کارگر کمونيست

 شماره ۱ -  شهريور ١٣۷۸، سپتامبر ۱۹۹۹

 
 
اعتصابهاى کارگرى در سال ١٣٧٧
مصطفى صابر يک ارزيابى
  سال ٧٧ را بايد سال گسترده ترين و سخت ترين جدال کارگران با سرمايه دارن و دولت اسلاميشان ناميد. از لحاظ اقتصادى، سال گذشته، پرمشقت ترين، تلخ ترين و فلاکت بارترين سال زندگى تحت نکبت جمهورى اسلامى بود. از لحاظ سياسى و مبارزاتى، ١٣٧٧، سال عروج اعتراضات کارگرى اى بود که از ٦١ (سال تحکيم خفقان اسلامى) تا کنون نظير نداشته است. در هيچ سالى مانند سال گذشته کارگران در خيابان ها به مارش و تظاهرات نپرداختند. در هيچ سالى کارگران در اين وسعت جاده و خيابان نبستند تا فرياد اعتراضشان را به گوش جامعه برسانند. در هيچ سالى مثل سال ٧٧ کارگران در برابر دولت و ارگانهاى دولتى، از اداره کار و خانه کارگر و شهردارى و بانک گرفته تا فرماندارى و استاندارى و وزارتخانه تا خانه امام جمعه و "نماينده ولى فقيه"، تظاهرات و اجتماعات اعتراضى بر پا نکردند.

خواسته هاى دفاعى

موضوع اصلى نبرد در سال ٧٧، بديهى ترين جزء قرارداد بين کار و سرمايه، يعنى نفس پرداخت دستمزد بود. در حدود ٦٠ درصد اعتراضات کارگرى (٥١ مورد از ٩٠ حرکت و اعتصابى که خبرشان ديوار سانسور را شکسته)، کارگران يک خواست واحد دارند: مزد بدهيد! اجتماع کارگران چيت سازى بهشهر در شهريور در برابر خانه امام جمعه شهر که قبوض پرداخت نشده آب و برق را با اعتراض تکان ميدادند، خصلت نماى مبارزه اى است که در تمام سال گذشته ادامه داشت. گفته محجوب (وکيل مجلس و رئيس خانه کارگر) در آبانماه که "٣٩٢ واحد توليدى نتوانسته اند دستمزد ٤٠٠ هزار کارگر را به موقعه پرداخت کنند"، بيان همين واقعيت از زبان مقامات جمهورى اسلامى است. آن ٤٠٠ هزار گارگرى که اينجا از آن صحبت ميشود، تقريبا نيمى از کارگران صنايع بزرگ ايران هستند. صنايعى نظير نساجى، زيربنايى و ساختمانسازى، از فولاد تا سيمان، با رکود شديد روبرو هستند. بايد صدها هزار کارگر صنايع کوچکتر و جانبى اين رشته ها را نيز جزو قربانيان عدم پرداخت دستمزد، که در واقع شکل پنهان و محتاطانه بيکارسازى است، قرار داد. محجوب همانجا اينرا چنين بيان ميکند: "٤٠٠ هزار کارگر ديگر، ٤٠ تا ٥٠ درصد کمتر از پيمانکاران دريافت ميکنند". تحميل چنين فلاکتى بر صدها هزار کارگر، البته به معنى تعرض به کل طبقه کارگر است. نگاهى به جدول اعتراضاتى ستون مقابل نشان ميدهد که در بيش از ٩٠ درصد موارد کارگران فقط در حال دفاع از ابتدايى ترين نياز هاى خود نظير دريافت دستمزد و بازگشت به کار و حفظ حداقل خدمات بهداشتى و غيره بوده اند.

اشکال تعرضى

در بيش از يک سوم اعتراضات جمع آورى شده سال گذشته (٣٤ از ٩٠ مورد)، کارگران مبارزه را از محيط کارخانه به سطح شهر و خيابان کشاندند. از اين ٣٤ مورد، در ٦ مورد کارگران اقدام به بستن جاده و خيابان کرده اند. در ٢٨ مورد يا به راهپيمايى در سطح شهر دست زده، يا مقابل مراکز دولتى اجتماع و تحصن کردند و يا هردو. کشاندن مبارزه به سطح جامعه، فقط به اين دليل نيست که در شرايط رکود اقتصادى، تعطيل کار و اعتصاب کارآئى کمترى دارد. دليل آن فقط اينهم نيست که بخش اعظم صنايع بزرگ کارفرماى دولتى دارد. بلکه مهمتر، اين سنت که کارگران نفت با راهپيمايى خود بطرف وزارت نفت در تهران در بهمن ٧٥ آغاز کردند، يک اقدام سياسى عامدانه است. تلاشى براى جلب و بسيج همبستگى عمومى با مبارزه کارگرى به منظور فشار آوردن بر دولت اسلامى است. چرا که کارگران عملا در مقابل اين واقعيت قرار گرفته اند که بهبود وضع آنها در گرو دخالت دولت و به عقب راندن سرمايه در سطح سياسى و اجتماعى است . خصلت نماى اين شکل اعتراض در سال ٧٧ شايد نمونه کاشان در دى ماه است؛ که کارگران در واقع در راس يک جنبش وسيع و عمومى براى جلوگيرى از فروش يک بيمارستان متعلق به خدمات اجتماعى قرار گرفتند. وسعت حرکت که نزديک به يک هفته جريان داشت چنان بود که کل شهر کاشان را به التهاب کشانده بود.

هر اندازه کارگران در مطالبات خود ناگزير به دفاع بوده و بر ابتدايى ترين خواسته براى حفظ نفس موجوديت فيزيکى خود عقب نشستند، در اشکال اعتراض خود تعرض کردند.

نقش زنان

نمى توان از اعتراضات کارگرى سال گذشته صحبت کرد و از نقش زنان شاغل کارگر، هرچند شماره آنها به نسبت مردان شاغل بسيار ناچيز است، اشاره نکرد. اين نقش بويژه در رژيمى که يک ستون اصلى استبدادش را سرکوب سيستماتيک و اسلامى زنان قرار داده است بايد برجسته شود. از آن جمله است اجتماع زنان اخراجى کارخانه هاى تحت پوشش "جامعه صادق" مشهد در برابر استاندارى در شهريور ماه و راهپيمايى کارگران کارخانه "ايران جيکا" در رشت که بيشتر زن هستند، در برابر استاندارى در مهر ماه.

سازماندهى

بيش از ٤٠ اعتصاب، که غالبا بيش از يک روز ادامه داشته است، ٣٤ راهپيمايى و اجتماع و تحصن نمى تواند بدون سازمان و بطور خودجوش صورت گيرد. در کشورى که اعتصاب حرام است، تشکل واقعى کارگرى ممنوع و وزارت اطلاعاتش رسما آدم ميکشد، حتى يک اعتصاب "خودجوش" نياز به مدتها کار و تلاش، و دستکم وجود درجه معينى از روابط و محافل مخفى در بين کارگران دارد. در تمام حرکاتى که اينجا آورده شده است، کم و بيش ميتوان ردپاى اين محافل راديکال و مبارز کارگرى را ديد. در سطح علنى و توده اى نيز آنچه که در جنبش کارگرى ايران بخوبى شناخته شده و مورد اتکاء قرار گرفته، مجمع عمومى است. مجامع عمومى در شرايط کنونى بطور موردى و در طول حرکت شکل ميگيرند. با يک حرکت زاده ميشوند و با آن ميمرند تا در حرکت بعدى دوباره جان بگيرند. اما در سال گذشته در مواردى ما با اعتراضات مدوام و مکرر (مثلا چيت سازى بهشهر، نساجى قائم شهر و غيره) روبرو بوديم. چنين حرکاتى يک سازمان دهى پايدار تر و منطم تر توده کارگران را طلب ميکند. اينکه تا چه حد مجمع عمومى موردى و مقطعى به يک نهاد منظم، سازمان يافته و پايدار، به يک تشکل قابل اتکاء تبديل شده است، هنوز نشانه هايى قطعى در دست نيست. آنچه مسلم است کارگران در سال گذشته برپايى اعتصاب، اجتماع و مجمع عمومى و انتخاب نماينده و تامين نسبى امنيت آنها را کمابيش و بطور موردى و محلى به رژيم تحميل کرده اند. اينها هنوز مصالح اوليه بنا است، نه خود بنا. پيشروى جنبش کارگرى در ايران در گرو تبديل کردن مجامع عمومى موسمى فعلى، به ارگانهاى ثابت و سازمان يافته، يعنى بر پايى شوراهاى واقعى کارگرى و تحميل آنها به دولت است.

روش هاى رژيم اسلامى

در مقابله با حرکات کارگرى در سال ٧٧ دولت اسلامى چندبار به سرکوب مستقيم و اعزام وحشيان مسلح اش به کارخانه روى آورد. از آن جمله است: حمله به کارگران اعتصابى پرسان رشت در فروردين ماه، زخمى و دستگير کردن تعدادى از کارگران؛ حمله به کارگران اعتصابى در بندر انزلى در ارديبهشت، زخمى و دستگير شدن تعدادى از کارگران؛ حمله به کارگران اعتصابى نساجى قائم شهر در ارديبهشت و زخمى کردن تعدادى از کارگران؛ هجوم پاسداران به يکى از تلمبه خانه هاى نفت در تهران در خرداد ماه بمنظور مرعوب کردن کارگران که با اعتراض شديد کارگران روبرو گرديد.

روش ديگرى که بنحو سيستماتيک پيش برده ميشود، شناسايى کارگران پيشرو و رهبران عملى و بعد زندان کردن، اخراج کردن و مرعوب کردن آنان است (نمونه دستگيرى فعالين اعتراضات کاشان). ستادهاى ويژه اى متشکل از وزارت اطلاعات، وزارت کار و شوراهاى اسلامى تشکيل شده است که مقابله با حرکات کارگرى و شناسايى و پيگرد کارگران فعال و کمونيست را در دستور دارد. وزارت اطلاعات رژيم بارها و از جمله در بهمن ماه سال ٧٧ به "کسانى که امنيت سرمايه گذارى را مختل ميکنند" هشدار داده است.

اما توازن قوا بين رژيم اسلامى و مردم معترض طى دو سال گذشته بهم خورده است و رژيم دريافته است که صرفا با سرکوب مستقيم قادر به مقابله با اعتراضات کارگرى نيست. از اينرو نقش شوراهاى اسلامى در مهار اعتراضات کارگرى اهميت يافته است. بهمان ترتيب که رژيم اميدوار است تا خاتمى اعتراض و نفرت عليه جمهورى اسلامى را مهار کند، شوراهاى اسلامى و خانه کارگر نيز، ميکوشند تا مبارزات کارگرى را در چهارچوب قوانين جمهورى اسلامى نگه دارند و به شکست بکشانند. بخش هايى از اپوزيسيون پرو خاتمى نظير اکثريت و حزب توده طبق سنت هميشگى شان ميکوشند تا خانه کارگر رژيم اسلامى را باد بزنند. راديوها و رسانه هاى غرب و همينطور ارگانهايى نظير سازمان جهانى کار در همگامى با خاتمى ظاهرا نظر لطف بيشترى به شوراهاى اسلامى ابراز ميکنند. براى کارگران که هر اعتراض و مبارزه شان با سد ارگانهاى جاسوسى و تفرقه رژيم اسلامى، يعنى شوراها و انجمنهاى اسلامى، برخورد کرده است، انحلال اين ارگانها يک شرط اوليه پيشروى است.

شکست و پيروزى

حرکات اعتراضى که اينجا ليست شده است، براى مثال موارد مربوط به دستمزدهاى معوقه، غالبا به موفقيت روشن و قاطعى منجر نشده است. بخش بسيار کوچکى از کارگران توانستند براى مدتى مبلغ ناچيز بيمه بيکارى جمهورى اسلامى را دريافت دارند. در موارد بيشترى کارگران کارفرما و مقامات دولتى را مجبور به پرداخت على الحساب بخشى از دستمزد خود کردند. در خيلى موارد کارگران جز وعده و وعيد چيزى دريافت نکردند. برپايى اعتراضات مکرر و شتاب گيرنده (از اعتصاب به راهپيمايى، از اين به اجتماع در برابر مراکز دولتى و الى آخر) توسط کارگران يک کارخانه حاکى از اين است که چگونه مقامات دولتى و کارفرمايان هر بار وعده اى داده اند و اجرا نکرده اند. حتى آنجا که کارفرما و دولت مجبور به عقب نشينى آشکار شده اند (براى مثال نمونه کاشان، دى ماه) پيروزى کارگران تثبيت شده به نظر نمى رسد.

گرچه بدون چنين اعتراضات گسترده اى رژيم فلاکتى حتى سياه تر را به کارگران تحميل ميکرد، ولى در مجموع اعتراضات گسترده کارگرى نتوانست که حملات رژيم و کارفرمايان را عقب براند. براى مثال رژيم اسلامى در پايان سال حدود ٢٠ درصد دستمزدها را اضافه کرد، اما اين افزايش حتى تورم واقعى سال ٧٧ را (که به مراتب بيش از ٢٠ درصد بود) جبران نمى کرد. در يک کلام طبقه کارگر سال ٧٧ را از لحاظ اقتصادى به مراتب فقير تر و محروم تر به پايان برد.

پيروزى و دستاورد عمده کارگران در زمينه مبارزاتى و سياسى بود. دهها هزار کارگر پا به عرصه مبارزه گذاشتند. بسيارى از آنها، بويژه بخش هاى جوانتر، براى اولين بار طعم اعتصاب و اتحاد را چشيدند. هزاران کارگر براى اولين بار تجربه کردند که ميشود با پلاکارد مطالبات خود به خيابان آمد، حمايت مردم را جلب کرد و قدرت خود را ديد و نشان داد. ارتقاء روحيه اعتراضى و رزمندگى، تقويت اتحاد و روحيه هم سرنوشتى طبقاتى، کسب اعتماد به نفس در مقابله با رژيم، جلب حمايت و همبستگى عمومى و نطاير اين دستاوردهاى جدى اعتراضات کارگرى در سال ٧٧ بود. اگر اعتصاب مدرسه آموزش سياسى، سازماندهى و تعميق آگاهى طبقاتى است، سال گذشته بخش هاى بسيار وسيعى از کارگران ايران روزها و ساعات بسيارى را در "مدرسه انقلاب" گذراندند. اين دستاوردها در اوضاعى که جامعه در التهاب تحولات عظيم اجتماعى قرار دارد و جمهورى اسلامى دچار عميق ترين بحران بود و نبود خويش است، حائز اهميت زياد است.

کارگران و تحولات جامعه

مبارزه کارگران عليه سرمايه دارى و جمهورى اسلامى به حرکات آنها در کارخانه و مسائل مربوط به دستمزد و کار محدود نيست. در مبارزات محلات و بر سر برخوردارى از امکانات رفاهى که در سال گذشته در تهران و شهرستانها به وسعت جريان داشت، طبقه کارگر نيروى اصلى مبارزه بود. در مواردى مثل کرمانشاه، خرداد ٧٧، اينگونه اعتراضات به يک شورش عمومى عليه رژيم تبديل شد. در تهران در محله سه راه آذرى توده هاى خشمگين به ساختمانهاى ادارى حمله بردند و شعار مرگ بر شهردار و ساير مقامات رژيم را سر دادند. سال گذشته رژيم اسلامى بيش از پيش در درياى نفرت عمومى فرو رفت و در مواردى حتى مجبور به عقب نشينى هايى شد (نظير اعتراف به قتل مخالفين). بى ترديد اعتراضات راديکال کارگرى نقش مهمى در ايجاد فضاى اعتراض عمومى داشته و يک فاکتور جدى اوضاع سياسى ايران است. اما چه جمهورى اسلامى (همه جناحها)، چه بخش اعظم اپوزيسيون و چه رسانه هاى بين المللى ميکوشند تا آنجا که ميتوانند مبارزات کارگران ايران را با سکوت برگزار کنند. همه ميکوشند تا چنين وانمود کنند که گويى کارگران وجود ندارند. در چنين فضايى است که رژيم اسلامى ميتواند آن فلاکت بى حد و حصر را به کارگران و توده مردم محروم تحميل کند. در چنين فضايى است که ثمر اعتراضات گسترده کارگرى هنوز منجر به تغيير جدى زندگى آنها نشده است.

طبقه کارگر براى آنکه بتواند بهبود فورى در زندگى خود بوجود آورد بايد بصورت يک طبقه و با خواست هاى روشن و واحد و تعرضى نظير افزايش دستمزد، بيمه بيکارى، ٣٠ ساعت کار، آزادى اعتصاب و تشکل ظاهر شود. کارگران بايد جنبش مجامع عمومى را گسترش دهند و شوراهاى واقعى خود را بر پادارند. مبارزات سال گذشته يکبار ديگر و عملا به توده وسيع کارگران آموخت که مشکل اصلى کارگران و کل جامعه وجود رژيم اسلامى است. کارگران بايد در راس مبارزه براى سرنگونى جمهورى اسلامى قرار گيرند. بايد خواسته هاى سياسى و عمومى خود را از برابرى زن و مرد، تا جدايى دين از دولت تا حقوق کودک تا آزادى پوشش و آزادى مناسبات جنسى و غيره را با صداى بلند در جامعه مطرح کنند. براى اينکه کلاه ٥٧ سر کارگران و مردم نرود، بايد طبقه کارگر از هم اکنون بعنوان ناجى کل جامعه، بعنوان نيروى سياسى محبوب و قابل اتکاء مليونها مردم ظاهر شود و از هم اکنون نشان دهد که راه نجات مردم ايران نه جمهورى اسلامى، نه يک سرمايه دارى کم هارتر و کمى مدرنتر، بلکه جامعه اى است که بر ويرانه سرمايه، استثمار، بدبينى، رقابت و دشمنى، دنياى همکارى و آزادى و عشق و تعاون انسانها را مى نشاند.

٩٠ اعتصاب از سال ٧٧

جدول زير از بين اخبار مندرج در نشريات حزب، ساير نيروهاى اپوزيسيون و نشريات داخل ايران تهيه شده است، که صرفا بخشى از اعتراضات کارگرى سال ٧٧ را در بر ميگيرد.

فروردين

- ذوب فلزات يزد. اعتصاب، تهديد به راهپيمايى در شهر يزد. اعتراض به تعويق دستمزد.

- ذوب آهن اصفهان (کارگران کوره بلند). اعتصاب. دستمزد معوقه.

- نخ تاب، خان باف، ميهن و اداره دخانيات اصفهان. اعتراض جمعى. پرداخت عيدى و پاداش.

- چيت سازى بهشهر. اعتصاب، راهپيمايى، بستن جاده سارى به گرگان، اعتراض به تعويق دستمزد و اخراج.

- نئوپان بهشهر. اعتصاب، تجمع در کارخانه، همبستگى با اعتصاب کارگران چيت سازى، تهديد به راهپيمايى. در اعتراض به تعوق و پايين بودن دستمزدها.

- حمل و نقل شرکت گاز تهران. اعتصاب. افزايش دستمزد، بهبود وضع شغلى.

- پرسان رشت. اعتصاب مجدد پس از اسفند، راهپيمايى بستن جاده رشت به فومن. اعتراض به تعويق دستمزد. حمله سپاه، زخمى شدن دهها، دستگيرى ١٠ کارگر.

- نئوپان کارون، شوشتر. توقف کار و تحصن. در اعتراض به پايين بودن دستمزدها.- شفارود شهرستان تالش (١٩٠ کارگر). اجتماع. مذاکره با فرماندار و اداره کار. اجراى طرح طبقه بندى مشاغل و افزايش دستمزد.

- کارخانه قند پيرانشهر. اعتراض به تعويق دستمزد و عدم ايمنى محيط کار.

- کارگران شهردارى ايلام. اجتماع در برابر ساختمان شهردارى. دستمزدهاى معوقه.

ارديبهشت

- کارگران بيکار کشت و صنعت کارون، دزفول. تجمع، تظاهرات و حمله به ساختمان اداره کار. بازگشت به کار.

- کارگران بيکار شوشتر و انديمشک. تجمع اعتراضى. بازگشت به کار.

- بخش هايى از اتوبوسرانى تهران. اعتصاب و تحصن. پايين بودن دستمزد.

- کارگران بندر انزلى. اعتصاب. حمله نيروهاى رژيم، چند نفر روانه بيمارستان و ٣٠ کارگر دستگير شدند.

- جوراب آسيا تهران. اعتصاب. در اعتراض به سطح نازل دستمزد.

- نساجى مازندران، قائم شهر (چند هزار کارگر). اعتصاب. تهديد به اعتصاب مجدد. در رابطه با دستمزد. حمله نيروهاى انتظامى رژيم. زد و خورد، روانه بيمارستان شدن تعدادى از کارگران.

- شرکت بنادر کرمانشاه. اعتراض بر عليه عدم پرداخت دستمزد.

- "ستادمعين" بازسازى خرمشهر. تجمع در برابر فرماندارى. در اعتراض به عدم دريافت دستمزد و اخراج ٨٠ کارگر.

- ريسندگى بافندگى آذر تهران. اعتصاب. افزايش دستمزد، در اعتراض به تعويق دستمزد.

- شرکت فيلتر البرز، قزوين (٣٩٠ کارگر). اعتراض جمعى. تعويق دستمزدها.

- پالايشگاه آبادان. اعتصاب، اجتماع در برابر فرماندارى. عليه اخراج.

- فرش گيلان، رشت. اعتصاب. دستمزدهاى معوقه.

- پتو سازى رشت. اعتصاب. بستن جاده فومن به رشت. دستمزدهاى معوقه.

- جوراب گيلان، بندر انزلى. اعتصاب. دستمزدهاى معوقه.

- اسکله بندرعباس. تحصن. بهبود امکانات و شرايط کار.

خرداد

- فرش کاشان. تحصن در برابر کارخانه، جمع آورى طومار. بازگشايى کارخانه.

- پارس کمپرسور شيراز. تهديد به اعتصاب و راهپيمايى. مقابله با بيکارسازى.

- کارگران نفت. تهديد به اعتصاب. حمله پاسداران به يکى از تلمبه خانه هاى تهران.

- ذوب آهن اصفهان. تحصن بخشى از کارگران.

- گمرک بندر عباس. اعتراض جمعى. مشخص شدن وضعيت حقوق.

- چيت سازى بهشهر. اعتصاب. اعتراض به تعويق دستمزد و بيکارسازى.

- آجر سراب اصفهان. راهپيمايى، حمايت مردم، تحصن در برابر استاندارى. اعتراض به تعويق دستمزد.

- شرکت نخ کار(٥٤٠ کارگر). اعتصاب. تظاهرات در برابر کارخانه. دستمزد معوقه. عليه بيکارسازى.

- پوست و چرم خراسان. اعتصاب. دستمزدهاى معوقه.

- چيت سازى تهران (١٧٠٠ کارگر). اعتصاب. اجراى طبقه بندى مشاغل، پرداخت مزايا.

- صنعت نفت، حمل و نقل تهران. تجمع اعتراضى. بهبود قرارداد کار.

- تراکتور سازى تبريز. اعتصاب. تجمع در کارخانه. افزايش دستمزد. هجوم نيروهاى انتظامى، دستگيرى ٣ کارگر.

تير

-لوله سازى اهواز، (٤٠٠ کارگر)، اعتصاب. انعقاد پيمان جمعى، رسمى شدن. استاندار و امام جمعه کارگران به اخراج تهديد کردند.

- سيمان آباده، (٢٠٠ کارگر) اعتراض جمعى. دستمزدهاى معوقه.

- رفتگران شهردارى منطقه ١٤ تهران. اعتصاب. اعتراض به تعويق دستمزد.

- نساجى پارس سمنان. راهپيمايى و تحصن در برابر فرماندارى.

- لامپ سازى رشت. اعتصاب، اجتماع در برابر استاندارى. عليه بيکارسازى و تعويق دستمزد.

- آجر سازى سراب اصفهان. راهپيمايى، تحصن در برابر استاندارى. دستمزدهاى معوقه.

مرداد

- فرش اکباتان قزوين. اجتماع در برابر دفتر نماينده "ولى فقيه". عليه بيکارسازى و تعويق دستمزد.

- کارگاههاى بافت بلوچ، خودکار سازى، شامپو سازى و نيروگاه بخار سيستان و بلوچستان. اعتصاب. عليه تعويق دستمزد.

- کارگران و کارکنان موسسه جهاد نصر. اعتصاب. دستمزدهاى معوقه.

- کارگران شهردارى منطقه ١٣ تهران. اعتصاب.

- کارخانه آرامش يزد. تحصن در کارخانه. تعويق دستمزد.

- صنايع چوب ايران، تهران (صدها کارگر). اعتصاب، راهپيمايى در بلوار کشاورز، پيکت و اجتماع در برابر يکى از مراکز شرکت در وسط تهران. دستمزدهاى معوقه.

- پالايشگاه آبادان. (١٤٠٠ کارگر). اجتماع در برابر فرماندارى. رسمى شدن. عليه خصوصى کردن.

- شرکت مبليران جاده مخصوص کرج. اعتراض جمعى. دستمزدهاى معوقه.

- چيت سازى بهشهر. اعتصاب. تحصن در برابر فرماندارى. بستن جاده گرگان - سارى. دستمزدهاى معوقه.

- پوست و چرم خراسان. اجتماع اعتراضى در مقابل بانک صنعت و معدن. دستمزد معوقه.

شهريور

- کارخانه گچ تهران. اجتماع در برابر دفتر شرکت در تهران. عليه بيکارسازى و تعويق دستمزد.

- پوست و چرم خراسان. اجتماع مجدد در برابر بانک صنعت ومعدن. دستمزد معوقه و اعتراض به اخراج.

- کارخانه هاى تحت پوشش "جامعه صادق" مشهد. زنان کارگر اخراجى، اجتماع در برابر اداره کار استان. بازگشت به کار.

- کارخانه الکتريک رشت (١٢٠٠کارگر). اجتماع در برابر استاندارى. دستمزدهاى معوقه.

- کارگران نفت گچساران. اعتراض جمعى. اجراى پيمانهاى دسته جمعى، تهيه آئين نامه نحوه تعيين پرداخت و افزايش حقوق، اجراى قانون طبقه بندى مشاغل در کارگاهها و غيره.

- کارگران شهردارى ايلام. اجتماع در برابر يکى از ساختمانهاى دولتى. براى برخوردار شدن از حق اضافه کارى، پرداخت حق ماموريت، داشتن لباس کار، پرداخت مابه تفاوت حقوق عقب افتاده خود طبق طرح طبقه بندى مشاغل در سالهاى ٧٣ و ٧٤.

- کارگران ميدان تره بار تهران. طومار به وزارت کار و خانه کارگر. اعتراض به بى قانونى مطلق. بيمه شدن.

- نخ ريسى بارسلون خرم آباد. اعتصاب، تجمع در کارخانه، مطالبات ١٦ ماده اى. برخوردارى از مزايا و امکانات رفاهى.

- کارگران چيت سازى بهشهر (١٨٠٠ کارگر). اعتراض مجدد. اجتماع در مقابل منزل امام جمعه شهر با در دست داشتن قبض هاى آب و برق و گاز و ديگر قبوض بدهى خود. دستمزدهاى معوقه.

- شرکت توليدى خزر تنکابن (٣٠٠ کارگر). اعتراض جمعى. دستمزد معوقه.

مهر

- شرکت کرمانيت، کرمان. (١٠٢ کارگر) مراجعه به اداره کار. اعتراض به اخراج و خواست بازگشت به کار.

- شرکت سهامى جنگل شفارود گيلان (٢٠٠٠ کارگر). اجتماع اعتراضى. دستمزدهاى معوقه.

-کارگران بيمارستان شهيد رجايى گچساران. اعتراض جمعى. دستمزدهاى معوقه.

- ايران جيکا، رشت. کارگران اغلب زن هستند. راهپيمايى در برابر استاندارى. عليه تعويق دستمزد.

- معدن ذغال سنگ جيرنده قزوين. اعتصاب.

- کارخانه الکتريک،رشت(١٢٠٠ کارگر). اعتصاب. دستمزدهاى معوقه.

- صنعت نفت کبود کوه ايلام. اعتصاب. عليه بيکارسازى و تعويق دستمزد.

- شرکت آب اهواز (کارگران اخراجى). اعتراض جمعى در اعتراض به اخراج.

- چيت سازى سارى. تحصن. مذاکره با استاندار و اداره کار. دستمزدهاى معوقه.

آبان

- آجر عالى اصفهان. اعتصاب. تحصن در برابر استاندارى. دستمزدهاى معوقه.

- کارگران کارخانه رنگ سرب اصفهان. اعتراض جمعى.

- کارگران چند منطقه شهردارى تهران. اعتصاب. عليه تعويق دستمزد.

- کارگران کارخانه نساجى قائم شهر. اعتصاب و تحصن، گروگانگيرى مديريت. دستمزدهاى معوقه.

آذر

- کارخانه آرامش يزد. اجتماع و تحصن در برابر استاندارى. دستمزدهاى معوقه، عليه اخراج.

- لوازم توليد اتوموبيل لاما، مشهد. اعتراض مکرر عليه تعويق دستمزدها.

- کارخانه آريا ديزل پارت (٣٠٠ نفر به نمايندگى بقيه کارگران). تحصن در برابر خانه کارگر کرج. دستمزدهاى معوقه.

- کارخانه شيشه همدان (٧٠٠ کارگر). اعتصاب "نامحدود". عليه اخراج و تعويق دستمزد.

- جهان چيت کرج. اجتماع، بستن خيابان اصلى کرج. دستمزدهاى معوقه.

دى

- کارگران و کارکنان مراکز مختلف توليدى کاشان (هزاران نفر). تحصن شش روزه در برابر بيمارستان بهشتى، تعطيل کار در واحد هاى مختلف، راهپيمايى، تحصن و اجتماع در برابر مراکز دولتى، هو کردن فرماندار، خواست پاسخگويى نماينده کاشان، تهديد به اجتماع در برابر منزل امام جمعه، تهديد به "اشغال شهر" توسط کارگران معترض. جلوگيرى از واگذارى بيمارستان از تامين اجتماعى به بخش خصوصى. عقب نشينى سازمان تامين اجتماعى و فرماندار. دستگيرى بعدى فعالين.

- توانير اهواز. تحصن. حمايت کارگران توانير اصفهان و تهران. اخطار به توقف کار. عليه خصوصى سازى.

- جامکو تهران (٣٠٠ کارگر). اجتماع در برابر يک ساختمان دولتى. دستمزدهاى معوقه.

بهمن

- شرکت نخ کار تهران. اجتماع و تظاهرات در برابر وزارت کار در تهران. دستمزدهاى معوقه.

- نازپوش بندر انزلى. اعتراض جمعى، ملاقات با رئيس اداره کار استان. دستمزدهاى معوقه

- کيان چرخ خرمدره. اجتماع در برابر خانه کارگر. دستمزدهاى معوقه

- شرکت نان ماشينى "نان شهر". اعتراض جمعى. عليه کاهش دستمزد.

- ماشين سازى زاينده رود اصفهان (١٥٠ کارگر). تحصن در محل سازمان آب اصفهان. عليه اخراج.

اسفند

- پالايشگاه آبادان (هزار کارگر). راهپيمايى و تحصن در برابر فرماندارى. رسمى شدن، افزايش دستمزد و مزايا.