کارگر کمونيست

 شماره ۱ -  شهريور ١٣۷۸، سپتامبر ۱۹۹۹

 
 
کارگر و دانشجو
مصطفى صابر
  در روز ٣١ تير ماه، تقريبا ده روز بعد از تظاهرات تهران و ساير شهرها که مرگ جمهورى اسلامى را پيش چشمانش گرفت، "همايش استانداران سراسر کشور" در خمين برگزار گرديد. تاج زاده، معاون وزارت کشور گفت: "در دنيا و همچنين ايران بايد به بخشهاى دانشجويى و کارگران توجه بيشترى شود؛ چرا که اين دو بخش مى توانند آسيب پذير(!؟) باشند و در عين حال ميتوانند خدمات شايانى به اين جامعه ارائه نمايند."

موضوع گردهمايى البته نه "خدمات شايان" کارگر و دانشجو، که آن وقايعى بود که سران (هردو جناح) رژيم از آن بعنوان "غائله عليه کل نظام" ياد ميکنند. بعلاوه تاج زاده درس جامعه شناسى نمى دهد که از "دنيا و ايران" و از "کارگر و دانشجو" على العموم صحبت ميکند. اينها همه "آب بندى" براى طرح مساله اى در اجتماع استانداران است که نبايد بطور علنى و صريح در مورد آن حرف زد: رابطه کارگران با تظاهرات تير ماه. تاج زاده هم ميداند که در همان روزهاى "غائله"، براى مثال کارگران ماشين سازى اراک به حمايت از تظاهرات دانشجويان دست به اعتراض زدند. ايشان خوب مى داند خيلى از شرکت کنندگان تظاهرات هفته سوم تيرماه که از جانب رژيم "اراذل و اوباش غير دانشجو" خوانده شدند، کارگر و جوانان محلات کارگر نشين تهران بودند. ايشان خوب ميداند که در يکى دو سال گذشته هفته اى بدون اعتراض و اعتصاب و تظاهرات کارگران در نقاط مختلف کشور نگذشته است و جو اعتراضى در بين کارگران بسيار بالاست. "مغز متفکر" وزارت کشور دارد ضمن مخفى کارى حالى ابواب جمعى اش ميکند که کارگر و دانشجو آن بيرون عليه آقايان و نظام شان صف کشيده اند.

راه تظاهرات و اعتراضات تيرماه تهران و ساير شهرها از مدتها قبل با راهپيمايى ها و پيکت هاى متعدد کارگران در سراسر کشور کوبيده شده بود. در زمستان ٧٥ وقتى هنوز "٢ خرداد" رخ نداده بود و اختناق اسلامى يکپارچه و در اوج بود، کارگران نفت با تظاهرات خود بسوى وزارت نفت در تهران سنگ اول را از پى باروى جمهورى اسلامى بيرون کشيدند. بعد از آن در همان تهران بارها مردم براى کارگرانى که عليه تعويق دستمزدها در برابر وزارت کار و ساير مراکز تظاهرات کرده بودند، دست تکان دادند. و ديدند که ميشود از اين کارها کرد! در همين اول مه امسال، يعنى ٥٠ روز قبل از تظاهرات و شورش هفته سوم تير، تظاهرات وسيع کارگران در تهران و ساير شهر برپا شد که در بعضى نقاط به درگيرى و کتک کارى با انصار الله و نيروهاى انتظامى منجر شد. کارگران بيش از دو سال است که، نه فقط در تهران که ساير شهرها، مبارزه را رفته رفته به خيابانها کشانده اند. هر چند که اين اعتراضات براى خواستهاى اقتصادى و بويژه مقابله با بيکارسازى و تعويق دستمزدها بوده است، اما تاثير سياسى و عمومى آن در بر هم زدن توازن قوا به نفع مردم انکار ناپذير است.

در پس تظاهرات تيرماه، صداى سنگين گامهاى کارگران بگوش ميرسد. همين تاج زاده و دولتش را به چاره جويى واداشته است. اما کارگران بايد به صف جلو بيايند. براى کارگران و کل جامعه بهترين و کم دردسرترين راه رها شدن از شر جمهورى اسلامى و دستيابى به آزادى و برابرى اينست که کارگران نيروى سراسرى خود را متشکل کنند و کل اعتراض اجتماعى را براى سرنگونى رژيم اسلامى و برقرارى جمهورى سوسياليستى به پيش برانند.

٤مرداد ٧٨