى مختلف خصوصى پاسکارى ميشوند. کارگران شاغل را از کار بيکار ميکنند به آنها فشار مى آورند که يا بازخريد اجبارى شوند و يا به بازنشستگى پيش از موعد تن دهند و به جاى آنها کارگران قراردادى را با کمترين حقوق و مزايا بکار ميگيرند. در برابر اجراى اين سياست هاست که ما امروز شاهد مقاومت و مبارزه کارگران مجتمع هاى پتروشيمى و شرکتهاى وابسته به صنعت نفت هستيم. مبارزاتى که نزديک به سه ماه است تداوم دارد.

کارگر کمونيست: با اين طرح تاکنون در صنعت نفت چه تغييراتى صورت گرفته است؟

کاظم نيکخواه: من اول نکته اى را ميخواهم به صحبت هاى شهلا دانشفر اضافه کنم. دقيقا همينطور است که با اين خصوصى سازيها حاج آقاها و گرگهاى ريز و درشت متصل به حکومت که طى چند سال اخير از قبل بالا کشيدن دارايى هاى دولتى و غير دولتى ميلياردر شده اند، دارند با چنگ انداختن بر مالکيت رسمى اين سرمايه ها موانع حقوقى را هم کنار ميزنند تا دست بازترى در دزديهايشان و يکه تازيهايشان داشته باشند. آنچه "بخش خصوصى" ناميده ميشود در واقع همين ها هستند که با اين سياست پوشش شرعى و قانونى اى براى چنگ انداختن روى صنايع دولتى را بدست آورده اند. اما نکته اى را که ميخواهم اضافه کنم اينست که توجيه و سياست رسمى پشت اين خصوصى سازيها و اخراجها سود آور کردن و انطباق دادن صنايع ايران و مشخصا صنعت نفت و پتروشيمى با سياستهاى "سازمان تجارت جهانى" و بالابردن قدرت رقابت اين صنايع در بازار جهانى است. ميگويند صنعت نفت و مشخصا پتروشيمى ها دارند سوبسيد ميگيرند و سودآور نيستند. ميگويند کارگر بطور متوسط روزى دو ساعت کار ميکند. قبلا ميگفتند ٤٠ هزار نفر در صنعت نفت مازاد هستند. الان ميگويند ١٠٠ هزار نفر مازادند. بطور مشخص در مورد پتروشيمى ها ميگويند ٥٠ يا ٦٠ درصد نيروى کار اين مجتمع ها اضافى است. بحثشان اينهاست. حکومت اسلامى نميتواند و جرات ندارد مستقيما برود سراغ کارگران و بگويد ما ميخواهيم ٤٠ هزار نفر يا صد هزار نفر را اخراج کنيم و غيره. با خصوصى سازيها راهى پيدا کرده اند که قراردادهاى کارگران را به بهانه تغيير وضعيت حقوقى کارخانه ها و شرکتها، لغو کنند و بعد شروع کنند به اخراج و بازخريد اجبارى و بازنشسته کردن قبل از موعد و غيره.

اما اينکه تاثيرات اين سياست تا اينجا چه بوده بطور خلاصه بايد بگويم در صنعت نفت کشاکشى بين کارگران و مديريت و مقامات جمهورى اسلامى چند سال است در جريان است. عملا مقابله با اين وضعيت بخش مهمى از طبقه کارگر ايران يعنى کارگران نفت را مشغول کرده است. کارگران با اعتراضات و اعتصابات خود تا حد زيادى جلوى اين سياست را سد کرده اند. اما همين حدى که تا کنون پيش رفته نيز کم نيست. بخشهايى از کارخانجات و شرکتهاى وابسته به صنعت نفت را عملا از چند سال پيش و در واقع از همان سال ٧٨ خصوصى کرده اند. تاکنون در نتيجه اين طرح دهها فروشگاه زنجيره اى تعطيل شده، شرکتهاى خدماتى يا تعطيل شده اند يا به بخش خصوصى منتقل شده اند، پتروشيمى آبادان را چند سال پيش خصوصى کردند و در مقابل اعتراض کارگران آن موقع گفتند شما زير چتر قوانين صنعت نفت باقى خواهيد ماند و طرف شما دولت و صنعت نفت است. اما الان مديريت صنعت نفت و پتروشيمى با وقاحت ميگويند وضعيت شما به ما ربطى ندارد، ما خبر نداريم که آنجا چه ميگذرد و غيره. "شرکت سهامى ملى گاز"، و "شرکت پشتيبانى و خدمات صنعت نفت" به پيمانکاران مختلف واگذار شده است و بخشهايى از آن عملا تعطيل شده است. بسيارى از شرکتها و کارخانه هاى وابسته به صنعت نفت با کارکنانشان به بخش خصوصى منتقل شده اند. در اين قسمتها بيشتر کارگران قراردادى بوده اند و در نتيجه اين کارگران يا اخراج شده اند يا ناچار شده اند به شرايط کارى بسيار سخت ترى در شرکتهاى خصوصى تن بدهند. در پيشبرد اين سياستها دهها هزار کارگر تاکنون بيکار شده اند. نحوه بيکار کردن البته بسته به سابقه کار و قراردادهاى کارگران متفاوت بوده است. و سعى کرده اند که کارگران را تکه تکه کنند و ميان آنها تفرقه بيندازند و در قبال هر بخش از کارگران به نحو معينى برخورد کنند. کارگرانى را که چند سال سابقه کار داشته اند زير فشار گذاشته اند که خود را بازخريد کنند و مسن تر ها را به بازنشستگى پيش از موعد کشانده اند. کارگران قراردادى و يا جوان تر ها را که به اصطلاح "سنوات خدمتشان" پايين بوده عملا تا آنجا که توانسته اند اخراج کرده اند. نکته جالب توجه در اين رابطه اينست که مساله اينطور نيست که اتفافى که دارد مى افتد فقط اخراج و بازخريد است. بلکه صنعت نفت و همين پتروشيمى ها در عين حال طى همين سالها مشغول استخدامهاى جديد بوده اند. کارگر با سابقه را به نحوى دست به سر ميکنند و نيروى کار جوان تر و ارزان ترى را با قراردادهاى موقت و مزايا و حقوق بسيار پايين تر بکار ميگيرند.

کارگر کمونيست: آيا بين اين سياستها در پتروشيمى و صنعت نفت با کل سياست خصوصى سازيهاى حکومت که از چندين سال پيش شروع شد تفاوتى وجود دارد؟

شهلا دانشفر: دقيقا همين کشيده شدن دامنه سياست خصوصى سازيها به صنعت نفت بعنوان يک بخش کليدى در اقتصاد جامعه و در مبارزات کارگران يکى از تفاوتهاى خصوصى سازيهاى امروز نسبت به قبل است. بعلاوه شتاب اجراى اين سياست و شرايط سياسى امروز ويژگى هاى متفاوتى به خصوصى سازيها در پتروشيمى ميدهد. شايد لازم باشد در ابتدا مختصرى به سابقه اجراى خصوصى سازيها اشاره کنم. مشخصا از سال ٧٢ و رياست جمهورى رفسنجانى اساس سياست اقتصادى دولت تعيين تکليف جدى تقابل سرمايه دارى خصوصى و دولتى به نفع مکانيسم بازار و کنار گذاشتن اقتصاد دولتى بود. معنى عملى آن نيز برداشتن موانع ادارى موجود بر سر اقتصاد بازار و برقرارى و تحکيم رابطه با غرب بود. در همين سال بود که طرح تعديل نيروى انسانى در کارخانجات به اجرا گذاشته شد و متعاقب آن صدها هزار کارگر در معرض بيکارسازى قرار گرفتند و کارخانجات و مراکز توليدى بسيارى به تعطيلى کشيده شد. همچنين فروش سهام کارخانجات به بخش خصوصى نيز در دستور کار دولت قرار گرفت. اما اجراى سياست اقتصادى دولت رفسنجانى نتوانست بار بحران رژيم را کاهش دهد و شناور شدن نرخ ريال بر ابعاد تورم و افزايش قيمت ها به نحو سرسام آورى افزود و شدت يافتن بحران اقتصادى رژيم سياست اقتصادى دولت رفسنجانى را با شکست مواجه کرد. بعد از آن پيشبرد سياست خصوصى سازى ها شکل بسيار کند و خزنده اى بخود گرفت. اما از سال ٧٨ دوباره اين سياست فعال شد و سراغ صنايع بزرگ مثل صنعت نفت رفتند و طرح اصلاح ساختار صنايع فلز را هم در دستور گذاشتند. البته همانطور که اشاره شد سال ٧٧ خصوصى سازى بخشهاى نفت را رژيم در دستور گذاشت اما چون با مقاومت کارگران و اعتراضات وسيع مواجه شد آنرا معلق گذاشتند و بعد در سال بعد بطور خزنده دوباره دست به کار اجراى آن شدند. امروز رژيم در واقع به سيم آخر زده است. راهى ديگر براى آن باقى نمانده است. بحران اقتصادى و سياسى آن ابعاد جدى اى بخود گرفته است. همانطور که قبلا نيز گفتم خصوصى سازيهاى امروز تلاشى است از سوى رژيم براى بقاء، براى پر کردن کسر بودجه کلانى که با آن مواجه است و در کنار آن دزدى و بچاپ بچاپ و بالاکشيدن سرمايه هاى افسانه اى از سوى سران رژيم و آقازاده هاست. خود همين به سياست خصوصى سازيهاى رژيم شتاب و ويژگيهاى متفاوتى ميدهد. امروز تامين اجتماعى و بنياد مستضعفان بزرگترين سرمايه داران و سهامداران هستند که سپرده هاى کلانى در بانک هاى جهانى دارند. صاحبان اين نهادها نيز روشن است که چه کسانى هستند. از سوى ديگر اوضاع سياسى امروز ايران است. فضاى اعتراضى در جامعه رژيم را در مخمصه جدى اى قرار داده و کشيده شدن و شتاب پيدا کردن خصوصى سازى ها در پتروشيمى و در صنعت نفت که يک بخش کليدى در اقتصاد ايران است به اين مساله جايگاه ويژه ترى داده است و همه اينها تفاوتهايى است که امروز خصوصى سازيها در پتروشيمى را با اجراى اين سياست در گذشته متمايز ميکند تا حدى که امروز ميبينيم اين موضوع و مبارزات کارگران پتروشيمى توجه کل جامعه را به خود معطوف کرده است.

کارگر کمونيست: تا چه حد ممکن است جمهورى اسلامى موفق به پياده کردن اين سياست در صنعت نفت بشود و تاثيرات و عوارض آن بر وضعيت اين بخش از کارگران چه خواهد بود؟

کاظم نيکخواه: همانطور که قبلا اشاره کردم جدال و کشاکش جدى اى ميان حکومت و کارفرمايان از يک طرف و کارگران از سوى ديگر در اين چند سال بر سر پياده کردن اين سياستها در جريان بوده است. که يک نمونه مهم آن همين مبارزه سه ماهه کارگران پتروشيمى است که همچنان ادامه دارد. اينکه دولت موفق به پياده کردن سياست خصوصى سازيها به همان مفهومى که شهلا دانشفر مطرح کرد بشود يا نه بستگى به نتيجه اين جدال و اين کشاکش دارد. کارگران ميدانند و لمس ميکنند که خصوصى سازيها فقط تغيير کارفرماى دولتى با کارفرماى خصوصى نيست. بلکه پاساژى است که قرار است در آن سر کارگر را ببرند، دهها هزار نفر را بيکار کنند، کارگران حق طلب و معترض را تصفيه کنند، مزاياى کارگران را بزنند، شرايط کار را سخت تر کنند، و بسيارى تهاجمات ديگر به حقوق کارگران در اين وسط قرار است انجام شود که در شرايط معمولى براى دولت و کارفرمايان يا عملى نيست يا ساده نيست. قرار است حتى قدرت کارگر نفت در جامعه را از او بگيرند و صنعت نفت را به چندين کارخانه و مجتمع با سياستهاى متفاوت و بيربط به هم تکه پاره کنند. فکر ميکنم کارگران همه اينها را ميدانند و به همين دليل ايستاده اند، مقاومت و اعتصاب و اعتراض ميکنند و اعتراضات به شکلهاى مختلف ادامه دارد. آيا بالاخره دولت موفق ميشود اين سياستها را پياده کند؟ بايد ديد نتيجه اين مبارزه و اعتصابات و اعتراضات معينى که در جريان است به کجا ميرسد. بستگى دارد به اينکه آيا کل کارگران صنعت نفت متحدانه و با يک موضع تعرضى و با خواستهاى روشن و اثباتى وارد مبارزه ميشوند يا اجازه ميدهند که حکومت سرمايه داران همان طور که کمابيش تا حالا اتفاق افتاده اول سراغ خدمات و اکتشاف و پشتيبانى برود، بعد سراغ پتروشيمى ها برود بعد سراغ بخشهاى ضعيف تر کارگرى برود و تکه تکه از صنعت نفت بکند و پراکنده کند. مبارزه کارگران نفت و پتروشيمى در اين رابطه عليرغم نقطه قوتهاى بسيار جدى و غير قابل انکار تاکنون حالت دفاعى داشته است. هنوز کل کارگران نفت دخالتى در اين جدال نکرده اند. و همين ها باعث ميشود که عليرغم ايستادگى محکم کارگران پتروشيمى ها و بويژه پتروشيمى اراک که بيش از سه ماه است ادامه دارد، مقامات پتروشيمى در برابر خواستهاى کارگران شانه بالا بيندازند. دولت و دست اندرکاران بالاى پتروشيمى در روزهاى اول شروع اين اعتصابات و اعتراضات واقعا دست و پايشان را گم کردند. معاون پتروشيمى (شخصى بنام بخشيان) نامه داد و نامه نعمت زاده رئيس پتروشيمى را پس گرفت و گفت هيچکس به بخش خصوصى منتقل نميشود. اما الان با مشاهده اينکه کارگران نفت در اين جدال دخالتى نکرده اند، اينها دارند با وقاحت ميگويند "اخراج و کم کردن نيروى کار نشانه رشد يک صنعت است" و نعمت زاده دوباره سروکله اش در روزنامه هاى دولتى پيدا شده و ميگويد "واحدى که به بخش خصوصى منتقل ميشود با همه چيزش از جمله پرسنلش منتقل ميشود و اين کارگران ديگر در استخدام پتروشيمى نيستند" و اراجيفى از اين قبيل. جاى تعرض متحدانه کارگران به اين جانواران کثيف خاليست. کارگران پتروشيمى تاکنون تواناييها و ظرفيتهاى بالايى در مقابله با سياست اخراج و خصوصى سازيها را از خود نشان داده اند. عملا هر هفته دارند جمع ميشوند و در برابر چشم مقامات پتروشيمى مجمع عمومى شان را تشکيل ميدهند و بطور جمعى تصميم ميگيرند و مبارزه شان را سازمان ميدهند. حمايت کارگران نفت و ساير کارگران از اين مبارزه و تعرضى تر شدن اين مبارزه ميتواند بطور قطع پيروزى اين مبارزه را تضمين کند. بويژه بايد در نظر بگيريم که اوضاع سياسى در جامعه به زيان جمهورى اسلامى و به نفع کارگران است. فضاى اعتراضى و مبارزاتى بالايى در سطح جامعه وجود دارد که کارگران هم بخشى از آن هستند. کلا موقعيت داخلى و بين المللى حکومت بسيار ناجور است و اين به کارگران امکان ميدهد که در مقابله با حکومت بتوانند دست به تعرض بزنند و حقوق خود را بگيرند.

کارگر کمونيست: نتايج اعتراضات مداوم کارگران پتروشيمى در خارک، اراک، اصفهان و آبادان چه بوده، جمعنبدى تان از اين دور مبارزه کارگران چيست؟

شهلا دانشفر: مبارزه کارگران مجتمع هاى پتروشيمى هنوز ادامه دارد و کارگران اعلام کرده اند که تا هنگاميکه به خواست خود مبنى بر لغو بخشنامه دولت و باقى ماندن آنها در استخدام صنعت نفت و حفظ امنيت شغلى شان دست نيابند به مبارزاتشان ادامه خواهند داد. رژيم نيز ميکوشد از يکسو با دادن وعده و وعيد و از سوى ديگر با ايجاد تفرقه در ميان کارگران و وادار کردن بخش هايى از آنان به بازخريد اجبارى و بازنشستگى پيش از موعد، براى خود فرصت بخرد و با فرسوده کردن کارگران طرح خود را بطور خزنده به اجرا بگذارد. اينکه رژيم تا چه حد موفق خواهد شد سياستهاى خود را در قبال اين کارگران به پيش ببرد کاظم نيکخواه در سوال قبل به آن پاسخ داد. به نظر منهم اعتراضات پيگيرانه کارگران پتروشيمى تا هم اکنون توانسته عقب نشينى هايى را به دولت تحميل کند و رژيم را در فشار جدى قرار داده است. طبعا نتيجه اين کشاکش و اين مبارزات بستگى به چگونگى ادامه مبارزه دارد و اينکه چقدر کارگران ميتوانند تاکتيکهاى رژيم و مقامات پتروشيمى را خنثى کنند. منهم فکر ميکنم دخالت کارگران بخشهاى ديگر صنعت نفت در اين مبارزه و حمايت از کارگران پتروشيمى خيلى مهم است. همينطور طرح خواستهاى تعرضى و حفظ اتحاد کارگران بسيار مهم است.

اما اگر بخواهم جمعبندى اى از اين دوره مبارزات کارگران پتروشيمى بدست بدهم لازمست به جنبه هاى مختلفى از اين اعتراضات از جمله اشکال اعتراضى کارگران، اتحاد و سازمانيابى کارگران در دل اين اعتراضات و جايگاه مبارزات کارگران پتروشيمى در اوضاع سياسى امروز اشاره کنم. واقعيت اينست که سه ماه مبارزه کارگران پتروشيمى هم به لحاظ اشکال مبارزه و هم اشکال سازمانيابى اعتراضاتشان تا همينجا قدمهاى بسيارى به جلو برداشته و الگوهاى مناسبى بدست داده اند. اين مبارزات از اعتصاب کارگران پتروشيمى اراک شروع شد و بسرعت به مجتمع هاى پتروشيمى خارک و آبادان و اصفهان کشيده شد و در ادامه خود به حرکت متحد اين چهار مجتمع و اعزام نمايندگانشان به مجلس براى پيگيرى خواستهايشان و تهديد آنها به مبارزه اى متحد انجاميد. همچنين در مبارزات کارگران پتروشيمى مجمع عمومى کارگرى بعنوان ظرف اتحاد و تشکل کارگران جايگاه تعيين کننده اى يافت. اعلام هر سه شنبه مجمع عمومى کارگرى در سالن نهار خورى از سوى کارگران پتروشيمى اراک و تبديل اين مجامع به محل اتحاد و تصميم گيرى براى ادامه اعتراض گامى مهم در تثبيت مجامع عمومى منظم کارگرى به دولت وکارفرمايان و نشان دادن راه عملى متشکل شدن به کارگران در سطح جامعه بود. به اين ترتيب کارگران پتروشيمى در جريان حرکت و مبارزاتشان متحد تر و متشکل تر بيرون آمده و اين نشان دهنده بلوغ و پختگى رهبران کارگرى ايست که در راس اين حرکت قرار دارند. همچنين يک جنبه جالب ديگر اعتراض کارگران پتروشيمى تبديل تصميم به اعتصاب غذاى جمعى از کارگران در پتروشيمى اراک به اجتماع پر سر و صداى بيش از هزار کارگر در سالن غذاخورى اين مجتمع بود. در اين حرکت اعتراضى هر هفته سه روز اجتماع در سالن غذا خورى و برپايى مجمع عمومى در روزهاى سه شنبه اتحاد بالايى در ميان کارگران اين مجتمع بوجود آورد و صداى قاشقهاى اعتراض کارگران که بر ظروفشان ميکوبيدند در رسانه هاى دولتى نيز سر و صدا بر پا کرد.

از سوى ديگر سه ماه اعتصاب و مبارزه در مجتمع هاى پتروشيمى، سه ماه پافشارى و مقاومت کارگران پتروشيمى بر سر خواستهايشان امروز جايگاه مهمى به اعتراضات آنان در ميان کارگران نفت و در سطح جامعه داده است. مبارزات کارگران پتروشيمى بر روى فضاى اعتراض در صنعت نفت و در ميان هزاران کارگر ديگرى که امروز با مساله بيکارسازيها درگيرند تاثير گذاشته و به مبارزات آنان شدت داده است. کارگران پتروشيمى امروز با مبارزات خود در راس مبارزه عليه بيکارسازيها قرار گرفته اند و در مقابل آنان الگو قرار داده است. واقعيت اينست که مبارزات کارگران پتروشيمى تا هم اکنون توانسته است بر توازن قواى سياسى جامعه و بر روى مبارزات ديگر بخش هاى جامعه تاثير گذارد و در اذهان جامعه جايگاه سياسى مهمترى پيدا کند. امروز وقتى از اعتراضات کارگران پتروشيمى صحبت ميشود بلافاصله چشمها بطرف کارگران نفت ميچرخد. بار ديگر خاطره نقش کارگر نفت در انقلاب ٥٧ و شعار "کارگر نفت ما رهبر سرسخت ما!" در اذهان همه زنده ميشود و در دل توده هاى وسيع مردمى که از وجود اين رژيم جانشان به لب آمده و براى سرنگونى آن عزم جزم کرده اند نور اميدى مى دمد. به نظر من تظاهرات ١٦ آذر دانشجويان و پلاکاردهايشان در حمايت از مبارزات کارگران پتروشيمى و اعتصابات کارگرى به روشنى جايگاه واقعى مبارزات کارگران پتروشيمى در جامعه را نشان داد. دانشجويان در اين روز با پيام همبستگى خود به کارگران پتروشيمى در واقع انتظار خود را از کارگر نفت و طبقه کارگر بعنوان ستون انقلاب اعلام ميکردند. من ميخواهم از اين صحبت ها چنين نتيجه بگيرم که مبارزات کارگران پتروشيمى موقعيت کنونى طبقه کارگر را به لحاظ سياسى تغيير داد و ١٦ آذر امسال منعکس کننده اين تغيير بود. اگر با اين تصوير به جايگاه و اهميت مبارزه کارگران پتروشيمى نگاه کنيم و کارگران کمونيست و رهبران کارگرى اى که در راس اين اعتراضات قرار دارند با همين تصوير به اين مبارزات نگاه کنند طبعا به من حق خواهند داد که بگويم امروز کارگران پتروشيمى در موقعيت بسيار مناسبى براى پيشبرد مبارزاتشان و براى به کرسى نشاندن خواستهايشان قرار دارند.

کارگر کمونيست: کارگران در مقابل بيکارسازيها روى چه خواستها و مطالباتى لازم است تاکيد کنند و براى آن مبارزه کنند؟

کاظم نيکخواه: طبعا جدال فورى بر سر به زير سوال بردن امنيت شغلى کارگران، اخراجها و بيکارسازيهاست و فورى ترين مساله اى که مطرح ميشود اينست که کارگر با چه خواستى بايد به مقابله با اين اخراجها و بيکارسازيها دست بزند. در مقابل اين مساله کارگران بر تضمين امنيت شغلى شان تاکيد دارند و اين خواست را ميشود و بايد با خواست روشن و مشخص "ممنوعيت اخراج توسط کارفرمايان" بطور همه جانبه ترى طرح کرد. بعلاوه در اين رابطه بيمه بيکارى مکفى براى همه افراد آماده بکار نيز يک خواست مهم است. کارگرى که از يک طرف مدام شمشير اخراج بالاى سرش قرار داشته باشد و از طرف ديگر اخراج شدن و بيکار شدن برايش به معناى بى مسکن شدن، گرسنه ماندن، فقر و پرت شدن به حاشيه جامعه باشد، روشن است که اسير دست کارفرما ميشود و ناچار ميشود محتاط باشد. نکته مشخص ديگر که در صنعت نفت مطرح است مساله کارگران "موقت" است. در اين رابطه يک خواست ديگر کارگران استخدام رسمى همه کارگران در چارچوب قراردادهاى جمعى و عادلانه است که بايد با نمايندگان منتخب کارگران منعقد شود. الان در خيلى جاها و مشخصا در صنايع جانبى صنعت نفت بسيارى از کارگران موقت حساب ميشوند. چون قراردادشان فردى و موقت بوده است. حتى در برخى صنايع کارگر رسمى را اخراج ميکنند و بعد همان کارگر را با بازيهايى به صورت موقت استخدام ميکنند.

علاوه بر اينها من فکر ميکنم مبارزه براى دو خواست ديگر بسيار کليدى است: حق اعتصاب و حق تشکل. همه کارگران اهميت فوق العاده بالاى داشتن حق تشکل و اعتصاب را ميدانند. آنچه که من ميخواهم تاکيد کنم اينست که اينها از حقوق بديهى و برسميت شناخته شده کارگران در سطح بين المللى است. امکان به کرسى نشاندن آن واقعا وجود دارد، و جمهورى اسلامى از اين نظر در سطح بين المللى بشدت زير فشار است. ايران جزو معدود کشورهاى دنياست که در آن اعتصاب و تشکل برسميت شناخته نميشود. بعلاوه وسيعا اين خواستها در ميان کارگران ايران مطرح است و همين هم باعث ميشود اينجا و آنجا پادوهاى خانه کارگرى حکومت هم حق اعتصاب و تشکل را با هدف لوث کردن آن مطرح کنند. اما هنوز پرچم مبارزه براى حق بى قيد و شرط تشکل و اعتصاب بطور مستقل از جانب کارگران برافراشته نشده است. من فکر ميکنم و مطمئنم که طرح خواست حق تشکل و اعتصاب از جانب کارگران صنعت کليدى اى مثل نفت قطعا با حمايت وسيع کارگران و مردم چه در ايران و چه در سطح بين المللى مواجه ميشود و مقابله با آن براى جمهورى اسلامى ساده نيست. من به موفقيت مبارزه براى چنين خواستهايى مطمئنم.

کارگر کمونيست: به حمايت بين المللى اشاره کرديد. کمپين بين المللى حزب در دفاع از کارگران پتروشيمى تاکنون چه نتايجى داشته و چه نقشى در مبارزات کارگران پتروشيمى و تقويت آن ميتواند ايفا کند؟

کاظم نيکخواه: اين کمپين ادامه دارد و خيلى از سازمانهاى کارگرى و اتحاديه ها که اسم کارگران نفت ايران را ميشنوند و از اعتصابات کارگران پتروشيمى به آنها توضيح داده ميشود بلافاصله ياد اعتصاب کارگران نفت در سال ٩٦ و کمپين حزب کمونيست کارگرى براى جلب حمايت از آن اعتصاب مى افتند که صدها اتحاديه به آن پاسخ دادند و پشتيبانى تاريخى اى که از کارگران نفت در آن سال شد فراموش نشدنى است و همين به ما کمک ميکند که امروز هم کمپين جلب حمايت براى کارگران پتروشيمى را بهتر به پيش ببريم. کلا ما تلاش کرده ايم که صداى کارگران پتروشيمى و اخبار اعتراضات آنها را در سطح بين المللى به گوش همه مردم برسانيم و پشتيبانى مردم را نسبت به خواستهاى کارگران جلب کنيم. روشن است که هرچه مبارزه و اعتراضات و اعتصابات کارگران شدت بيشترى بخودش بگيرد فضاى حمايت و همبستگى نسبت به کارگران هم در سطح بين المللى فعالتر ميشود. تلاش ما اينست که يک بار ديگر يک جنبش حمايت از کارگران پتروشيمى و صنعت نفت را در سطح بين المللى راه بيندازيم، جمهورى اسلامى و نمايندگانش را در سازمانهاى بين المللى زير فشار جدى بگذاريم و توطئه سکوت نسبت به آنچه نسبت به کارگران ايران ميگذرد را بشکنيم. تاکنون بسيارى از اتحاديه ها و سازمانهاى کارگرى در کانادا، آمريکا، سوئد، آلمان و بعضى کشورهاى ديگر به پايمال کردن حقوق کارگران در پتروشيمى اعتراض کرده اند و به مقامات جمهورى اسلامى نامه هاى اعتراضى نوشته اند. روشن است که هنوز اين کمپين در آغاز راه است. اما فکر ميکنم لازم به توضيح نباشد که اعتراضات و اعتصابات کارگران در ايران به يک پشتوانه بين المللى شديدا نياز دارد و اين حمايت ها و اعلام پشتيبانى ها و همبستگى ها به کارگران در مجتمع هاى پتروشيمى و در صنعت نفت نيروى بيشترى ميدهد که قاطعانه تر روى حقوق بديهى و برسميت شناخته بين المللى خود پافشارى کنند و جانوران اسلامى طبقه سرمايه دار را قاطعانه عقب برانند. امکان دست زدن به چنين تعرضى و عقب راندن حکومت و مقامات صنعت نفت براى کارگران نفت کاملا وجود دارد و همانطور که اشاره شد کل اوضاع سياسى ايران و وضعيت بين المللى حکومت در صورت چنين تعرضى راهى جز عقب نشستن براى اين رژيم باقى نميگذارد.

٢٢ دى ١٣٨٢