|
| کارگران و انقلاب آتى ايران |
| حميد تقوائى |
|
جمهورى اسلامى به آخرين روزهاى حيات ننگينش نزديک ميشود. اختلافى که از زمان انتخاب خاتمى ميان جناح هاى رژيم در گرفته و هر روز شديد تر ميشود خود نشاندهنده استيصال و درماندگى حکومت در برابر توده مردم جان به لب رسيده ايران است. اين اختلافى بر سر چگونگى حفظ رژيم است. جناحى ميخواهد همچنان با ارعاب و سرکوب و کشتار "نظام اسلامى" را حفظ کند و جناح ديگر که از اوجگيرى و اعتلاى بيشتر اعتراضات مردم در هراس است "صلاح نظام" را در مماشات و مسالمتجويى ميداند و ميخواهد باصطلاح با پنبه سر ببرد. واضح است که توده مردم و کارگران مشخصا هيچ منفعتى در پيروزى هيچ يک از اين جناحها ندارند. خلاصى از شر کل اين رژيم اولين شرط رسيدن به هر خواست و هدف انسانى و آزاديخواهانه و برقرارى جامعه اى آزاد و برابر است. اين را توده مردم ايران، مردمى که بارقه هاى اولين اعتراضاتشان رژيم را اينچنين مستاصل و سردر گم کرده است خوب ميدانند.
سئوال اساسى که امروز مردم با آن روبرويند اينست که چه نوع حکومت و نظامى بايد در ايران برقرار شود؟ مردم اعلام کرده اند که جمهورى اسلامى را نميخواهند اما هنوز بروشنى نميدانند که چه حکومت و نظامى ميتواند خواستهاى آنان را برآورده کند. و اين يک نقطه ضعف اساسى در سير پيشرفت و اعتلاى مبارزه براى سرنگونى رژيم اسلامى است. مادام که توده عظيم مردمى که خواهان سرنگونى جمهورى اسلامى اند تصوير روشنى از معنا و مضمون نظامى که بايد جايگزين جمهورى اسلامى شود نداشته باشند، انقلابى در ايران شکل نخواهد گرفت و اگر هم اصولا انقلابى بتواند در غياب يک آلترناتيو روشن و راديکال شکل بگيرد، سرنوشتى بهتر از انقلاب ٥٧ نخواهد داشت. مردم بايد وسيعا بدانند که اين آلترناتيو کدامست و معناى پيروزى انقلاب چيست. هر حزب و نيروى سياسى به مقتضاى منافع طبقه و قشر اجتماعى اى که نمايندگى ميکند به اين سئوال پاسخ ميدهد. امروز نيروهاى اپوزيسيون، که بسيارى از آنان حتى خواهان سرنگونى جمهورى اسلامى نيستند، صريحا يا تلويحا بديل هايى نظير جمهورى اسلامى منهاى ولايت فقيه، جامعه مدنى، جمهورى اسلامى بعلاوه دموکراسى، حکومت قانون، جمهورى ملى ايران، و شعارهايى از اين قبيل را مطرح ميکنند. هيچ يک از اين بديل ها پاسخگويى خواستهاى کارگران و توده مردم شريف و زحمتکش ايران نيست. مردمى که پس از تحمل قريب به بيست سال سخت ترين و مشقت بار ترين شرايط اجتماعى و اقتصادى به پا ميخيزند نميتوانند تنها به تغييرات جزئى در حکومت دل خوش کنند. مردم ايران آزادى و رفاه و برابرى و عدالت ميخواهند. تنها حکومتى ميتواند تامين کننده اين خواستهاى انسانى باشد که هيچ نزديکى و فصل مشترکى نه تنها با حکومت موجود بلکه با کل نظامى که اين رژيم ضد انسانى زاده آنست نداشته باشد. آنچه ميتواند به خواستهاى کارگران و توده مردم ايران جامه عمل بپوشد تنها يک حکومت و نظام سوسياليستى است. اين پاسخ کارگران و حزب انقلابى آنان به وضع موجود در ايران است. اين پرچمى است که حزب ما از بدو تشکيل خود با شعار آزادى برابرى حکومت کارگرى برافراشته و براى تحقق آن پيگيرانه ميارزه کرده است. اين مبارزه امروز وارد دوره تعيين کننده و حياتى اى شده است. مردم امروز اعلام کرده اند رژيم اسلامى را نميخواهند و براى تغيير وضع موجود پا بميدان گذاشته اند، اما رهائى واقعى اين توده عظيم مردم، رهائى و آزادى زنان، جوانان، روشنفکران و اقليتهاى مذهبى، آزادى بى قيد و شرط بيان و قلم و تحزب و فعاليت سياسى، و تامين رفاه عمومى و يک زندگى شاد و برابر براى همگان، تمام اينها در گرو آنست که طبقه کارگر پرچم سوسياليسم، پرچم آزادى برابرى حکومت کارگرى را برافرازد، در برابر جامعه قرار بدهد و مردم بجان آمده از حکومت اسلامى را بدنبال آن بسيج کند. اين يک شرط حياتى براى رهائى جامعه از بختک جمهورى اسلامى است. برنامه حزب ما شکل و محتواى نظامى که بايد ثمره پيروزى انقلاب آتى ايران باشد را بروشنى و تفصيل معنا کرده و توضيح داده است. نظامى عارى از استثمار و بردگى مزدى که يک زندگى آزاد و برابر و مرفه را براى همه آحاد جامعه تضمين ميکند. نظامى که فورا لغو استثمار و کار مزدورى، آزادى زنان و برابرى کامل زن و مرد، جدائى مذهب از دولت و از آموزش و پرورش، آزادى بيقيد و شرط بيان و قلم و تحزب و ديگر خواسته هاى انسانى که در برنامه حزب توضيح داده شده را اعلام ميدارد و عملى ميکند. کارگران پيشرو و سوسياليست از هم امروز بايد اين پرچم، پرچم آزادى برابرى حکومت کارگرى را بلند کنند و بعنوان حکم پيروزى انقلاب در برابر جامعه قرار دهند. انقلابى که در راه است ميتواند و بايد سوسياليسم را در ايران بر پا کند. اين حکم طبقه کارگر ايران و توده مرد م محرومى است که براى سرنگونى رژيم جمهورى اسلامى بپا ميخيزند. ٣٠ خرداد ١٣٧٨ |