|
| اول مه روز اتحاد و اميد | |
|
اول مه از راه ميرسد. اول مه امسال اما با سالهاى ديگر متفاوت است. طبقه کارگر ايران هيچگاه اين چنين توسط سرمايه دارى ايران مورد تعرض نبوده است. سرمايه دارى ايران هيچگاه چنين فقرى را نتوانسته به طبقه کارگر تحميل کند. کاهش آشکار حداقل دستمزدهاى واقعى تنها تعرض سرمايه دارى کثيف اسلامى نيست. عدم پرداخت دستمزدها در ابعادى سراسرى، بيکارسازيهاى وسيع تعرض سرمايه دارى به معيشت کارگران را ابعادى وحشيانه داده است. گرسنگى و بيکارى در ابعادى سراسرى به کارگر و خانواده کارگرى تحميل شده است. اگر رژيم سرمايه داران هنوز تعرض حود را به کارگران نفت، آب و برق و صنايع کليدى نکشانده از آنروست که از به ميدان آمدن اين بخش از طبقه ما وحشت زده است. دولت سرمايه کوشيده است تا صف اعتراض کارگرى را دچار تفرقه کند و مانع سنگر بندى قدرتمند طبقاتى کارگران در مقابل يورش بورژوازى شود. مبارزات و اعتراضات وسيع کارگرى عليه اين بليه شوم سرمايه در جريان بوده است. اما هنوز جاى خالى کارگران نفت و برق و آب و غيره در سنگر ما خالى است.
اما نه! اين تصويرى کامل از اوضاع نيست. اين همه واقعيت نيست. رژيم سرمايه دارى اسلامى از نفس افتاده است. دعواهاى جناحهاى مختلف رژيم با حدت ادامه دارد. اعتراض به جمهورى اسلامى هيچگاه به اين قدرت نبوده است. مردم هيچگاه اين چنين مشغول اره کردن پايه هاى اقتدار حکومت اسلام نبوده اند. جمهورى اسلامى به آخر خط رسيده و رفتنى است. اين دريچه اى بزرگ از اميد را بروى ما باز ميکند. اين اميد، اما، بشرطى واقعيت ميابد که طبقه ما قدم به اين ميدان بگذارد. بايد صفمان را در مقابل تعرض اين هجوم سرمايه به معيشتمان مستحکم کنيم. در اين شکى نيست. اما تکليف جامعه و سرنوشت ما دارد جاى ديگرى رقم ميخورد. در صحنه کشمکش سياسى بر سر قدرت و بر سر آنچه که بايد جايگزين جمهورى اسلامى شود. سرمايه دارى انواع مختلف انتخابها را در مقابل جامعه قرار ميدهد. جامعه مدنى خاتمى، جامعه نيمه اسلامى - نيمه توده اى خلقى، سلطنت، جمهورى از نوع ترکيه و اندونزى، حکومتهائى با چاشنى مذهبى يا غير مذهبى و غيره و غيره. اما در نهايت جامعه در مقابل دو راه حل قرار دارد. حکومت سرمايه دارى يا حکومت کارگرى. حکومت سرمايه دارى، از هر نوع آن، بر گرده کارگر سوار است و تحکيم بند بردگى کارگران، درهم ريختن صفوف ما و در قفس نگاهداشتن نيروى عظيم طبقه کارگر و دنياى بهترى که ميتوانيم براى تمام بشريت بسازيم منفعت پايه اى آنان است. به صف احزاب اپوزيسيون بورژوائى جمهورى اسلامى نگاه کنيد. به راديوهائى نظير بى بى سى گوش دهيد. همه اينها ميخواهند قدرت ما و اميد و دنياى ما را به سايه برانند. انگار وجود نداريم. از قدرت ما از آنچه که ما ميتوانيم بوجود آوريم وحشت دارند. دارند سعى ميکنند بقبولانند که آلترناتيوهاى مقابل جامعه يکى از راههاى آنان و رهبرى جامعه يکى از نم کرده هاى آنان است. جامعه دارد بسمت تعيين تکليف نهائى با جمهورى اسلامى ميرود. بايد حواسمان باشد. بايد به استقبال اين وضعيت رفت. نبايد بار ديگر اجازه داد که سرنوشت ما و سرنوشت جامعه در کشمکش ميان لشگريان سرمايه تعيين تکليف شود. نبايد مردم و جامعه و زندگى آينده خود و فرزندانمان را به اينها بسپريم. طبقه کارگر براى نجات خود راهى ندارد جز اينکه بردگى کار مزدى را براندازد. اگر ستمى در جامعه هست طبقه ما بيش از هرکس ديگرى از آن رنج ميبرد. بايد با پرچم انقلاب کارگرى به ميدان آمد، بايد آرمان دنياى بهتر کارگرى را در مقابل جامعه قرار داد، بايد به همه نشان داد که راه حل هر ستمى را ما داريم. بايد هر انسان مظلومى بداند که راه رهائى قطعى او پيوستن به صف انقلاب کارگرى است. بايد با اين پرچم ظاهر شد. بايد رهبرى جامعه را بدست گرفت. راه ديگرى وجود ندارد. اول مه امسال بايد روز ظهور طبقه کارگر بعنوان ناجى اين جامعه باشد. رفقاى کارگر! امروز ديگر بايد واضح شده باشد که گرفتن دستمزدهاى به تعويق افتاده که صدها هزار کارگر را در فلاکتى بى سابقه فروبرده فقط با اتکا به نيروى صف متحد ما و بزور وارد شدن در صحنه تعيين تکليف جمهورى اسلامى امکان پذير است. اول مه، اين متحد کننده قلبهاى ما، براى همين روزهاست! کارگران نفت، ذوب آهن، توانير، مخابرات، راه آهن!تبهکاران حکومت سرمايه با گرو نگاهداشتن معيشت خانواده هايتان کوشيده اند تا صف طبقاتى ما را در هم بريزند. کوشيده اند تا ستون فقرات صف انقلاب کارگرى را مقهور کنند و به او بقبولاند که بايد دستش به کلاه خودش باشد. اول مه فرصتى است تا به همه مفتخوران نشان دهيم که طبقه کارگر ايران زير بار اين گروگانگيرى نميرود. روزى است که صدايمان را متحد و پر قدرت در سراسر کشور بلند کنيم. اول مه روزى است که به کارگران نساجى ها، کارخانه هاى سيمان، صنايع ساختمان و چوب و همه کارگرانى که بارها تا پاى جان در اعتصاب و تظاهرات و راهپيمايى در برابر رژيم ايستاده اند نشان دهيد که تنها نيستند. بايد به جامعه نشان داد که مبشر رهائى انسان، مدافع راستين حقوق کودک، مبارز تا به آخر رفع ستم از زنان، تامين کننده زندگى شاد و بالنده براى جوانان، ستون فقرات يک جامعه مدرن و مرفه، و برقرار کننده آزادى و برابرى واقعى انسانها کسى جز طبقه کارگر و حکومتى جز حکومت کارگرى نيست. رفقا،دستمزد فورى ترين مساله است. اما ما به اتحاد و قدرتنمايى نياز داريم که سرآغاز کندن شر جمهورى اسلامى و همه اشکال ديگر حکومت سرمايه يکبار و براى هميشه از سر زندگيمان و کل جامعه باشد. همانطور که "انترناسيونال"، سرود جهانى کارگران در اول مه، ميگويد ناجى خود ما هستيم. هنوز خاطره اعتصابات سراسرى و قدرتمند سال ٥٧ و اول مه شکوهمند سال ٥٨ در ذهن ميليونها انسان که هر شب خواب سرنگونى جمهورى اسلامى را مى بينند، زنده است. اول مه فرصتى است تا قد و قامت اين ناجى را هرچه متحدتر، سراسرى تر، و شفافتر نشان دهيم. هر جا که امکان داريم بايد ديگر خواسته هايمان از آزادى تشکل و اعتصاب تا آزادى هاى سياسى، از لغو حجاب اجبارى تا جدايى دين از دولت و غيره را طرح کنيم. اول مه فرصتى است تا در جشن اميد و اتحاد، از آزادى و برابرى از حکومت کارگرى صحبت کنيم! فرصتى است که اميد را به دل مردم و خنده را به لبهاى بشريت باز گردانيم. زنده باد اول مه زنده باد اتحاد کارگران براى افزايش دستمزد زنده باد حکومت کارگرى حزب کمونيست کارگرى ايران- کميته داخل ٢٦ فروردين ١٣٧٨ |
|