کارگر کمونيست

 شماره ۱ -  شهريور ١٣۷۸، سپتامبر ۱۹۹۹

 
 
عليه فلاکت تحميل شده بر کارگران در ايران اعتراض کنيد!
   
٭ دستمزدهاى معوقه بايد فورا پرداخت گردند!
٭ حداقل دستمزد بايد توسط نمايندگان واقعى کارگران تعيين شود!
٭ آزادى بى قيد و شرط تشکل و بيان فورا بايد متحقق گردد!


جمهورى اسلامى فلاکت بيسابقه اى را به کارگران ايران تحميل کرده است. کارگران ايران به قعر فقر رانده شده اند و زندگى فيزيکى و حيات معنوى خانواده هاى کارگرى در معرض تباهى قرار دارند.

عدم پرداخت دستمزد به کارگران پديده اى همگانى شده است. حتى محجوب دبير خانه کارگر جمهورى اسلامى اعتراف ميکند که نزديک به ٤٠٠ کارخانه با ٤٠٠ هزار کارگر نتوانسته اند دستمزد کارگران را پرداخت کنند و دستمزد ٤٠٠ هزار کارگر ديگر نصف شده است. صنعت نساجى تقريبا متوقف است. صنعت ساختمان نيز به همين وضع دچار است. هزاران کارگر فى الحال بيکار شده اند و دهها هزار کارگر کارخانه هاى سيمان و صنايع مرتبط دچار تعويق پرداختها و تهديد بيکارسازى اند. بسيارى از کارگران شهرداريها با تعويق پرداخت ها روبرو بوده اند. خود دولت اعلام کرد که دستمزد آموزگاران و بحش هائى از بازنشستگان پرداخت نشده. اعتراضات کارگرى عليه اين وضع هر روزه در جريان است. اين مبارزات از اعتصاب در محدوده کارخانه تا راهپيمايى و اشغال مراکز دولتى و پيکت در خيابان را در بر گرفته است.

تعيين حداقل دستمزد توسط جمهورى اسلامى در حقيقت وسيله اى براى کاهش دستمزدهاى واقعى است. جمهورى اسلامى حداقل دستمزد کارگران در سال ١٣٧٧ را تنها ١٨ درصد افزايش داد. در حالى که نرخ تورم چيزى حدود ٦٠ درصد بوده است. در حالى که خط فقر، بر اساس آمارهاى سال ١٣٧٦، به تعريف بانک مرکزى ايران ١١٣٠٠٠ تومان درآمد ماهيانه است، رژيم اسلامى حداقل دستمزد ماهيانه کارگران را ٣٠٠٠٠ تومان تعيين کرده است. بنا بگفته سازمان تامين اجتماعى حدود ٦٠ درصد از کارگران زير پوشش قانون کار زير خط فقر زندگى ميکنند. امسال نرخ تورم، طبق گفته بانک مرکزى، حدود ٥٢ درصد اعلام گرديده است اما نرخ واقعى تورم بيش از ٢٠٠ درصد برآورد ميشود. اين اما کل تصوير نيست. از کل جمعيت نزديک به ده مليون کارگر در ايران تنها ٢ مليون و چهارصد هزار کارگر مشمول قانون کار هستند. بقيه حتى از اين باصطلاح حداقل دستمزد هم برخوردار نيستند.

دولت جمهورى اسلامى ميگويد عامل اين وضع پائين رفتن قيمت نفت و بحران جهانى است. اين يک دروغ بزرگ است. کارگران ثروت توليد ميکنند. دولت ثروت توليدى را خرج گله مفت خور آخوند و طلبه و پاسدار و حزب الله ميکند. بيش از يک مليون طلبه و آخوند در حوزه هاى علميه بخرج دولت و نهادهاى وابسته به آن مفت ميخورند و خرافه و جهل تحويل ميدهند. شبکه مساجد و کميته هاى مختلف و دستگاه عريض و طويل رهبر مليونها دلار صرف ميکنند. جمهورى اسلامى ميلياردها دلار را خرج دو ارتش بزرگ رسمى، ارتش و سپاه پاسداران، ميکند، مليونها دلار را خرج دستگاه اطلاعاتى و تروريستى خود ميکند. خيل سرمايه داران مسلمان و تجار اسلامى و لشکر دولتيان ميليونر نتنها مالياتى نميپردازند بلکه تحت حمايت دولت بساط چپاول راه انداخته اند. دولت جمهورى اسلامى پول دارد اما آنرا خرج دم و دستگاه خود ميکند. دستمزد لشگر عظيم سياهى، ترور، جهل و سرکوب رژيم نتنها با کمبود بودجه و مشکل عدم پرداخت "دستمزد"ها روبرو نيست، بلکه شاهد افزايش واقعى پرداختى ها است. نتنها حقوق خامنه اى، رفسنجانى، خاتمى و آخوند، پاسدار و حزب الله عقب افتاده نمى افتد بلکه تروريست هاى رسما اعلام شده نيز با مشکلى روبرو نيستند.

در ايران حق تشکل و اعتصاب وجود ندارد. اعتراض کارگرى در هر قدم خود با تعرض جمهورى اسلامى روبرو ميشود. دستگيرى و اعدام فعالين کارگرى، هجوم نظامى به محيط هاى کار براى درهم شکستن اعتصابات و تهديد و اخراج کارگران اعتصابى از روش هاى شناخته شده رژيم ايران است. واقعيت اين است که جمهورى مدنى آقاى خاتمى هم چيزى جز فلاکت و بيحقوقى "مدنيت يافته" براى کارگران و توده وسيع مردم نيست.

کارگران و مردم آزاديخواه در خارج ايران! بهر طريق ممکن از کارگران ايران حمايت کنيد. جمهورى اسلامى را براى گردن نهادن به خواستهاى ابتدائى کارگران يعنى

٭ پرداخت فورى دستمزدهاى معوقه

٭ تعيين حداقل دستمزد توسط نمايندگان واقعى کارگران

٭ آزادى تشکل و اعتصاب و بيانتحت فشار قرار دهيد. با انجام آکسيون هاى اعتراضى، تصويب قطعنامه حمايتى از کارگران در ايران، ارسال نامه اعتراضى به مقامات جمهورى اسلامى و درج اخبار اين اعتراض، و يا هر شيوه مناسب ديگر، کارگران ايران را در مبارزه براى خواست هاى عادلانه شان کمک کنيد.

حزب کمونيست کارگرى ايران - کميته داخل

٩ اسفند ١٣٧٧ - ٢٨ فوريه ١٩٩٩