پنجشنبه، ٤ بهمن ١٣٨٦- ٢٤ ژانويه ٢٠٠٨

    کارگر کمونيست  ٧٦

               اى ميل:  kargar_komonist@yahoo.com

     سايت:  www.wpiran.org/kk-index.htm

بخاطر وضعيت وخيم اقتصادي کارگران نبايد تن به محافظه كاري دهند

اميد سرخ
 

در ايران يك جنبش و مبارزه فعال كارگري در جريان است. مبارزه اي كه مدام جريان دارد و بخش اعظم كارگران را در بر ميگيرد. اما عليرغم اين متاسفانه بخشي از کارگران به علت بيکاري زيادي که در جامعه وجود دارد واز ترس اينکه مبادا کارشان را از دست دهند محافظه کار ميشوند وجاهايي کوتاه ميايند واز ابراز خواستها و مطالبات بر حق خود اجتناب ميکنند. اما مسئله مهم اين است که کارگران در يابند که دقيقا نقطه مقابل اين اخراج سازي وبيکار کردن کارگران تشکل، همبستگي ومبارزه پيگير انها براي دستاورد هاي فزونتر است. و اين جهت گيري است که جلو اخراج وبيکار شدنشان را ميگيرد. کارگران بايد بدانند اگر به لاک دفاعي بروند قطعأ نخواهند توانست موقعيت خود و هم طبقه اي هايشان را هر چند اندک بهبود ببخشند. و دقيقا اين متشکل شدن و همبستگي ميان کارگران است که انان را در برابر طبقه حاکم و استثمارگران منسجم تر وقويتر ميکند و اگر قرار باشد طبقه حاکم حتي بک قدم عقب رانده شود بايد کارگران متشکل شوند و خواستها ومطالبات خود را با تکيه بر بالا بردن اگاهي طبقاتي ميان عموم کارگران بروشني مطرح کنند. رهبران كارگري بايد سعي در به خط کردن کارگران پشت سر خواستها و مطالبات کارگران راديکال و حق طلب و کمونيست نمايند.
لذا خطاب من آن دسته از کارگران و فعالين کارگري هستند که ميگويند کمونيستند ميگويند عليه سرمايه داري و بند و بساط کثيفش هستند واز کار و دستمزد خود وهمچنين از نحوه کار و نحوه رفتار کارفرما با خود ناراضيند. اما فکر ميکنند نميشود اقدامي کرد واگر اقدامي برخلاف ميل کارفرما انجام دهند ان وقت مجازات واخراج وغيره در انتظارشان خواهد بود. البته اين موضوع قابل درکي است و ميتوان ان را با پوست وجان لمس کرد وبا قاطعيت ميتوان گفت که اگراين مانع نبود تابحال کارگران صد بار جمهوري اسلامي را ساقط کرده بودند. ولي رفقا همانطور که در بالا هم اشاره کردم تنها راهي که از اخراجمان جلوگيري ميکند، دادن دستمزدمناسب و همچنين پرداخت ان در موعد مقرر و بيمه و همه اينها را تضمين ميکند، متشکل شدن است. قدرت ما در تشکلمان است. وسلاح ما ايجاد تشکل و سازماندهي توده کارگران است. اگر نتوانيم ان تشکل وهمبستگي لازم را به وجود بياوريم قطعا نخواهيم توانست در مقابل کارفرما و دولتش پيش برويم.

کارگران بايد اين مسئله بسيار اساسي، سياسي و طبقاتي واقعي را درک کنند که جز بامبارزه پيگير ومداوم با بورژوازي نميتوانند در مقابل کارفرما و پليس و دولت و ارتشي که همه عليه طبفه کارگرند و براي سرکوب ان درست شده اند بايستند.

اما راهکاري که بنظر من مناسب باشد براي ان فعالين کارگري جوان و شايد کم تجربه که فکر ميکنند نمييشود در جهت ايجاد تشکل گام نهاد و دليلشان هم اين است که ممکن است اخراج شوند ويا عوامل نفوذي دولتي ويا از طرف کارفرما در ميان انها باشند اين است که اين رفقاي ما بايد تلاش کنند در درجه اول به چهره هايي مورد اطمينان و دوستدار کارگران تبديل شوند. تا کارگران بتوانند به انها اعتماد کافي داشته باشند وانها هم در مقابل سعي کنند ان همستگي عاطفي لازم وهمچنين حس اعتماد به نفس و اعتماد به هم را در ميان کارگران افزايش دهند. تا کارگران بتوانند بدون ترس و دلهره به صحنه بيايند. و در درجه دوم بايد اين همبستگي به وجود امده ميان کارگران را به همبستگي سياسي طبقاتي تبديل کرد وانان را ازاهميت مبارزه طبقاتي ودرک ان اگاه نمود. ودر نهايت در صدد برگزاري مجامع عمومي کارگري در صورت توان با حضور خانواده هاي کارگران برايند واز ان به بعد تشکل کارگري خود را رسما اعلان وجلسات بحث و تبادل نظر پيرامون مسائل و مشکلات کارشان را در چهارچوب مجمع عمومي منظم هفتگي ادامه دهند. اينجاست که بايد اهميت مجمع عمومي را براي مستحکم ماندن تشکل ايجاد شده در ميان کارگران بخوبي توضيح داد وتوجيه کرد.دراين صورت است که موفق خواهند شد خواسته ها و مطالبات خود را برکارفرمايان و حکومت مدافعشان تحميل کرد.

اما مسئله مهم ديگري که در کنار اين ميخواستم به ان اشاره کنم اين است که طبق روال هرساله حکومت هاي بورژوازي در اواخر هر سال به اصطلاح اقتصاد دانان بورژوازي و کارفرمايان ودولت شان با هم مينشينند و دستمزد کارگران را براي سال اينده مشخص ميکنند. طبق روال هر سال درصدي ناچيز به حقوق کارگران اضافه ميشود. البته اشتباه نشود فقط در رقم اضافه ميشود وگر نه اين درصد کمي که اضافه ميشود مقابلش چند برابر اين، تورم بالا ميرود وبه يک معني ميتوان گفت نه تنها چيزي اضافه به ان معني که زندگي و معيشت کارگران رابهبود بخشد نميشود بلکه ان سفره بي رنگ و بوي کارگران بي رنگ و بوتر نيز ميشود. قيمت مسکن هرساله بطور سرسام اوري بالا ميرود. تحصيل که در خود قانون جانيان اسلامي رايگان اعلام شده است کم کم دارد براي فرزندان كارگران به چيزي لوكس تبديل ميشود. سوخت مردم که حق طبيعي همه شهروندان است را جيره بندي ميکنند. وخلاصه اينکه بايد گفت هرساله بيشتر از سال قبل از آن فقر وفلاکت وسيه روزي بر زندگي مردم تحميل ميشود. بيکاري امان كارگران را بريده است اما با همه اينها اين حضرات هستند که دور از چشم کارگران دستمزد آن درصد از کارگران که مشغول کارند را تعيين ميکنند. که اين نهايت وحشيگري وضد کارگري بودن اين جانيان جمهوري اسلامي را ميرساند. وتازه اگر هم خواستند براي بهبود معيشت خود به صحنه بيايند انها را ميگيرند زندان هاي طويل مدت به انها ميدهند. وجريمه نقدي ميکنند وغيره ، بايد عليه اين وحشي گري اسلامي ايستاد وانان را وادار به عقب نشيني کرد .
کارگران بايد دستمزد خود را خودشان تعيين كنند. بايد براي اين اقدامي انجام داد کارگران بيشتر از هميشه به اين موضوع مهم حساسيت نشان دهند. خصوصا الان که ميخواهند دسمزد کارگران را براي سال اينده تعيين کنند کارگران نبايد اين فرصت مهم را از دست دهند وبه نظرمن بايد اين را يعني تعيين دستمزد به وسيله خود کارگران در اولويت کاري کليه ي تشکلهاومجامع عمومي کارگري واعتراضاتي که در دستور برنامه اتي کارگران هست قرار گيرد .

کارگران هر بخش کارگري و يا هرکارخانه بايد طي مجمع عمومي که ميگيرند طي نامه اي رسمي که امضاي تمام کارگران ان بخش يا آن کارخانه را داشته باشد اعلام کنند که دستمزد انها نبايد از ان دستمزدي که خودشان آن را مناسب ميدانند کمتر باشد. در غير اينصورت دست از کار خواهند کشيد. اگر اين کار در چندين مراکز مهم کارگري وکارخانه هاي بزرگ صورت گيرد مسلما حكومت مجبور به عقب نشيني ميشود. كارگران بايد اعلام دارند دستمزدي که دولت و کارفرما ها ان را اعلام کنند و فاقد هرگونه دخالت کارگران ورهبران واقعي کارگري است به هيج وجه اعتبار ندارد.

وامروزه که حرف از يک مليون تومان هست بايد کارگران بتوانند اين را به تمام مراکز کارگري و کارخانه ها و کارگاه هاي سراسر کشور اعلام کنند و حول آن به مبارزه برخيزند واين خواست برحق خود را قاطعانه به پيش برند و مطمنا جمهوري اسلامي و کارفرما ها را وادار به تسليم خواهند کرد .